Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (34 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
power of reservation
U
حق نگهداری وذخیره کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
waveform
U
تبدیل وذخیره سازی یک حالت موج به صورت عددی با استفاده از مبدل آنالوگ / دیجیتال
corrective maintenance
U
نگهداری همراه با تعمیروسیله نگهداری تعمیراتی ورفع عیب
maintenance
U
تعمیر و نگهداری نگهداری وسایل
upkeep
U
نگهداری کردن
tending
U
نگهداری کردن از
conserve
U
نگهداری کردن
maintains
U
نگهداری کردن
conserving
U
نگهداری کردن
conserved
U
نگهداری کردن
to maintain a road
U
نگهداری کردن
support
U
نگهداری کردن
to take keep
U
نگهداری کردن
conserves
U
نگهداری کردن
tends
U
نگهداری کردن از
maintained
U
نگهداری کردن
keep
U
نگهداری کردن
manage
U
نگهداری کردن
maintain
U
نگهداری کردن
safeguarded
U
نگهداری کردن
safeguards
U
نگهداری کردن
safeguard
U
نگهداری کردن
tend
U
نگهداری کردن از
safeguarding
U
نگهداری کردن
tended
U
نگهداری کردن از
maintain
U
نگهداری کردن
to maintain one's family
U
نگهداری کردن
maintrain
U
نگهداری کردن
keeps
U
نگهداری کردن
to bear up
U
نا امیدنشدن نگهداری کردن
support
U
تایید کردن نگهداری
mewed
U
دراصطبل نگهداری کردن
mewing
U
دراصطبل نگهداری کردن
bestride
U
نگهداری ودفاع کردن از
mew
U
دراصطبل نگهداری کردن
patronised
U
نگهداری کردن مشتری شدن
hold at disposal
U
در اختیار دیگری نگهداری کردن
carry over
<idiom>
U
برای بعد نگهداری کردن
to have custody of
U
نگهداری یا امانت داری کردن از
patronizes
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronized
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronize
U
نگهداری کردن مشتری شدن
patronises
U
نگهداری کردن مشتری شدن
to safeguard
[against]
U
نگهداری کردن
[علیه]
[در برابر]
lay up
<idiom>
U
ذخیره کردن ،نگهداری برای آینده
keep in trust
U
به عنوان امانت نگهداری کردن چیزی
cryptocustodian
U
مسئول نگهداری یا کار کردن یا انهدام وسایل رمز
minding
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
ward
U
نگهداری کردن توجه کردن
wards
U
نگهداری کردن توجه کردن
mind
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
minds
U
نگهداری کردن رسیدگی کردن به
protects
U
نیکداشت کردن نگهداری کردن
protecting
U
نیکداشت کردن نگهداری کردن
protect
U
نیکداشت کردن نگهداری کردن
streaming tape drive
U
دستگاهی که یک کارتریج نوارپیوسته را نگهداری کردن واساسا" به عنوان پشتیبان گردانندههای دیسک سخت بکار می رود
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
sustentation
U
نگهداری
custody
U
نگهداری
sustention
U
نگهداری
keeping
U
نگهداری
upkeep
U
نگهداری
retention
U
نگهداری
guarding subsidy
U
حق نگهداری
sustenance
U
نگهداری
safe guard
U
نگهداری
retinue
U
نگهداری
storage
U
نگهداری
retinues
U
نگهداری
internment
U
نگهداری
protection
U
نگهداری
holding
U
نگهداری
preservation
U
نگهداری
landing, storage, delivery
U
نگهداری
guardianship
U
نگهداری
maintenance
U
نگهداری
detentions
U
نگهداری
conservation
U
نگهداری
detention
U
نگهداری
safe keeping
U
نگهداری
detainer
U
نگهداری
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیری
holding costs
U
مخارج نگهداری
maintenance functions
U
کارکردهای نگهداری
tenure
U
نگهداری اشغال
levels of maintenance
U
ردههای نگهداری
maintenance support
U
پشتیبانی نگهداری
maintenance period
U
دوره نگهداری
maintenance cost
U
ارزش نگهداری
maintenance status
U
وضعیت نگهداری
maintenance cost
U
هزینه نگهداری
organizational maintenance
U
نگهداری سازمانی
retentivity
U
قدرت نگهداری
holding time
U
زمان نگهداری
maturing
U
نگهداری بتن
holding capacity
U
فرفیت نگهداری
program maintenance
U
نگهداری برنامه
preventive maintenance
U
نگهداری پیشگیرانه
preventive maintenance
U
نگهداری حفافتی
restraint
U
نگهداری خودداری
record keeping
U
نگهداری سوابق
account
U
نگهداری حسابها
granfather file
U
نگهداری می شوند
deffered maintenance
U
نگهداری مخصوص
cares
U
نگهداری موافبت
cared
U
نگهداری موافبت
care
U
نگهداری موافبت
hold
U
ایست نگهداری
restraints
U
نگهداری خودداری
the keeping of a festival
U
نگهداری عید
energy preservation
U
نگهداری انرژی
category
U
طبقه نگهداری
maintenance
U
تعمیر و نگهداری
depot maintenance
U
