Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
custom
U
حقوق گمرکی گمرک
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
clearance in ward
U
گواهی مامورین گمرک نسبت به کالاهایی که مشمول حقوق گمرکی می شوند قبل از تخلیه و بعد از حمل
out of bond
U
کالاهایی که پس از پرداخت حقوق گمرکی ازمحوطه گمرک خارج شده باشد
Other Matches
advalorem duty
U
حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
protective duty
U
حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
carnet
U
اسنادی که در حمل بین المللی بکار برده میشود وموقع عبور محموله توسط کامیون از مرزهای متعددمحموله را از پرداخت حقوق گمرکی بین راه معاف می داردومحموله درمقصد باز وحقوق گمرکی مربوطه پرداخت می گردد
custom duties
U
حقوق گمرکی
customs dutios
U
حقوق گمرکی
customs duties
U
حقوق گمرکی
customs duty
U
حقوق گمرکی
customs tariff
U
حقوق گمرکی
preferential duties
U
حقوق گمرکی امتیازی
countervailing duty
U
حقوق گمرکی جبرانی
countervailing duties
U
حقوق گمرکی جبرانی
import surcharge
U
حقوق گمرکی اضافه
drawbacks
U
برگشت حقوق گمرکی
drawbacks
U
استرداد حقوق گمرکی
duties free
U
معاف از حقوق گمرکی
duty free
U
فاقد حقوق گمرکی
dutiable
U
مشمول حقوق گمرکی
duty free
U
بخشوده از حقوق گمرکی
drawback
U
برگشت حقوق گمرکی
drawback
U
استرداد حقوق گمرکی
free of charge
U
معاف از حقوق گمرکی
duties on buyer's account
U
حقوق گمرکی به عهده خریداراست
duties paid
U
حقوق گمرکی پرداخت شده
prohibitive tariff
U
حقوق گمرکی منع کننده
Customs and Excise
U
اداره حقوق و عوارض گمرکی
ad valorem duty
U
حقوق گمرکی براساس قیمت کالا
ad valorem duty
U
حقوق گمرکی به نسبت ارزش کالا
Personal effects are duty-free.
لوازم شخصی معاف از حقوق گمرکی است
ddp
U
paid duty delivered تحویل پس از پرداخت حقوق گمرکی
tonnage
U
حقوق گمرکی که از کشتیها به نسبت بارشان دریافت میشود
discriminating tariff
U
شیوهای که در ان حقوق گمرکی کالاهای وارداتی متفاوت بایکدیگرست
dutiable goods
U
کالایی که حقوق گمرکی یاعوارض دیگربدان تعلق می گیرد
protect home judustry
U
حمایت صنایع داخلی از طریق وضع حقوق گمرکی سنگین برواردات
preferentialism
U
اصول دادن امتیازات به برخی کشورها نسبت به حقوق گمرکی کالای انها
customs union
U
مجموعهای از چند کشور که کالاهای یکدیگر را بدون حقوق وعوارض گمرکی وارد و صادرمی کنند
subsidy
U
حقوق گمرکی اشیا وارداتی و صادراتی معافیت مالیاتی تولیدکنندگان به منظور پایین نگهداشتن قیمتها
import duties
U
حق گمرک اجناس وارداتی گمرک ورودی
custom's appraisor
U
مامور گمرک ارزیاب گمرک
warehousing system
U
روشی که به موجب ان کالاهای وارداتی بدون پرداخت حقوق و عوارض گمرکی به مملکت وارد و انبار میشود و این عوارض درموقع عرضه برای فروش اخذ میشود
to declare
[customs]
U
گمرک دادن
[گمرک]
common low
U
سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
public international law
U
حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
postliminum
U
قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
detention of pay
U
ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
harbour dues
U
حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder
U
سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice
U
پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
customs
U
گمرک
warehouses
U
انبار گمرک
clearest
U
از گمرک دراوردن
clears
U
از گمرک دراوردن
warehouse
U
انبار گمرک
customs officer
U
مامور گمرک
customs house
U
اداره گمرک
customs clearance
U
ترخیص از گمرک
clearer
U
از گمرک دراوردن
To get it through the custome.
