English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
private international law U حقوق بین الملل خصوصی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
conflict of lows U در حقوق بین الملل خصوصی مطرح میشود و منظور مغایرت قوانین داخلی با قوانین خارجی است
Other Matches
public international law U حقوق بین الملل عمومی حقوق عام ملل
law of nations U حقوق بین الملل
international law U حقوق بین الملل
subjects of international law U اشخاص حقوق بین الملل
international criminal law U حقوق جزای بین الملل
international law of the sea U حقوق بین الملل دریاها
public international law U حقوق بین الملل عمومی
publicist U نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
publicists U نویسنده مقالات سیاسی یامقالات راجع به حقوق بین الملل
private law U حقوق خصوصی
jurists U متخصص حقوق خصوصی
jurist U متخصص حقوق خصوصی
international commercial terms (incoterm U قراردادهای تجارت بین الملل که بوسیله اتاق بازرگانی بین الملل تهیه شده است
private automatic branch exchange U رد و بدل کننده شعبهای اتومات خصوصی مبادله انشعاب خودکار خصوصی
common low U سیستم حقوقی انگلستان که ازحقوق مدنی و حقوق کلیسایی متمایز است زیرا این قسمت از حقوق انگلستان از پارلمان ناشی نشده عرف و عادت حقوق عرفی
trusts U تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trusted U تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
trust U تاسیس به خصوصی است در حقوق انگلوساکسون که در ان شخصی مالی را به شخص دیگری منتقل میکند واین شخص متعهد میشودامور خاصی را نسبت به شخص ثالث انجام دهد و یابه طور کلی اموری را که مورد نظر موسس بوده بجااورد
postliminum U قسمت پشت در قانون بازگشت حقوق یاقانون استعاده حقوق یا اعاده وضع حقوقی سابق
international economics U اقتصاد بین الملل
International politics. U سیاست بین الملل
law of nations U قانون بین الملل
comintern U بین الملل کمونیست
international U بین الملل انترناسیونال
internationals U بین الملل انترناسیونال
international finance U مالیه بین الملل
international trade U تجارت بین الملل
detention of pay U ممانعت ازپرداخت حقوق توقیف حقوق
dumping U سیاست تبعیض قیمت در تجارت بین الملل
protective duty U حقوق و عوارض حمایتی حقوق گمرکی حمایت کننده حقوقی که جهت حمایت ازکالاهای داخلی وضع میگردد
harbour dues U حقوق اسکله حقوق لنگراندازی
attainder U سلب و نفی کلیه حقوق مدنی شخص در موقعی که به علت ارتکاب خیانت یا جنایت به مرگ محکوم میشود محرومیت کامل از حقوق اجتماعی و مدنی
allotment advice U پیشنهاد تخصیص حقوق یاپرسنل پیشنهاد سهمیه بندی حقوق یا پرسنل
advalorem duty U حقوق گمرکی براساس ارزش کالا حقوق گمرکی از روی قیمت
authorized stoppage U برداشت قانونی از حقوق افرادکسورات قانونی از حقوق
private line U خط خصوصی
necessary house U خصوصی
jackes U خصوصی
subrosa U خصوصی
personal U خصوصی
privates U خصوصی
informal U خصوصی
off the record <idiom> U خصوصی
private U خصوصی
tutors U معلم خصوصی
in petto U بطور خصوصی
closets U گنجه خصوصی
tutored U معلم خصوصی
closeting U گنجه خصوصی
closeted U گنجه خصوصی
private lessons U تدریس خصوصی
relator U شاکی خصوصی
extra tuition U تدریس خصوصی
private tuition U تدریس خصوصی
private tutoring [American E] U تدریس خصوصی
praivate ownership U مالکیت خصوصی
relator U مدعی خصوصی
privatised U خصوصی کردن
closet U گنجه خصوصی
private eye U کارآگاه خصوصی
pillow talk U حرفهای خصوصی
Citizens' Band U باند خصوصی
private investigator U کاراگاه خصوصی
private detectives U کاراگاه خصوصی
private detective U کاراگاه خصوصی
private schools U اموزشگاه خصوصی
private school U اموزشگاه خصوصی
private sector U بخش خصوصی
privately U بطور خصوصی
apsidiole U نیایشگاه خصوصی
camarin U نیایشگاه خصوصی
party lines U خط خصوصی تلفن
very own <adj.> U خصوصی [شخصی]
semiprivate U نیمه خصوصی
paticular U خصوصی بابت
passkey U کلید خصوصی
special relativity U نسبیت خصوصی
private enterprise U عمل خصوصی
private eyes U کارآگاه خصوصی
subjective U فاعلی خصوصی
privy U خصوصی محرمانه
party line U خط خصوصی تلفن
private enterprise U شرکت خصوصی
private property U دارائیهای خصوصی
backstage U محرمانه خصوصی
private institutions U موسسات خصوصی
privatising U خصوصی کردن
private employees U کارکنان خصوصی
quasi private U نیمه خصوصی
privatizing U خصوصی کردن
caskets U نامه خصوصی
private deed U سند خصوصی
private debt U بدهی خصوصی
private finance U مالیه خصوصی
privatizes U خصوصی کردن
private saving U پس انداز خصوصی
private property U مالکیت خصوصی
private talk U صحبت خصوصی
privatized U خصوصی کردن