نگهداری دپویی
depot maintenance
U
نگهداری امادگاهی
LSD
U
نگهداری تحویل
warehousing
U
نگهداری در انبار
tenability
U
قابلیت نگهداری
care of supplies
U
نگهداری اماد
categories of maintenance
U
طبقات نگهداری
categories of maintenance
U
انواع نگهداری
field maintenance
U
نگهداری در صحرا
maintenance
U
نگهداری و تعمیر
keep track of
<idiom>
U
نگهداری یاداشت
interludes
U
نگهداری مقدماتی
interlude
U
نگهداری مقدماتی
field capacity
U
فرفیت نگهداری
holds
U
ایست نگهداری
field maintenance
U
نگهداری صحرایی
keep time
<idiom>
U
نگهداری میزان و وزن
maintenance
U
نگهداری از تاسیسات یاساختمان
remote servicing
U
نگهداری از راه دور
moist curing
U
نگهداری مرطوب بتن
maintenance routine
U
روال تعمیر و نگهداری
membrane curing
U
نگهداری غشایی بتن
schedule maintenance
U
نگهداری زمانبندی شده
ammunition depot
U
محل نگهداری مهمات
depositery
U
محل نگهداری سپرده
poor law
U
قانون نگهداری از تهیدستان
remote maintenance
U
نگهداری از راه دور
hold something back
<idiom>
U
نگهداری اطلاعات از کسی
custody of goods
U
حفافت یا نگهداری کالا
baby farm
U
محل نگهداری کودکان
managements
U
اجرا و نگهداری شبکه
maintenance work
U
کار تعمیر و نگهداری
gasholder
U
محل نگهداری بنزین
software maintenance
U
نگهداری نرم افزار
management
U
اجرا و نگهداری شبکه
upkeep
U
هزینه نگهداری وتعمیر
upkeep
U
هزینه نگهداری و تعمیر
gurantee period
U
دوره نگهداری تاسیسات
system maintenance
U
تامین و نگهداری سیستم
gasholders
U
محل نگهداری بنزین
entertainable
U
قابل پذیرائی و یا نگهداری
stair rod
U
گیره فرش
[از این گیره های برنزی جهت نگهداری فرش های کناره در پله ها و یا آویزان کردن فرش استفاده می کنند.]
bee-keepers
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
administrative crypto account
U
نگهداری اسناد و مدارک محرمانه
warren
U
محل نگهداری حیوانات وحشی
confessio
U
[محل نگهداری جسد شهید]
columbarium
U
جای نگهداری خاکستر مردگان
accountable depot
U
مرکز نگهداری سوابق حسابداری
stickboy
U
متصدی نگهداری چوبهای هاکی
accountable supply distribution activity
U
سازمان نگهداری سوابق امادی
serviced
U
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
warrens
U
محل نگهداری حیوانات وحشی
remote servicing
U
تعمیر و نگهداری از راه دور
fit call
U
رده یکم تعمیر و نگهداری
bee-keeper
U
متصدی نگهداری از زنبور عسل
remote maintenance
U
تعمیر و نگهداری از راه دور
maintenance shop
U
کارگاه تعمیر و نگهداری تعمیرگاه
tape library
U
اتاق مخصوص نگهداری نوار
service
U
بررسی یا تعمیر یا نگهداری سیستم
customer
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
customers
U
نگهداری و تعمیر یک وسیله مشتری
administrators
U
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
administrator
U
تنظیم و نگهداری شبکه دارد
preventive
U
ماده نگهدارنده وسایل نگهداری
maintenance calibration
U
تنظیمات مربوط به نگهداری تنظیم تعمیراتی
apicultural
U
مربوط به پرورش و نگهداری زنبور عسل
lay up
<idiom>
U
گذاشتن درگاراژ یا محل نگهداری قایق
sacrist
U
متصدی نگهداری فروف مقدسه کلیسا
three
U
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
conservancy
U
نگهداری جنگلهاوشیلات ومنابع طبیعی دیگر
bonded store
U
انباری که کالاهای وارداتی در ان نگهداری میشود
maintenance float
U
شارژ انباراضافی وسایل نگهداری اضافی
for keeps
U
برای نگهداری همیشگی بعنوان یادگار
magazine area
U
محل نگهداری مواد منفجره یامهمات
file maintenaee
U
اصلاح و نگهداری پرونده پشتیبانی فایل
white paternoster
U
دعای نگهداری ازشر روح پلید
spoin bank
U
محل نگهداری وسایل مازاد بر احتیاج
cost of maintenance
U
هزینه نگهداری و ترمیم نفقه و خرجی
bone-house
U
[جایی برای نگهداری استخوان مردگان]
buffer
U
کل حروفی که قابل نگهداری در بافر هستند
gross negligence
U
تقصیر در نگهداری مال تعدی و تفریط
hand-held
U
آنچه قابل نگهداری در دست است
threes
U
سیستم نگهداری و مدیریت اقلام دریایی
archive
U
کپی ای که در محیط ذخیره سازی نگهداری میشود.
housekeeping
U
امور لازم برای نگهداری سیستم کامپیوتری
maternal school
U
اموزشگاهی که درانجا مانند مادرازکودک نگهداری میشود
accountability
U
ذیحسابی مسئولیت نگهداری سوابق پولی و مالی
reliquaries
U
فرف مخصص نگهداری اثار مقدس یا باستانی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com