Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
judicial settlement
U
حل اختلاف قضایی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
concentration cell corrosion
U
نوعی برخورد که در ان اختلاف پتانسیل الکترودها دراثر اختلاف غلظت یونهاالکترولیت میباشد
azimuth deviation
U
اختلاف گرای نجومی اختلاف سمت هواپیما
free air anomaly
U
اختلاف نیروی جاذبه زمین اختلاف جاذبه ازاد
juridical
U
قضایی
juratory
U
قضایی
jural
U
قضایی
judicial
U
قضایی
jurisdiction
U
قضایی
judiciary
U
قضایی
the rule of law
U
تامین قضایی
legal
U
شرعی قضایی
law courts
U
دادگاه قضایی
jurisdiction
U
حوزهء قضایی
law court
U
دادگاه قضایی
judicature
U
قوه قضایی
judicature
U
حوزه قضایی
litigation
U
دعوی قضایی
legal aid
U
معاضدت قضایی
presumption juris tantum
U
اماره قضایی
quasi judicial
U
شبه قضایی
judicial settlement
U
تسویه قضایی
rogatory
U
نیابت قضایی
miscarriage of justice
U
اشتباه قضایی
miscarriages of justice
U
اشتباه قضایی
judiciary
U
قوه قضایی
judicial assistance
U
معاضدت قضایی
judicial circumstantial evidence
U
اماره قضایی
legal assistance
U
مشاوره قضایی
legal suit
U
تعقیب قضایی
institution
U
تاسیس قضایی
law agent
U
نماینده قضایی
judicial precedent
U
رویه قضایی
judicial immunity
U
مصونیت قضایی
precedents
U
رویه قضایی
precedent
U
رویه قضایی
judicial delegation
U
تفویض قضایی
legal advice
U
مشورت یا نظر قضایی
sub judice
U
بدون تصمیم قضایی
district attorneys
U
بازپرس بخش قضایی
district attorney
U
بازپرس بخش قضایی
extrajudicial
U
خارج ازصلاحیت قضایی
justiciar
U
مامور قضایی عالیرتبه
enforcement of judgement
U
اجرای احکام قضایی
difference in northing
U
اختلاف عرض جغرافیایی اختلاف عرض
dictum
U
گفته افهار نظر قضایی
Soc
U
ازادی دراخذ تصمیم قضایی
circuits
U
حوزه قضایی یک قاضی دور
legal assistance
U
کمکهای قضایی شرح علایم
proetor
U
متصدی امور قضایی وکشوری
circuit
U
حوزه قضایی یک قاضی دور
adjudge
با حکم قضایی فیصل دادن
dictums
U
گفته افهار نظر قضایی
rogatory letters
U
نامه محتوی تفویض نیابت قضایی
letters rogatory
U
نامه مشعر بر تقاضای نیابت قضایی
sokeman
U
فرد ساکن حوضه قضایی لرد یا امیر
cadres
U
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
perverse verdict
U
درمورد نکات قضایی موضوع صادر شود
cadre
U
واحدی ازقبیل قضایی واداری ونظامی وغیره
judge made law
U
نظام حقوقی مبتنی بر سوابق قضایی و ارا محاکم
coroner
U
هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
coroners
U
هر دو را داراست ولیکن جنبه قضایی ماموریتش بیشتر است
exegeses
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
exegesis
U
تفسیرمتون مذهبی از لحاظ ادبی و فقهی و شرعی و قضایی
congregationalism
U
استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
concurrent jurisdiction
U
رسیدگی قضایی همزمان به چند جرم دادگاه الحاقی یاهمزمان
knight marshal
U
کسیکه در خانواده سلطنتی دارای برخی مامریتهای قضایی باشد
prohibition
U
حکم خودداری از اقدام قضایی که دادگاه عالی به محکمه تالی میدهد
permission
U
اجازه کاربر خاص برای دستیابی به منابع اشتراکی یا قضایی از دیسک
legalism
U
اعتقاد به این که کلیه مسائل باید از طرق قضایی وحقوقی حل و فصل شود
coroners
U
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
coroner
U
مامور بررسی و تحقیق درمورد علت مرگهای ناگهانی در CL ماموری است که وفیفه اش جنبه قضایی واجرایی
quarrels
U
اختلاف
disparities
U
اختلاف
quarrel
U
اختلاف
quarreled
U
اختلاف
dispute
U
اختلاف
mean square deviation
U
اختلاف
versatility
U
اختلاف
misalignment
U
اختلاف
quarreling
U
اختلاف
quarrelled
U
اختلاف
quarrelling
U
اختلاف
stour
U
اختلاف
divarication
U
اختلاف
defferential
U
اختلاف
disagreement
U
اختلاف
disagreements
U
اختلاف
discrepancy
U
اختلاف
disparity
U
اختلاف
compromis
U
حل اختلاف
schismatism
U
اختلاف
settlement of disputes
U
حل اختلاف
schisms
U
اختلاف
schism
U
اختلاف
disputes
U
اختلاف
diversion
U
اختلاف
disputing
U
اختلاف
disputed
U
اختلاف
variance
U
