Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
casuistry
U
حل مسائل احلاقی ووجدانی با قوانین مذهبی واجتماعی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
twelve tables
U
الواحی که در سال 054 قبل از میلاد دررم منتشر شد و حاوی موادی از قوانین رمی در مورد اهم مسائل مبتلی به روزمره زندگی مردم رم بود و بعدهااساس قوانین رم قرار گرفت
religious matters
U
مسائل مذهبی
indifferentism
U
لاقیدی نسبت به مسائل مذهبی
rigorist
U
کسیکه در قوانین مذهبی زیادسخت گیری ودقت میکند
Roman law
U
مجموعهی قوانین رومی که پایهی قوانین امروزی در بسیاری از کشورها به ویژه در اروپا است
conflict of lows
U
در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
articles of war
U
قوانین جنگی قوانین داد رسی نظامی
valor
U
ارزش شخصی واجتماعی
valour
U
ارزش شخصی واجتماعی
concordat
U
پیمان دولت با جماعت مذهبی پیمان رسمی میان دو فرقه مذهبی
brainwashing
U
تلقین عقاید و افکارسیاسی ومذهبی واجتماعی درشخص
strategies
U
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
strategy
U
خط مشی نظامی و سیاسی و اقتصادی واجتماعی یا ملی کشور
self determination
U
استقلال سیاسی یک ملت و عدم تاثیرنیروهای خارجی درتصمیمات و روشهای سیاسی و اقتصادی و نظامی واجتماعی ان
economic problems
U
مسائل اقتصادی
battle problems
U
مسائل جنگی
business matters
U
مسائل کسبی
matters of great moment
U
مسائل مهم
political matters
U
مسائل سیاسی
operational problems
U
مسائل عملیاتی
beside the point
<idiom>
U
مسائل حاشیهای
tax administration
U
مسائل اجرایی مالیات
adopting the opinion
U
تقلید در مسائل شرعی
macroeconomic issues
U
مسائل اقتصاد کلان
conventions
U
باره مسائل حزبی ناحیهای
convention
U
باره مسائل حزبی ناحیهای
Take things as you find them.
<proverb>
U
مسائل را همانگونه نه هستند بپذیر .
sensationalism
U
پیروی از مسائل احساساتی وشورانگیز
separate opinion
U
رایی که نافربه مسائل مختلف باشد
omnibus bill
U
لایحه قانونی که مسائل گوناگون در بر دارد
humanism
U
دلبستگی به مسائل مربوط بنوع بشر
glasnost
U
سیاست بحث آزاد مطالب و مسائل
endogenous
U
مسائل ناشی از درونه سیستم اقتصادی
urbiculture
U
مسائل ومشکلات زندگی شهری وشهرها
redundancy
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
redundancies
U
در دفاع دعوی از مسائل خارجی استفاده کردن
irrigationist
U
کسیکه در مسائل وابسته به ابیاری علاقمند است
pornography
U
نقاشی یانوشته خارج ازاخلاق درباره مسائل جنسی
stressing
U
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
mysticism
U
توجیه مسائل سیاسی به مدد الهام واشراق عرفان
concert of europe
U
اتفاق دولت بزرگ اروپا نسبت به مسائل سیاسی
stresses
U
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
cogo
U
یک زبان برنامه نویسی مسئله گرابرای حل مسائل هندسی
computer literacy
U
دانش کامپیوترها و چگونگی استفاده از انها برای حل مسائل
stress
U
یک زبان مسئله گرا برای حل مسائل بنیادی مهندسی
econometrics
U
استفاده از روشهای اماری در بررسی مسائل اقتصادی اقتصاد سنجی
White Papers
U
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
White Paper
U
کتابی که حکومت یک کشور جهت تشریح یااعلام بعضی مسائل منتشرمیکند
ultraist
U
کسیکه در مسائل دینی وسیاسی و مانند انها زیاده روی میکند
economic and social council
U
شورای اقتصادی و اجتماعی یکی از ارکان ششگانه سازمان ملل متحد که وفیفه اش انجام امور اقتصادی واجتماعی و فرهنگی و تربیتی مربوط به سازمان ملل
legalism
U
اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
ideology
U
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideologies
U
روش فکری وسیاسی و اجتماعی واقتصادی خاص با کلیه نظریات و هدفها و مسائل مربوط به ان
ideology
U
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
ideologies
U
بحث و گفتگو در موردافکار و عقاید فکری که ابتدا"ابراز شده و نتیجه مسائل قبلی نباشد
algol
U
یک زبان برنامه نویسی سطح بالا که برای کدگذاری مسائل ریاضی وعددی بکار می رود
religious
U
مذهبی
churchgoer
U
مذهبی
churchgoers
U
مذهبی
churchly
U
مذهبی
regulations
U
قوانین
pandect
U
قوانین
converter
U
مبلغ مذهبی
gurus
U
معلم مذهبی
holidays
U
تعطیل مذهبی
pastoral psychiatry
U
روانپزشکی مذهبی
pontifex
U
شورای مذهبی
ritual
U
تشریفات مذهبی
holy day
U
تعطیل مذهبی
religiosity
U
تعصب مذهبی
religiose
U
مذهبی بودن
holiday
U
تعطیل مذهبی
semireligious
U
نیمه مذهبی
convertor
U
مبلغ مذهبی
religionism
U
غیرت مذهبی
service book
U
کتب مذهبی
