Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 70 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
mud flush rotary
U
حفاری اورانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
drill extractor
U
التی که مته حفاری شکسته رااز سوزن حفاری جدا میکند
afferent conduction
U
هدایت اورانی
afferent transmission
U
هدایت اورانی
afferent paresis
U
فلج اورانی
pioneer tools
U
وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
dig
U
حفاری
drilling mud
U
گل حفاری
diggings
U
حفاری
drilling
U
حفاری
excavation
U
حفاری
digs
U
حفاری
digger
U
الت حفاری
boring pipe
U
لوله حفاری
crowed shevel
U
بیل حفاری
back shovel
U
بیل حفاری
back hoe
U
بیل حفاری
rotary drilling
U
حفاری دورانی
trench excavator
U
ماشین حفاری
inclined drilling
U
حفاری مایل
drillship
کشتی حفاری
earth excavating
U
حفاری زمین
drilling pipe
U
سوزن حفاری
drilling bit
U
مته حفاری
earth excavating
U
حفاری زمین
unearths
U
حفاری کردن
outfit
U
تجهیزات حفاری
unearth
U
حفاری کردن
scoops
U
ماشین حفاری
unearthed
U
حفاری کردن
unearthing
U
حفاری کردن
excavates
U
حفاری کردن
excavate
U
حفاری کردن
scooping
U
ماشین حفاری
excavating
U
حفاری کردن
sappers
U
قسمت حفاری
sapper
U
قسمت حفاری
drilling capacity
U
فرفیت حفاری
outfits
U
تجهیزات حفاری
scoop
U
ماشین حفاری
excavated
U
حفاری کردن
scooped
U
ماشین حفاری
archeological dig
U
حفاری باستان شناسی
open cut
U
حفاری در فضای باز
cores
U
نمونه مواد حفاری
core
U
نمونه مواد حفاری
pool tool
U
حفاری با میله توپر
hoeing
U
کج بیل حفاری یا خاکبرداری
adamantine drilling
U
حفاری با مته ساچمهای
navvy
U
کارگرحفار ماشین حفاری
hoe
U
کج بیل حفاری یا خاکبرداری
common excavation of structure
U
حفاری عمومی ساختمان
jetting tube
U
لوله تزریق در حفاری
hoed
U
کج بیل حفاری یا خاکبرداری
hoes
U
کج بیل حفاری یا خاکبرداری
navvies
U
کارگرحفار ماشین حفاری
grabbed
U
بیل حفاری دندانه دار
grab
U
بیل حفاری دندانه دار
grabbing
U
بیل حفاری دندانه دار
grabs
U
بیل حفاری دندانه دار
workings
U
همه بخشهای حفاری شده معدنی
boring tubes
U
لوله هایی که برای حفاری بکار میرود
bored well
U
چاهی که بوسیله مته حفاری شده باشد
trepanation
U
مته حفاری معدن وجراحی بامته سوراخ کردن
jarred
U
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jars
U
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
jar
U
این میله مخصوص دستگاه حفاری ضربهای است
king pile
U
تیری که قبل از شروع حفاری به منزله شمع در وسط شیارمیکوبند
kelly
U
قطعهای از لوله حفاری که باعث میشود علاوه برحرکت دورانی مته در جهت عمود نیز حرکت نماید
kelly drive bushing
U
اتصال کلی که بصورت استوانه بوده و مابین کلی وسوزن حفاری وجود دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com