English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 231 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
charge U حمله به حریف
charges U حمله به حریف
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
covered U گرفتن شمشیر به وضعی که شمشیر خودبخود در حمله حریف منحرف نشود
glide U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glided U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
glides U حمله با سر دادن شمشیرروی شمشیر حریف ارام دویدن برای فشار نهایی چرخش به دور میله بارفیکس
tackle U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackled U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackles U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
tackling U ازجا کندن حریف حمله به توپدار با انداختن یا گرفتن او
parried U دفع کردن حمله حریف
parries U دفع کردن حمله حریف
parry U دفع کردن حمله حریف
parrying U دفع کردن حمله حریف
disengage U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengages U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
disengaging U رد کردن شمشیراز زیرشمشیر حریف برای حمله
double U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
doubled up U مسابقه پاروزنی 2 نفره حمله با دوبار رد کردن شمشیر از زیر شمشیر حریف
assault U حمله بدنی به حریف
assaulted U حمله بدنی به حریف
assaults U حمله بدنی به حریف
audible U تعویض مانور حمله یا دفاعی در مقابل حریف
bootleg U نوعی حمله با فریفتن حریف
ceding parry U کنار زدن حمله و سد کردن شمشیر حریف در خط جدید
counter riposte U حمله شمشیرباز پس از دفع حمله متقابل حریف
deropement U مانور حمله با گریز ازشمشیر حریف
head and arm U هنگام حمله حریف به دو خم دست و سر حریف را گرفته او رامی پیچانیم
stop hit U ضد حمله شمشیربازضمن حرکات پیچیده حریف مهاجم
touch football U نوعی فوتبال با 6 یا 9 بازیگردر هر تیم که سد کردن مجازاست ولی حمله بدنی مجازنیست و فقط لمس حریف کافی است
Other Matches
underhook U گرفتن سر حریف با دست راست دست چپ زیر بازوی راست حریف قلاب و با حرکت قدرتی حریف را از بغل به روی تشک پرت کردن
gain ground U ضربه با پا به امید بل گرفتن ان نزدیک دروازه حریف پیشروی شمشیرباز بسوی حریف
loop U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
loops U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
looped U حریف را دورزدن بمنظور سد کردن راه حریف دیگر
hysterics U حمله خنده غیر قابل کنترل حمله گریه
velimirovic attack U حمله ولیمیروویچ در حمله سوزین از دفاع سیسیلی شطرنج
side sweep and over under U گرفتن دست و کمرحریف کشیدن وی بطرف خودو با پای چپ زیر پای راست حریف را خالی کردن و پرتاب حریف
vortex breakdown/brust U جدایی ناگهانی جریانهای حلقوی از لبه حمله بالهای دلتا در زاویه حمله معین که واماندگی این نوع بالها رانشان میدهد
rio treaty U اکوادور ونیکاراگوئه به سال 7491 که به موجب ان در صورت حمله به یک از کشورهای امریکایی همه کشورهای دیگر حق حمله مسلحانه را دارند
hysterogenic U حمله تشنجی شبیه حمله
ond shot U بیک حمله دریک حمله
hysteroid U حمله تشنجی شبیه حمله
hitting U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hit U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
hits U ضربه به توپ یا حریف ضربه بدنی به حریف برای خروج او از بازی ضربه
face off U رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
front line U خط حمله خط حمله یادفاع
target date U زمان حمله به هدف یا تاریخ حمله به هدف
post attack U بعد از اجرای حمله یا تک وقایع بعد از اجرای حمله
adversaries U حریف
adversary U حریف
match U حریف
rivalling U حریف
foes U حریف
matches U حریف
rivals U حریف
rivalled U حریف
rivaling U حریف
opponent U حریف
rivaled U حریف
opponents U حریف
rival U حریف
challengers U حریف
foe U حریف
challenger U حریف
d. cut d. U حریف
adversarial U حریف
competitors U حریف
competitor U حریف
shadowing U چسبیدن به حریف
dropping U جاگذاشتن حریف
shadow U چسبیدن به حریف
copes U حریف شدن
coped U حریف شدن
jack of all trades U همه فن حریف
jacks of all trades U همه فن حریف
victim U حریف ضعیف
victims U حریف ضعیف
shadows U چسبیدن به حریف
drops U جاگذاشتن حریف
playing the man U بازی با حریف
away U زمین حریف
cope U حریف شدن
opponent U حریف طرف
i cannot manage him U حریف او نمیشوم
opponents U حریف طرف
copings U حریف شدن
head butt U با سر به حریف زدن
sell a dummy U فریفتن حریف
he was too much for me U من حریف او نبودم
end U زمین حریف
ended U زمین حریف
ends U زمین حریف
swingman U همه فن حریف
adversaries U حریف کشتی
shadowed U چسبیدن به حریف
downfield U زمین حریف
drop U جاگذاشتن حریف
deliver a series of blows U بمباران حریف
dropped U جاگذاشتن حریف
adversary U حریف کشتی
target U سینه حریف
razzle dazzle U فریفتن حریف