spirituality
U
روحیه مذهبی
guru
U
معلم مذهبی
religious tenets
U
عقاید مذهبی
revivals
U
جنبش مذهبی
revival
U
جنبش مذهبی
sects
U
فرقه مذهبی
sect
U
فرقه مذهبی
missioner
U
مبلغ مذهبی
neologize
U
مذهبی بودن
religious rites
U
شعائر مذهبی
tenet
U
متعقدات مذهبی
clergyman
U
عالم مذهبی
devout
U
مذهبی عابد
dogmatism
U
تعصب مذهبی
missionary
U
مبلغ مذهبی
missionaries
U
مبلغ مذهبی
clergymen
U
عالم مذهبی
R.E
U
تحصیلات مذهبی
internal telecommunications unions
U
یک دفتر نمایندگی با 156عضو متخصص از ملل متحدکه مسئول هم اهنگی بین المللی مسائل مربوط به ارتباطات دوربرد میباشد
radiation laws
U
قوانین تابش
interpertation of laws
U
تفسیر قوانین
kepler laws
U
قوانین کپلر
admiralty law
U
قوانین دریایی
administrative law
U
قوانین اداری
kepler's laws
U
قوانین کپلر
gunnery
U
قوانین تیراندازی
maritime law
U
قوانین دریایی
korte's laws
U
قوانین کرت
joule's laws
U
قوانین ژول
labor laws
U
قوانین کار
mendelian laws
U
قوانین مندل
rules of engagement
U
قوانین درگیری
code
U
مجموعه قوانین
inland rules
U
قوانین داخلی
explanation of laws
U
شرح قوانین
rules committee
U
کمیته قوانین
forest laws
U
قوانین جنگل
gas laws
U
قوانین گازها
doctorine
U
قوانین اصلی
rules of chess
U
قوانین شطرنج
hague rules
U
قوانین لاهه
remedial statutes
U
قوانین اصلاحی
rules of the roads
U
قوانین دریانوردی
conflict of laws
U
تعارض قوانین
competition rules
U
قوانین رقابت
company law
U
قوانین شرکت
codex
U
مجموعه قوانین
codification
U
تدوین قوانین
codification
U
وضع قوانین
rules of the roads
U
قوانین راه
infraction of rules
U
نقض قوانین
hovering acts
U
قوانین ضد قاچاق
zipf's laws
U
قوانین زیف
statute book
U
قوانین موضوعه
promulgation of the laws
U
انتشار قوانین
written laws
U
قوانین مدون
conflict of lows
U
تعارض قوانین
murphy's laws
U
قوانین مورفی
permissive legislation
U
قوانین مخیره
newton's laws of motion
U
قوانین نیوتون
succession law
U
قوانین وراثت
statue law
U
قانون یا قوانین
holyday
U
روز تعطیل مذهبی
crusades
U
جنگ مذهبی نهضت
hymnbook
U
کتاب سرود مذهبی
chaplain activities fund
U
اعتبار امور مذهبی
catechetic
U
وابسته به تعالیم مذهبی
catechesis
U
تعالیم مذهبی شفاهی
cantor
U
اواز خوان مذهبی
sacramental
U
وابسته به مراسم مذهبی
traditor
U
خائن در امر مذهبی
taboo
U
منع یانهی مذهبی
taboos
U
منع یانهی مذهبی
crusading
U
جنگ مذهبی نهضت
psalm
U
سرود مذهبی خواندن
ecclesiogenic neurosis
U
روان رنجوری مذهبی
Easter Sepulchre
U
تشریفات مذهبی تدفین
psalms
U
سرود مذهبی خواندن
Mother Superiors
U
رئیس بنیاد مذهبی
Mother Superior
U
رئیس بنیاد مذهبی
soul music
U
موسیقی مذهبی سیاهپوستان
dogmatics
U
مبحث شعائر مذهبی
priggism
U
تعصب سخت مذهبی
crusade
U
جنگ مذهبی نهضت
wowser
U
مذهبی و خرده گیر
catechisms
U
پرسش نامه مذهبی
crusaded
U
جنگ مذهبی نهضت
pauli
U
اصول مذهبی پولس
synod
U
مجلس منافره مذهبی
revivalists
U
طرفدار احیای مذهبی
revivalist
U
طرفدار احیای مذهبی
Religious (political) fanaticism
U
تعصبات مذهبی ( سیاسی )
swami
U
رهبر مذهبی هندی
tabu
U
منع یانهی مذهبی
rectorate
U
ریاست بنگاه مذهبی
catechisms
U
تعلیم ودستور مذهبی
religious sentiments
U
احساسات وعقاید مذهبی
rite
U
مراسم تشریفات مذهبی
psalter
U
سرود مذهبی مزامیر
catechism
U
پرسش نامه مذهبی
catechism
U
تعلیم ودستور مذهبی
synods
U
مجلس منافره مذهبی
revivalism
U
اصول بیداری مذهبی
prize courts
U
دادگاه مامور رسیدگی به مسائل مربوط به prize بدون رای این دادگاه به مال
codification
U
جمع وتدوین قوانین
rules of football
U
قوانین یا قواعد فوتبال
military justice
U
قوانین جزایی ارتش
law enforcement
U
اجرای قوانین
[حقوقی]
company law
U
قوانین مربوط به شرکتها
sanctioned laws
U
قوانین یا مقررات مصوبه
s factor
U
ضریب اس در قوانین تیرتوپخانه
newton's laws of motion
U
قوانین حرکت نیوتون
physical
U
که قوانین نرخ بیت
child labor laws
U
قوانین کار کودکان
newton's laws of motion
U
قوانین حرکت نیوتن
gunnery
U
قوانین تیر توپخانه
laws versus tendencies
U
قوانین در مقابل تمایلات
codification
U
گرد اوری قوانین
under these rules
U
بموجب این قوانین
punitive article
U
قوانین جزایی ارتش
church
U
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
menology
U
سالنمای جشنها وسوگوارهای مذهبی
churches
U
کلیسایی درکلیسامراسم مذهبی بجااوردن
neologian
U
متمایل به تعلیمات نوین مذهبی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com