اختلاف
variation
U
اختلاف
variations
U
اختلاف
difference
U
اختلاف
differences
U
اختلاف
divided
<adj.>
U
در اختلاف
diversions
U
اختلاف
discord
U
اختلاف
frictions
U
مالش اختلاف
disagreement
U
اختلاف ناسازگاری
angular displacement
U
اختلاف زاویهای
class distinctions
U
اختلاف طبقاتی
reconcilement
U
رفع اختلاف
product differentiation
U
اختلاف محصول
division
U
اختلاف تفرقه
disagreements
U
اختلاف ناسازگاری
dispute
U
اختلاف نظر
friction
U
مالش اختلاف
divisions
U
اختلاف تفرقه
potential difference
U
اختلاف پتانسیل
phase displacement
U
اختلاف فاز
parallax distortion
U
اختلاف منظر
hetermorphism
U
اختلاف شکل
heteromorphism
U
اختلاف شکل
parallax
U
اختلاف منظر
inventory discrepancy
U
اختلاف موجودی
inventory discrepancy
U
اختلاف دفتردارایی
differences
U
اختلاف دو چیز
difference
U
اختلاف دو چیز
parallactic
U
اختلاف منظری
deviations
U
اختلاف سمت
frequency drift
U
اختلاف فرکانس
efficiency variance
U
اختلاف بازدهی
magnetic variation
U
اختلاف مغناطیسی
phase shift
U
اختلاف فاز
deflection correction
U
اختلاف انحراف
difference in easting
U
اختلاف طول
difference of opinions
U
اختلاف نظر
divergence of opinions
U
اختلاف نظر
difference of potential
U
اختلاف پتانسیل
phase difference
U
اختلاف فاز
dissidence
U
اختلاف رای
divarication
U
اختلاف عقیده
diversity of citizenship
U
اختلاف تابعیت
diversity of opinions
U
اختلاف ارا
deviation
U
اختلاف سمت
shading
U
اختلاف جزئی
scissor
U
پراکندگی اختلاف
settlement of a dispute
U
رفع اختلاف
cross
U
اختلاف مرافعه
wage differentials
U
اختلاف در دستمزد
crosser
U
اختلاف مرافعه
crosses
U
اختلاف مرافعه
crossest
U
اختلاف مرافعه
variegation
U
اختلاف رنگ
parallaxe
U
اختلاف منظر
vertical interval
U
اختلاف ارتفاع
dissension
U
اختلاف عقیده
disputing
U
اختلاف نظر
disputed
U
اختلاف نظر
disputes
U
اختلاف نظر
dissension
U
اختلاف شقاق
adjudges
U
با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
adjudged
U
با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
adjudging
U
با حکم قضایی فیصل دادن فتوی دادن
magnetic potential difference
U
اختلاف پتانسیل مغناطیسی
threshold voltage
U
اختلاف سطح استانهای
to instigate disturbances
U
تحریک اختلاف کردن
differences of opinion
U
اختلاف عقیده
[نظر]
thermal resolution
U
حداقل اختلاف حرارت
They have had their differences for a long time .
U
مدنتهااست با هم اختلاف دارند
A fundamental (slight) difference.
U
اختلاف اساسی ( جزئی )
split the difference
<idiom>
U
واریز اختلاف پول
parallax
U
اختلاف منظر انطباق
parallax-free
<adj.>
U
بدون اختلاف در رویت
trade gap
U
اختلاف داد و ستد
diurnal
U
اختلاف سطح 42 ساعته اب
electric potential difference
U
اختلاف پتانسیل الکتریکی
to disagree
[or be in disagreement]
[on something/about something]
U
بر سر چیزی اختلاف داشتن
parallax-free
<adj.>
U
بدون اختلاف منظر
ionization potential
U
اختلاف پتانسیل یونش
dissent
U
اختلاف عقیده داشتن
disgreement
U
عدم موافقت اختلاف
sea slike
U
اختلاف رنگ سطح اب
color difference signal
U
پیام اختلاف رنگ
shade of meaning
U
اختلاف جزئی در معنی
phase difference
U
اختلاف مراحل عملیات
constant potential
U
اختلاف پتانسیل ثابت
schism
U
اختلاف وتفرقه درکلیسا
contested area
U
منطقه موضوع اختلاف
difference in easting
U
اختلاف طول جغرافیایی
dissented
U
اختلاف عقیده داشتن
angle of parallax
U
زاویه اختلاف دید
schisms
U
اختلاف وتفرقه درکلیسا
inequalities
U
عدم تساوی اختلاف
dissents
U
اختلاف عقیده داشتن
inequality
U
عدم تساوی اختلاف
schismatism
U
اختلاف وتفرقه درکلیسا
contact potential difference
U
اختلاف پتانسیل مجاورتی
international court of justice
U
دیوان دادگستری بین المللی رکن قضایی سازمان ملل متحد که وفیفه اش رسیدگی به دعاوی مطروحه دول عضو علیه یکدیگر است
diverged
U
ازهم دورشدن اختلاف پیداکردن
contract price adjustment
U
رفع اختلاف در قیمت قرارداد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com