targetting U سینه حریف
targetted U سینه حریف
targets U سینه حریف
targeting U سینه حریف
targeted U سینه حریف
deceived U فریب دادن حریف
deceiving U فریب دادن حریف
deceives U فریب دادن حریف
hinders U مانع حریف شدن
deceive U فریب دادن حریف
drops U پشت سر گذاشتن حریف دو
dropping U پشت سر گذاشتن حریف دو
drop U پشت سر گذاشتن حریف دو
dropped U پشت سر گذاشتن حریف دو
hindering U مانع حریف شدن
marks U نشانه کردن حریف
put the ball on the floor U رد کردن توپ از حریف
shut down U شکست دادن حریف
clinch U بغل کردن حریف
block U سدکردن غیرمجاز حریف
blocked U سدکردن غیرمجاز حریف
blocks U سدکردن غیرمجاز حریف
stomach throw U افکندن حریف از پشت
they are well matched U حریف یکدیگر هستند
to stand up to one's opponent U با حریف روبرو شدن
mark U نشانه کردن حریف
burn U امتیاز گرفتن از حریف
burns U امتیاز گرفتن از حریف
clinched U بغل کردن حریف
hinder U مانع حریف شدن
clinches U بغل کردن حریف
clinching U بغل کردن حریف
utility U ذخیره همه فن حریف
lapped U رسیدن به حریف جلویی
lap U رسیدن به حریف جلویی
sparring partner U حریف مشت بازی
He is jack of all trades . he can cope with any thing . U همه فن حریف است
scout U ارزیابی حریف اینده
unanswered U همردیف نبودن حریف
action on the blade U تماس با شمشیر حریف
outclassing U شکست فاحش حریف
outclassed U شکست فاحش حریف
outclass U شکست فاحش حریف
back sacrifice throw U افکندن حریف ازپشت
go behind U به پشت حریف رفتن
outclasses U شکست فاحش حریف
jink U فریب دادن حریف
scouts U ارزیابی حریف اینده
draw U رویارویی دو حریف در اغار
intercepts U قطع پاسکاری حریف
intercepted U قطع پاسکاری حریف
intercept U قطع پاسکاری حریف
bluffs U حریف را از میدان درکردن
bluffing U حریف را از میدان درکردن
bluffed U حریف را از میدان درکردن
bluff U حریف را از میدان درکردن
scouted U ارزیابی حریف اینده
draws U رویارویی دو حریف در اغار
kin geri U لگد به بیضه حریف
dribbling U رد کردن توپ از حریف
personal foul U خطای بدنی به حریف
dribble U رد کردن توپ از حریف
dribbled U رد کردن توپ از حریف
pattern offense U موضعگیری در برابر حریف
dribbles U رد کردن توپ از حریف
assorted U همه فن حریف همسر
deciding U نزدیک به دروازه حریف
intercepting U قطع پاسکاری حریف
cut down U زمین زدن حریف
hindered U مانع حریف شدن
kukutsu dachi U ایستادن در مقابل حریف
manage a person U حریف کسی شدن
outplay U بازی بهتر از حریف
outroll U شکست دادن حریف
circle dodge U گریز از حریف در مسیرمنحنی
onside U پا به توپ در زمین حریف
squeezed U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeeze U سد کردن مدافع حریف با دونفر
squeezes U سد کردن مدافع حریف با دونفر
slashed U چرخاندن چوب به طرف حریف
simple leg ride U شگک خراب کردن حریف
double hi U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
unlap U یک دور به حریف نزدیکتر شدن
trompement U گریز شمشیرباز از ضربه حریف
box out U موضعگیری بین حریف و سبد
to overcrow one's rival U از پیروزی بر حریف شادی کردن
bait the hole U گول زدن مدافع حریف
interference U سد کردن غیرمجاز راه حریف
squeezing U سد کردن مدافع حریف با دونفر
win by retirement U پیروزی با کنار رفتن حریف
double touch U ضربه شمشیر دو حریف در یک لحظه
shut out U مانع پیروزی حریف شدن
hinder U جلوگیری از ضربه زدن حریف
holding and hitting U گرفتن حریف و ضربه زدن
hindered U جلوگیری از ضربه زدن حریف
out of distance U دور بودن شمشیرباز از حریف
hindering U جلوگیری از ضربه زدن حریف
hinders U جلوگیری از ضربه زدن حریف
outside hook U فت پا و بهم زدن تعادل حریف
underdogs U فرصت برد به حریف ندادن
underdog U فرصت برد به حریف ندادن
hip rool U تاباندن حریف از روی باسن
hand out U حریف دریافت کننده سرویس
shut off U بهم زدن نقشه حریف
shoulder block U سد کردن حریف با ضربه شانه
finger hold U خم کردن غیرمجاز انگشت حریف
dummy U گول زدن حریف در تجمع
dummies U گول زدن حریف در تجمع
slashes U چرخاندن چوب به طرف حریف
clothes lines U ضبه زدن و انداختن حریف
clothes line U ضبه زدن و انداختن حریف
gang tackle U با چند بازیگر حریف را فروداوردن
slash U چرخاندن چوب به طرف حریف
handing U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
slashing U چرخاندن چوب به طرف حریف
hooking U سد کردن غیرمجاز حریف باچوب
blank U ممانعت از امتیاز گیری حریف
blankest U ممانعت از امتیاز گیری حریف
hand U میلههای تسخیرشده حریف در پایان
hook check U سد کردن راه چوب حریف ازعقب
overplaying U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
overplays U حریف را ناچار به تغییر محل کردن
deke U گول زدن حریف برای تغییرمحل
open ice U قسمتی از محوطه بازی که حریف در ان نیست
hand off U کنار زدن حریف بوسیله توپدار
strip U کشیدن یا انداختن توپ از دست حریف
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com