U
از گمرک رد کردن
free trader
U
بدون گمرک
ware room
U
انبار گمرک
duty paid
U
گمرک پرداخته
duty paid
U
گمرک شده
clear
U
از گمرک دراوردن
dutiable
U
گمرک بردار
customs appraisor
U
مامور گمرک
customs agent
U
کارگزار گمرک
impost
U
گمرک ورودی
customs
U
دفتر گمرک
customable
U
گمرک بردار
duty-free
U
معاف از گمرک
levy duties
U
گمرک بستن
bonded store
U
انبار گمرک
bonded warehouse
U
انبار گمرک
custom assersor
U
مامور گمرک
customs
U
اداره گمرک
inland duty
U
گمرک داخلی
custom house
U
اداره گمرک
custom house
U
گمرک خانه
customs agent
U
واسطه گمرک
customhouse
U
اداره گمرک
tidewaiter
U
مامور گمرک لب دریا
free list
U
صورت کالاهای بی گمرک
the free list
U
صورت کالای بی گمرک
levy duties
U
گمرک بستن به جنسی
custom assersor
U
گمرکچی ارزیاب گمرک
import duties
U
گمرک اجناس وارداتی
bond
U
به انبار گمرک تحویل دادن
bonded goods
U
کالاهایی که در انبار گمرک میباشد
clearance inwards
U
ورود کشتی به محوطه گمرک
in bond
U
تحت کنترل اداره گمرک
clearance inwards
U
اعلامیه ورود کشتی به گمرک
customs entry
U
افهار یا اعلام ورود به گمرک
I have nothing to declare.
چیزی برای گمرک دادن ندارم.
transire
U
اجازه گمرک جهت انتقال محموله
bonded goods
U
کالاهایی که تحت کنترل گمرک نگهداری میشود
Do you have nothing to declare?
U
آیا چیزی برای اعلام به گمرک دارید؟
customs duties
U
عوارض گمرکی
debenture
U
گواهینامه گمرکی
treaty duty
U
حق متعارف گمرکی
customs union
U
اتحادیه گمرکی
customs tariff
U
تعرفه گمرکی
tariffs
U
تعرفه گمرکی
customs entry form
U
افهارنامه گمرکی
customs agent
U
نماینده گمرکی
customs duty
U
تعرفه گمرکی
bonded good
U
کالای گمرکی
bonded ware house
U
انبار گمرکی
custom union
U
اتحادیه گمرکی
customs duty
U
عوارض گمرکی
custom tariff
U
تعرفه گمرکی
tariff
U
تعرفه گمرکی
clearance
U
ترخیص گمرکی
authorized stoppage
U
برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
customs agent
U
واسطه کارهای گمرکی
customs broker
U
واسطه امور گمرکی
tariffs
U
عوارض تعرفه گمرکی
brussels nomenclature
U
تعرفه گمرکی بروکسل
customs declaration
U
افهار نامه گمرکی
quayage
U
عوارض گمرکی و دریایی
tariff
U
عوارض تعرفه گمرکی
free of duty
U
معاف از عوارض گمرکی
duty free
U
معاف از عوارض گمرکی
duty free
U
معاف ازحقوق گمرکی
customs declaration
U
اظهار نامه گمرکی
Goods to declare
U
همراه داشتن کالاهای گمرکی
I have nothing to declare.
کالای گمرکی همراه ندارم.
Nothing to declare
U
همراه نداشتن کالاهای گمرکی
free zone
U
منطقهای که ازحقوق گمرکی معاف میباشد
Do you have nothing to declare?
