English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 175 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
roll call U حضور و غیاب سازمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
roll call U حضور و غیاب
call the roll U حضور و غیاب کردن
complementing U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complemented U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complements U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
complement U استعداد کامل سازمانی پرسنل سازمانی ناو
absences U غیاب
absence U غیاب
absences U حالت غیاب
In your absence. در غیاب شما
absence attack U حمله غیاب
Boketto U عمل خیره شدن به دوردست در غیاب تفکر
privy or sealed U رایی که در غیاب دادگاه بمدیردفتردادگاه اده میشود
order of council U تصمیم هیات مشاورین سلطنتی در غیاب یا بیماری پادشاه یا ملکه
authorized level of organization U سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
institutional U سازمانی
organizational U سازمانی
inorganization U بی سازمانی
in the presence of ... U در حضور ...
tendance U حضور
attendance U حضور
attendances U حضور
presence U حضور
organizational U یکان سازمانی
quarters in kind U منازل سازمانی
complement U پرسنل سازمانی
branch material position U شغل سازمانی
organizational identity U هویت سازمانی
augment U غیر سازمانی
augmented U غیر سازمانی
augmenting U غیر سازمانی
complementing U پرسنل سازمانی
complements U پرسنل سازمانی
augments U غیر سازمانی
complemented U پرسنل سازمانی
organization scheme U نمودار سازمانی
organization control U کنترل سازمانی
organizational maintenance U تعمیرات سازمانی
organic U سازمانی الی
organic U سازمانی اصلی
organic U یکان سازمانی
organizational maintenance U نگهداری سازمانی
organizational psychology U روانشناسی سازمانی
nonorganic U غیر سازمانی
organization chart U نمودار سازمانی
presentment U بیان حضور
non attendance U عدم حضور
in your presence U در حضور شما
immanency U حضور درهمه جا
immanence U حضور درهمه جا
before the jvdges U در حضور قاضی
savoir faire U حضور ذهن
non attandance U عدم حضور
tact U حضور ذهن
presence of mind U حضور ذهن
audiences U اجازه حضور
audience U اجازه حضور
attend U حضور داشتن
attending U حضور داشتن
attends U حضور داشتن
non appearance U عدم حضور در
in my presence U در حضور من [حقوق]
common sense U حضور ذهن
design U ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
organizational citizenship behavior U رفتار شهروندی سازمانی
layout U ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
packaging U ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
style U ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
make-up U آرایش [سازمانی یا سیستمی]
design U آرایش [سازمانی یا سیستمی]
style U آرایش [سازمانی یا سیستمی]
make-up U ترکیب [سازمانی یا سیستمی]
make-up U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
validated position U محل سازمانی خالی
packaging U آرایش [سازمانی یا سیستمی]
site license U مجوز درون سازمانی
side job U شغل غیر سازمانی
packaging U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
layout U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
design U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
style U ساخت [سازمانی یا سیستمی]
validated position U شغل بلاتصدی سازمانی
layout U آرایش [سازمانی یا سیستمی]
positioned U مقام شغل سازمانی
position U حالت محل سازمانی
noncrew U خدمه غیر سازمانی
positioned U حالت محل سازمانی
position U مقام شغل سازمانی
absence of mind U عدم حضور ذهن
arrival U حضور در خدمت فرستی
coram judice U در حضور قاضی اصاع
arrivals U حضور در خدمت فرستی
to request the company of: U حضور کسی را خواستن
to make ones a U حضور بهم رساندن
processes U تکلیف به حضور کردن
process U تکلیف به حضور کردن
ubiquity U حضور در همه جا در یک وقت
immediacy U اگاهی حضور ذهن
presence [of somebody] U حضور [کسی] [حقوق]
omnipresence U حضور در همه جا در ان واحد
locus standi U حق حضور در دادگاه یامجلس
pluripresence U حضور در چند جا در یک زمان
to put in an appearance U حضور بهم رساندن
organically U چنانکه درساختمان یا سازمانی کارگرباشد
bases boaded U ضربه با حضور بازیگران درپایگاههای 1 و 2 و 3
Is my presence absolutely necessary? U آیا حضور من لازم است؟
libation U تقدیم شراب به حضور خدایان
libations U تقدیم شراب به حضور خدایان
sit-ins U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
to bring the matter before a court [the judge] U دعوایی را در حضور قاضی آوردن
to bring somebody before the judge U کسی را در حضور قاضی آوردن
show up U حاضر شدن حضور یافتن
sit in U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
sit-in U حضور درمحلی بعنوان اعتراض
your presence is requested U خواهشمند است حضور بهم رسانید
assist U حضور بهم رساندن توجه کردن
assisted U حضور بهم رساندن توجه کردن
assisting U حضور بهم رساندن توجه کردن
