Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 215 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
executable statement
U
حکم اجرا پذیر
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
executable
U
اجرا پذیر
pracitcable
U
قابل اجرا صورت پذیر
achievable
<adj.>
U
اجرا پذیر
doable
<adj.>
U
اجرا پذیر
executable
<adj.>
U
اجرا پذیر
feasible
<adj.>
U
اجرا پذیر
practicable
<adj.>
U
اجرا پذیر
workable
<adj.>
U
اجرا پذیر
possible
[doable, feasible]
<adj.>
U
اجرا پذیر
makeable
<adj.>
U
اجرا پذیر
contrivable
<adj.>
U
اجرا پذیر
makable
[spv. makeable]
<adj.>
U
اجرا پذیر
manageable
<adj.>
U
اجرا پذیر
makable
<adj.>
U
اجرا پذیر
Other Matches
mixable
U
امیزش پذیر امتزاج پذیر
reparable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
repairable
U
اصلاح پذیر تعمیر پذیر
ascendable
U
تفوق پذیر فراز پذیر
educatable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
educable
U
تربیت پذیر تعلیم پذیر
ascendible
U
تفوق پذیر فراز پذیر
standards
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
standard
U
تابعی که یک تابع که زیاد اجرا شود را اجرا میکند مثل ورودی صفحه کلید یا صفحه نمایش
asynchronous
U
تابعی که جداگانه از برنامه اصلی اجرا میشود و وقتی اجرا میشود که یک موقعیتهای خاصی به وجود آمده باشند
simple
U
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simpler
U
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
simplest
U
وسیله چند رسانهای که نیاز به فایل داده برای اجرا ندارد مثل درایو cd برای اجرا cdهای صوتی
adaptable organism
U
موجود زنده سازش پذیر زیستمند سازش پذیر
adjustable wheel
U
چرخ تنظیم پذیر
[مانند بلندی]
[چرخ تطبیق پذیر]
[مانند نوع جاده]
runs
U
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
run
U
دستوری که به کاربر امکان نوشتن نام برنامه ای که می خواهد اجرا کند یا دستور DOS ای که می خواهد اجرا کند میدهد
operation
U
ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
client side
U
داده یا برنامهای روی کامپیوتر مشتری ونه روی سرور اجرا میشود مثلاگ یک برنامه java script روی جستجوگر و کاربر اجرا میشود و برنامه کربردی مشتری است یا داده ذخیره شده ریو دیسک سخت کابر است
soluble
U
حل پذیر
solvable
U
حل پذیر
pi acceptor
U
پی پذیر
cleavable
U
رخ پذیر
pliable
U
خم پذیر
programmable read only memory
U
حافظه برنامه پذیر فقط خواندنی حافظه تنها خواندنی برنامه پذیر حافظه فقط خواندنی قابل برنامه ریزی
terminable
<adj.>
U
بطلان پذیر
severable
U
تفکیک پذیر
testable
U
ازمون پذیر
sequacious
U
نصیحت پذیر
elastic
U
انعطاف پذیر
susceptible of change
U
تغییر پذیر
terminable
<adj.>
U
فسخ پذیر
tensible
U
کشش پذیر
shapeable
U
شکل پذیر
superimposable
U
انطباق پذیر
subjugable
U
تسخیر پذیر
subduable
U
تسخیر پذیر
stainable
U
لکه پذیر
teachable
U
تعلیم پذیر
spottable
U
لکه پذیر
spoilable
U
فساد پذیر
semi solvable
U
نیم حل پذیر
rotatable
U
چرخش پذیر
protean
U
شکل پذیر
proprotionable
U
تناسب پذیر
plunderable
U
چپاول پذیر
regulable
U
تنظیم پذیر
placative
U
تسکین پذیر
perturbable
U
اشوب پذیر
placable
U
دلجویی پذیر
pilable
U
انحنا پذیر
pervious
U
نفوذ پذیر
variable
U
تغییر پذیر
variables
U
تغییر پذیر
proton acceptor
U
پرتون پذیر
protractile
U
امتداد پذیر
revocable
U
ابطال پذیر
estimable
U
تخمین پذیر
resolvable
U
تفکیک پذیر
remediable
U
گزیر پذیر
remediable
U
چاره پذیر
remediable
U
درمان پذیر
refutable
U
تکذیب پذیر
reflexible
U
انعکاس پذیر
precipitable
U
تعلیق پذیر
separable
U
تفکیک پذیر
reducible
U
تقلیل پذیر
reclaimable