privatize U خصوصی کردن
privatization U خصوصی کردن
privately leased line U خط اجارهای خصوصی
private treaty U معامله خصوصی
private cost U هزینه خصوصی
private corporation U شرکت خصوصی
private consumption U مصرف خصوصی
proprietary company U شرکت خصوصی
tutor U معلم خصوصی
private enterprises U موسسات خصوصی
personal U منقول خصوصی
privatises U خصوصی کردن
quasi private U شبه خصوصی
privates U اختصاصی خصوصی
private U اختصاصی خصوصی
private agreement U قرارداد خصوصی
private benefits U منافع خصوصی
casket U نامه خصوصی
private borrowing U استقراض خصوصی
private company U شرکت خصوصی
off-the-record U محرمانه و خصوصی
off the record U محرمانه و خصوصی
private ownership U مالکیت خصوصی
private enterprise U اقتصاد بخش خصوصی
private rate of return U نرخ بازده خصوصی
pbx U تبادل انشعاب خصوصی
curtain lecture U صحبتهای خصوصی زن وشوهر
backside U عقب هر چیزی خصوصی
backsides U عقب هر چیزی خصوصی
behind the stage <adj.> <adv.> U خصوصی [اصطلاح مجازی]
special theory of relativity U نظریه نسبیت خصوصی
tutored U درس خصوصی دادن به
personal staff U ستاد خصوصی فرمانده
principle of exclusion U در مورد کالاهای خصوصی
private branch exchange U مبادله انشعاب خصوصی
private rate of discount U نرخ تنزیل خصوصی
private broadcasting U پخش برنامه خصوصی
tutorial U درس خصوصی دادن به
tutorials U درس خصوصی دادن به
to give private lessons U درس خصوصی دادن
tutors U درس خصوصی دادن به
sitting in camera U جلسه خصوصی دادگاه
to be privately insured U بیمه خصوصی داشتن
to have private insurance [cover] U بیمه خصوصی داشتن
tutor U درس خصوصی دادن به
socialist international U بین الملل سوسیالیست انجمن جهانی احزاب سوسیال دمکرات در لندن که به سال 1591 تاسیس یافته است واعضا ان را احزاب سوسیالیست معتدل تشکیل می دهند
To have selfish motives . to have an axe to grind. U غرض شخصی ( خصوصی ) داشتن
private enterprise U اقتصاد ازاد موسسه خصوصی
marginal net private product U محصول خصوصی نهائی خالص
privy purse U اعتبارمخصوص هزینههای خصوصی پادشاه
objectives U علمی و بدون نظر خصوصی
objective U علمی و بدون نظر خصوصی
with average U شامل خسارات خصوصی وجزئی
palor U اطاق برای گفتگو خصوصی
committee U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
committees U هیئت بررسی انجمن جلسه خصوصی
to keep one's feet on the ground <idiom> U علمی ماندن و بدون نظر خصوصی
offstage U خارج از صحنه نمایش درزندگی خصوصی
behind the scenes U در پشت پرده دارای اطلاعات خصوصی یا خارجی
privilege cab U درشگه کرایهای که حق دارددر جاهای خصوصی بایستد
to tutor somebody in English U به کسی درس خصوصی در زبان انگلیسی دادن
table talk U صحبتهای خصوصی و غیررسمی در سر میز غذا مفاوضه
personals U بندهایی از روزنامه که درباره اشخاص خصوصی نوشته میشود
qui tam action U دعوی کیفری که واجد جنبه عمومی و خصوصی باشد
toll traverse U وجهی که برای عبور از املاک خصوصی پرداخت میشود
pabx U Exchange AutomaticBranch Private تبادل انشعاب خودکار خصوصی
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
introduced U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduces U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introduce U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
introducing U شبکه کامپیوترهای خصوصی در یک شرکت که توابع یکسانی را برای اینترنت انجام می دهند.
ante-chapel U [قسمتی از نیایشگاه خصوصی شبیه گوشواره عرضی کلیسا با فضار ورودی مجزا]
crowding out effect U نرخ بهره را بالامیبرد و سبب کاهش هزینههای سرمایه گذاری خصوصی در اقتصاد میشود
Internet U می را می سازد که اینترنت و اتصالات فروش را آماده میکند تا کاربران خصوصی به آنها دسترسی داشته باشند
Big Brother U دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
blind dialling U توانایی مودم برای شماره گیری حتی وقتی که خط به نظر خراب است با استفاده از برخی خط وط خصوصی
crowding out effect U اندیشهای که استقراض بسیار زیاد دولت وجوه قابل دسترس وام گیرندگان خصوصی را کاهش میدهد
led U یک واحد نمایش الفبا عددی متداول که هر گاه با ولتاژبه خصوصی تغذیه شود می درخشد دیود ناشر نور
jus U حقوق
law U حق حقوق
duties U حقوق
pays U حقوق
jurisprudence U حقوق
rights U حقوق
stipends U حقوق
stipend U حقوق
salary U حقوق
pay check U چک حقوق
laws U حق حقوق
law U حقوق
civil U حقوق
paying U حقوق
pay U حقوق
laws U حقوق
salaries U حقوق
political rights U حقوق سیاسی
public law U حقوق عمومی
theory of law U فلسفه حقوق
import duty U حقوق واردات
philosophy of law U فلسفه حقوق
labour law U حقوق کار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com