English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 75 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
oread U حوری کوهستانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
nymph U حوری
nymphs U حوری
oceanid U حوری دریایی
dryad U حوری جنگلی
daphne U حوری دریایی
sirenic U حوری دریایی
houri U حوری بهشتی
hamadryad U حوری جنگلی
wood nymph U حوری جنگل
water nymph U حوری دریایی
nix U حوری دریایی
thetis U حوری دریایی
sirenian U حوری وار
sirens U حوری دریایی
siren U حوری دریایی
mermaids U حوری دریایی
sea nymph U حوری دریایی
mermaid U حوری دریایی
sirenic U اژیر حوری مانند
sirenian U شبیه حوری دریایی
naiad U حوری موجددریاچه رودخانه
siren U اژیر حوری مانند
sirens U اژیر حوری مانند
nymphic U وابسته به حوری یا پری دریایی
maenad U حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
menad U حوری زیبایی که ملازم دیونیسوس بوده
nymphean U وابسته به حوری دریایی حور نشین
rangey U کوهستانی
highland U کوهستانی
hilariously U کوهستانی
mountaineers U کوهستانی
montane U کوهستانی
mountainous U کوهستانی
rangy U کوهستانی
mountain U کوهستانی
mountains U کوهستانی
orestes U کوهستانی
mountaineer U کوهستانی
tarn U دریاچه کوهستانی
upper terminal U ایستگاه کوهستانی
transmountain U ماوراء کوهستانی
transmontane U ماوراء کوهستانی
glens U دره کوهستانی
shelf U سکوی کوهستانی
bench U سکوی کوهستانی
uplands U زمین کوهستانی
high land U زمین کوهستانی
benches U سکوی کوهستانی
mountain climate U اقلیم کوهستانی
mountain troops U یکانهای کوهستانی
glen U دره کوهستانی
upland U زمین کوهستانی
clachan U دهکده کوچک کوهستانی
ghillie U نوکریکی از روسای کوهستانی
greenwood U درخت راج کوهستانی
mountaineers U یکان کوهستانی کوهنورد
mountaineer U یکان کوهستانی کوهنورد
nereid U هریک ازپنجاه حوری دریایی که دختران نروس بوده اند
houri U حوری the of girl eyed black,white-skinned paradisea uslim
tarn U دریاچه عمیق وکوچک کوهستانی
gillie U نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gilly U نوکر یکی ازروسای کوهستانی
gael U مردم کوهستانی اسکاتلند سلتهای اسکاتلندی
Sea [mountain] air makes you hungry. U هوای دریایی [کوهستانی] گشنگی می آورد.
hermaphroditus U پسر هرمس وافرودیت که وقتی در اب تنش را می شست بایک حوری دریایی متصل و دارای یک بدن شد
sporran U چنته یاکیسه چرمی جلو دامن اسکاتلندیهای کوهستانی
williwa U وزش ناگهانی باد یا هوای سرد در مناطق کوهستانی
yodel U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeled U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodeling U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelling U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodels U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
yodelled U صدای اواز مانند دلی دلی که اهالی سویس و مردم کوهستانی دراواز خود تکرارمیکنند
pack artillery U توپخانه محمول با دواب توپخانه محمول توپخانه کوهستانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com