U
ادعا پذیر
trainable
U
تربیت پذیر
inflammable
U
التهاب پذیر
inflammable
U
اشتعال پذیر
flammable
U
اشتعال پذیر
soluble
U
انحلال پذیر
conceivable
U
امکان پذیر
tolerable
U
تحمل پذیر
adaptable
U
وفق پذیر
adaptable
U
انطباق پذیر
accident prone
U
سانحه پذیر
accident-prone
U
سانحه پذیر
submissive
U
سلطه پذیر
sociable
U
جامعه پذیر
definable
U
تعریف پذیر
realizable
U
تحقق پذیر
excitable
U
تحریک پذیر
irritable
U
تحریک پذیر
exceptionable
U
اعتراض پذیر
shock absorber
U
ضربه پذیر
shock absorbers
U
ضربه پذیر
inevitable
U
چاره نا پذیر
avoidable
U
اجتناب پذیر
curable
U
علاج پذیر
permeable
U
نشت پذیر
permeable
U
نفوذ پذیر
permeable
U
رطوبت پذیر
reversible
U
برگشت پذیر
reversible
U
واگشت پذیر
applicable
U
کاربست پذیر
applicable
U
کاربرد پذیر
reactive
U
واکنش پذیر
impressionable
U
تاثر پذیر
impressionable
U
اثر پذیر
supple
U
تغییر پذیر
supple
U
انعطاف پذیر
visitable
U
دیدار پذیر
vicissitudinous
U
تحول پذیر
vanquishable
U
شکست پذیر
vacillatory
U
تغییر پذیر
tuneable
U
تنظیم پذیر
peaceable
U
اشتی پذیر
bearable
U
تحمل پذیر
divisible
U
بخش پذیر
extendable
U
توسعه پذیر
tunably
U
تنظیم پذیر
tunable
U
تنظیم پذیر
transmutable
U
دگرگونی پذیر
tranformable
U
دگرگونی پذیر
trainable
U
فرهیخت پذیر
thinkable
U
اندیشه پذیر
thermosetting
U
سختی پذیر
voidable
<adj.>
U
بطلان پذیر
wallydraigle
U
تاثیر پذیر
weariless
U
خستگی نا پذیر
expendable
U
مصرف پذیر
stretchy
U
فراخی پذیر
vulnerable
U
زخم پذیر
vulnerable
U
اسیب پذیر
stretchy
U
کشش پذیر
stretchiest
U
فراخی پذیر
stretchiest
U
کشش پذیر
stretchier
U
فراخی پذیر
stretchier
U
کشش پذیر
lowest common denominators
U
مردم پذیر
lowest common denominator
U
مردم پذیر
fatig
U
خستگی پذیر
changeable
U
تغییر پذیر
testable
U
شهادت پذیر
flexible cable
U
کابل خم پذیر
fathomable
U
پیمایش پذیر
commensurable
U
تناسب پذیر
commutative
U
جابجایی پذیر
extensible
U
توسعه پذیر
compressible
U
تراکم پذیر
computable
U
محاسبه پذیر
consolable
U
تسلی پذیر
contractible
U
انقباض پذیر
contractile
U
ترنج پذیر
extendible
U
کشش پذیر
expiable
U
کفاره پذیر
corrigible
U
اصلاح پذیر
mendable
U
اصلاح پذیر
reformable
U
اصلاح پذیر
colourable
U
رنگ پذیر
colorable
U
رنگ پذیر
fixable
U
ثبات پذیر
fissionable
U
شکافت پذیر
fissile
U
شکاف پذیر
figurable
U
شکل پذیر
chargeable
U
اتهام پذیر
chromatophil
U
رنگ پذیر
chromophil
U
رنگ پذیر
fatiguable
U
خستگی پذیر
fatigable
U
خستگی پذیر
civilizable
U
تمدن پذیر
coercible
U
اجبار پذیر
cogitable
U
اندیشه پذیر
refornable
U
اصلاح پذیر
corruptible
U
فساد پذیر
disciplinable
U
انضباط پذیر
disintegrable
U
تجزیه پذیر
disputable
U
اعتراض پذیر
dissoluble
U
تجزیه پذیر
distensible
U
انبساط پذیر
doughface
U
تلقین پذیر
educable
U
اموزش پذیر
electron acceptor
U
الکترون پذیر
endurable
U
تحمل پذیر
sufferable
U
تحمل پذیر
enumerable
U
شمارش پذیر
evadable
U
طفره پذیر
evitable
U
اجتناب پذیر
executable
U
انجام پذیر
disciplinable
U
تعلیم پذیر
dilatable
U
اتساع پذیر
differentiable
U
تشخیص پذیر
countable
U
شمارش پذیر
expansible
U
گسترش پذیر
criticizable
U
انتقاد پذیر
expandable
U
بسط پذیر
deceivable
U
فریب پذیر
decidable
U
تصمیم پذیر
deductible
U
مالیات پذیر
deformable
U
دگردیس پذیر
demurrable
U
اعتراض پذیر
denominable
U
تسمیه پذیر
depreciable
U
استهلاک پذیر
exepandable
U
بسط پذیر
destructible
U
انهدام پذیر
increasable
U
افزایش پذیر
associative
U
شرکت پذیر
perfectible
U
کمال پذیر
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com