assists U حضور بهم رساندن توجه کردن
to be in attendance [at an event] U حضور داشتن [در مراسمی ] [اصطلاح رسمی]
bases empty U ضربه بدون حضور بازیگر درپایگاهها
recusance U سرپیچی امتناع از حضور در مجالس عبادت
recusancy U سرپیچی امتناع از حضور در مجالس عبادت
attendance of a doctor U حضور پزشک روی رینگ بوکس
reshuffle U تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffled U تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffles U تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
reshuffling U تجدید سازمان کردن تغییرات سازمانی دادن
subpoena U کتبا" کسی را به دادگاه یا به حضور مامورتحقیق فراخواندن
subpoenas U کتبا" کسی را به دادگاه یا به حضور مامورتحقیق فراخواندن
subpoenaing U کتبا" کسی را به دادگاه یا به حضور مامورتحقیق فراخواندن
subpoenaed U کتبا" کسی را به دادگاه یا به حضور مامورتحقیق فراخواندن
in house training U برنامهای برای اموزش افراددر سازمانی که در ان کارمی کنند
BSI U سازمانی که طراحی و کنترل استانداردهای انگلیس را برعهده دارد
clearinghouse U سازمانی که چکهای بانکهای مختلف را دران مبادله میکنند
billeted U محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billeting U محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billets U محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
billet U محل و شغل سازمانی پذیرفتن یا نام نویسی در هتل
banc U جلسهای که با حضور کلیه قضات یک دادگاه تشکیل شود
preconception U عقیده از قبل تشکیل شده حضور پیش از وقت
preconceptions U عقیده از قبل تشکیل شده حضور پیش از وقت
integrated U روش سازمانی برای بازیابی و ورود داده با بیشترین کارایی
barristers U وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
nonduty status U حالت یا وضعیت بدون کاری عدم حضور در سر خدمت معلق
appearance money U پولی که به افراد مشهور برای حضور در محافل پرداخت میشود
barrister U وکیل مدافع وکیلی که حق حضور دردادگاه و دفاع شفاهی را دارد
society of certified processors U سازمانی که علائق و خواستههای متخصصین تایید شده کامپیوتر را ارائه میدهد
secondary U سازمانی که دستیابی به اینترنت را برای ناحیه مشخصی از کشور تامین کند
R & D U سازمانی در یک شرکت که محصولات , کشفیات آوری جدید را گشترش توسعه می بخشد
nuncupative will U وصیتی که ابتدا در حضور عدهای ازشهود اعلام و متعاقبا"نوشته میشود
enterprise U سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
custodian U فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
custodians U فرد یا سازمانی که مسئول نگهداری و تعمیر داده ذخیره روی فلاپی دیسک ها
enterprises U سازمانی که کار یا گروهی ازکارهای مربوط به سایر نقاط جهان را انجام میدهد
international standards organization U سازمانی که استانداردها را برای کامپیوترهای مختلف و محصولات شبکه تولید و مرتب میکند
time card U کارتی که ساعت حضور وغیاب کارگر روی ان قید میشود گاه برگ
two man rule U قانون حضور یاتصویب دونفره یا تصویب به وسیله دونفر برای انجام کار
National Center for Supercomputing Applications U سازمانی که معرفی و ایجاد شبکه جهان گستر را توسط جستجوگر Moscuic Web انجام میدهد
Big Brother U دولت یا هر سازمانی که در امور خصوصی و داخلی مردم دخالت و جاسوسی کند و آنها را سختمهار نماید
InterNIC U سازمانی که روشی که نام میدان ها و آدرس یکتای شبکه به کامپیوتر انتساب شده است را مدیریت میکند
independent computer U manufacturers peripheralequipment سازمانی تشکیل یافته از شرکت هایی که درساخت یک یا چندین وسیله کامپیوتری تخصص دارند
american national standards institute U سازمانی که استانداردهای نرم افزاری و کامپیوتری از قبیل استانداردهای شبکه و زبانهای سطح بالا را مشخص میکند
nonappropriated funds U اعتبارات غیر سازمانی اعتبارات تعهد نشده
parent U یکان سازمانی یکان مادر یا اصلی
oem U Equipment Original شرکت یا سازمانی که کامپیوترها وتجهیزات دستگاه جانبی را به منظور استفاده از انها درمحصولات و تجهیزاتی که بعدا" به مشتریان فروخته خواهد شد خریداری می نمایدسازنده تجهیزات اصلی anufacturer
arrival U زمان حضور زمان رسیدن
arrivals U زمان حضور زمان رسیدن
share U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shared U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
shares U IB که برای ارزیابی محصولات تهیه شده برای فروشندگان تشکیل شده است سازمانی از استفاده کنندگان سیستمهای کامپیورتی متوسط و بزرگ
statute of fraud U قوانین ضد کلاهبرداری قوانینی که در سال 7761میلادی در زمان چارلزیازدهم در انگلستان به تصویب رسید و هدف اصلی ان جلوگیری از گواهی دروغ و پیمان شکنی و استفاده نامشروع از عدم حضور ذهن گواهان در محکمه بود
early token release U در شبکه FDDI یا Ring-Token سیستمی که به دو Token اجازه حضور در شبکه حلقهای میدهد که مناسب برای وقتی است که ترافیک خط بالا است
international labour organization U سازمان بین المللی کار سازمانی که در جوار جامعه ملل تاسیس شد و در سال 6491 به سازمان ملل پیوست و هدف ان بهبودبخشیدن به شرایط کار ازجنبه ها مختلف و حمایت ازکارگران و منافع ایشان میباشد
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com