U
آیا کالای گمرکی همراه دارید؟
to bear any customs duties
U
هر گونه عوارض گمرکی را به عهده گرفتن
specific duties
U
عوارض گمرکی براساس مشخصات کالا
to bear all customs duties and taxes
U
تمام عوارض گمرکی و مالیات را به عهده گرفتن
victualling bill
U
پروانه حمل کالائی که درانبار گمرکی موجود باشد
You will have to pay duty on this.
شما برای این باید گمرکی پرداخت کنید.
e f t a (european free trade association
U
فنلاند که تعرفه گمرکی و سود بازرگانی را درمعاملات فیمابین خود ازمیان برداشته اند
trade restrictions
U
جلوگیری از ورود کالاهای خارجی به کشور است از طریق وضع قوانین گمرکی و سودبازرگانی
protective tariffs
U
تعرفه گمرکی که هدف از وضع ان محصولات داخلی و جلوگیری از ورود فراوردههای خارجی باشد
transire
U
برگ ترخیص کالا از گمرک اجازه عبور کالا
benelux
U
اتحادیه گمرکی بلژیک و هلند و لوکزامبوزگ که کم کم معنی شخصیتهای حقوقی این سه کشور را نیزبه خود گرقته است
clears
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearest
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clear
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
clearer
U
ترخیص کردن از گمرک تسویه کردن
begger my neighbour policy
U
سیاستی است که هدفش انتقال مشکل بیکاری به کشور دیگر است مانندافزایش تعرفه گمرکی
protectionism
U
دراین مکتب دفاع وحمایت از تعرفههای گمرکی به منظور حمایت صنایع واقتصاد داخلی بعنوان یک وسیله جهت توسعه اقتصادی بشمار می اید
reciprocal agreement
U
قراردادی که دو کشور برای توسعه روابط اقتصادی با یکدیگرمنعقد می سازند و بر این مبنا به یکدیگر امتیازاتی ازنظر تعرفه گمرکی و عوارض و تسهیلات می دهند
salary
U
حقوق
salaries
U
حقوق
jus
U
حقوق
pays
U
حقوق
pay
U
حقوق
paying
U
حقوق
law
U
حقوق
pay check
U
چک حقوق
jurisprudence
U
حقوق
duties
U
حقوق
stipend
U
حقوق
stipends
U
حقوق
rights
U
حقوق
law
U
حق حقوق
civil
U
حقوق
laws
U
حق حقوق
laws
U
حقوق
salary increase
U
افزایش حقوق
retired pay
U
حقوق بازنشستگی
salary increase
U
اضافه حقوق
vindication of rights
U
استیفای حقوق
in my presence
U
در حضور من
[حقوق]
rights of throne
U
حقوق سلطنت
quayage
U
حقوق بندری
public law
U
حقوق عمومی
regular salary
U
حقوق دائمی
regular salary
U
حقوق ثابت
retiring pension
U
حقوق بازنشستگی
sources law
U
منابع حقوق
substantive law
U
حقوق ذاتی
woman's rights
U
حقوق نسوان
written laws
U
حقوق مدون
take-home pay
U
حقوق خالص
harbour dues
U
حقوق بندر
half pay
U
حقوق ناتمام
gentleman of the long robe
U
حقوق دان
full pay
U
حقوق تمام
import tariff
U
حقوق واردات
wage earners
U
حقوق بگیران
gentlemen of the robe
U
حقوق دانها
underpay
U
کم حقوق دادن
wage bill
U
لیست حقوق
pay roll
U
لیست حقوق
pay order
U
سندپرداخت حقوق
personal right
U
حقوق فردی
personal right
U
حقوق شخصی
leave with pay
U
مرخصی با حقوق
philosophy of law
U
فلسفه حقوق
school of law
U
دانشکده حقوق
export duty
U
حقوق صادرات
lawfaculty
U
دانشکده حقوق
law of treaties
U
حقوق معاهدات
law of the staple
U
حقوق تجارت
law of obligations
U
حقوق تعهدات
law merchant
U
حقوق تجارت
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com