Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (40 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
leave a bad taste in one's mouth
<idiom>
U
حس تنفر وانزجار ایجاد کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
thumb one's nose
<idiom>
U
با تنفر نگاه کردن
revolt
U
شورش یا طغیان کردن افهار تنفر کردن
revolts
U
شورش یا طغیان کردن افهار تنفر کردن
booed
U
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boh
U
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
booing
U
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boos
U
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
boo
U
صدای گاو یا جغد کردن افهار تنفر
ActiveX
U
سیستمی که توسط ماکروسافت ایجاد شده برای ایجاد و توزیع برنامههای کوچک
precluded
U
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precludes
U
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
preclude
U
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
precluding
U
مانع جلو راه ایجاد کردن مسدود کردن
yowls
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowl
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowled
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
yowling
U
صداهای ناهنجار ایجاد کردن ناله و شیون کردن
develops
U
ایجاد کردن
develop
U
ایجاد کردن
screech
U
ایجاد کردن
screeched
U
ایجاد کردن
engenders
U
ایجاد کردن
create
U
ایجاد کردن
creating
U
ایجاد کردن
creates
U
ایجاد کردن
screeches
U
ایجاد کردن
screeching
U
ایجاد کردن
engendering
U
ایجاد کردن
engendered
U
ایجاد کردن
engender
U
ایجاد کردن
execration
U
تنفر
abhorrently
U
با تنفر
repellence
U
تنفر
resentment
U
تنفر
hatred
U
تنفر
disrelish
U
تنفر
indignantly
U
با تنفر
abhorrence
U
تنفر
loathing
U
تنفر
teen
U
تنفر
disgusts
U
تنفر
disgust
U
تنفر
detestation
U
تنفر
misogyny
U
تنفر از زن
distaste
U
تنفر
reflectorize
U
ایجاد انعکاس کردن
punch
U
سوراخ ایجاد کردن
reflate
U
تورم ایجاد کردن
reflecterize
U
ایجاد انعکاس کردن
reflates
U
تورم ایجاد کردن
inbreed
U
از یک نژاد ایجاد کردن
set off
<idiom>
U
بالانس ایجاد کردن
tempest
U
توفان ایجاد کردن
To set(create,establish)a precedent.
U
ایجاد سابقه کردن
construct
U
ایجاد کردن ساخت
constructing
U
ایجاد کردن ساخت
constructs
U
ایجاد کردن ساخت
mushroom
U
بسرعت ایجاد کردن
punched
U
سوراخ ایجاد کردن
mushroomed
U
بسرعت ایجاد کردن
punches
U
سوراخ ایجاد کردن
discomfits
U
ایجاد اشکال کردن
mushrooming
U
بسرعت ایجاد کردن
discomfiting
U
ایجاد اشکال کردن
discomfited
U
ایجاد اشکال کردن
mushrooms
U
بسرعت ایجاد کردن
reflating
U
تورم ایجاد کردن
discomfit
U
ایجاد اشکال کردن
reflated
U
تورم ایجاد کردن
constructed
U
ایجاد کردن ساخت
obstructing
U
ایجاد مانع کردن
breached
U
ایجاد شکاف کردن
obstruct
U
ایجاد مانع کردن
tide
U
جزرومد ایجاد کردن
obstructed
U
ایجاد مانع کردن
breaches
U
ایجاد شکاف کردن
obstructs
U
ایجاد مانع کردن
put out
U
منتشرساختن ایجاد کردن
canalize
U
ایجاد ابراه کردن
tempests
U
توفان ایجاد کردن
breach
U
ایجاد شکاف کردن
abhors
U
تنفر داشتن از
abhorrer
U
تنفر کننده
abominated
U
تنفر داشتن
abominates
U
تنفر داشتن
abominating
U
تنفر داشتن
mislike
U
تنفر داشتن از
dislikable
U
قابل تنفر
dislikeable
U
قابل تنفر
abominate
U
تنفر داشتن
abhorring
U
تنفر داشتن از
abhor
U
تنفر داشتن از
revulsion
U
تنفر شدید
Finifugal
<adj.>
U
تنفر از پایان
hate
U
نفرت تنفر
hated
U
نفرت تنفر
hates
U
نفرت تنفر
hating
U
نفرت تنفر
revulsive
U
تنفر اور
abhorred
U
تنفر داشتن از
deluges
U
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluging
U
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluge
U
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
deluged
U
غرق کردن طوفان ایجاد کردن
knock about
U
سرو صدا ایجاد کردن
revolutionising
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionize
U
در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionized
U
در کشور ایجاد شورش کردن
obsessing
U
ایجاد عقده روحی کردن
revolutionizing
U
در کشور ایجاد شورش کردن
delay
U
خیری ایجاد کردن در چیزی
beget
U
بوجود اوردن ایجاد کردن
obsess
U
ایجاد عقده روحی کردن
obsessed
U
ایجاد عقده روحی کردن
begets
U
بوجود اوردن ایجاد کردن
wham
U
باتصادم ایجاد صدا کردن
delaying
U
خیری ایجاد کردن در چیزی
revolutionises
U
در کشور ایجاد شورش کردن
work out
U
در اثرزحمت وکار ایجاد کردن
screeck
U
صدای گوشخراش ایجاد کردن
screak
U
صدای گوشخراش ایجاد کردن
clunk
U
این صدا را ایجاد کردن
revolutionizes
U
در کشور ایجاد شورش کردن
clunks
U
این صدا را ایجاد کردن
revolutionised
U
در کشور ایجاد شورش کردن
obsesses
U
ایجاد عقده روحی کردن
procreant
U
وابسته به ایجاد کردن یا زادن
delays
U
خیری ایجاد کردن در چیزی
begetting
U
بوجود اوردن ایجاد کردن
the public
[popular]
odium
U
تنفر مردم عمومی
twitter
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
whish
U
: صدای حرف "سین " ایجاد کردن
vesiculate
U
حفره ایجاد کردن ابدانک دارکردن
twitters
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
speeches
U
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
twittering
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
twittered
U
صداهای مسلسل ومتناوب ایجاد کردن
plash
U
صدای چلپ چلوپ ایجاد کردن
loopholes
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
speech
U
صحبت کردن یا ایجاد کلمات با صدا
loophole
U
سوراخ دیده بانی ایجاد کردن
nettles
U
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
blows
U
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
blow
U
در اثر دمیدن ایجاد صدا کردن
stave
U
شبیه لوله ایجاد سوراخ کردن
strangulate
U
خفقان ایجاد کردن گلو را فشردن
nettle
U
ایجاد بی صبری و عصبانیت کردن برانگیختن
detesting
U
تنفر داشتن از بیزار بودن از
detest
U
تنفر داشتن از بیزار بودن از
prejudice agaiast a person
U
بیزاری و تنفر بی جهت از کسی
detests
U
تنفر داشتن از بیزار بودن از
calenture
U
تب نواحی حاره که دراثرگرمازدگی ایجاد میشود تب کردن
stipple
U
با نقطه سایه زدن یانقشی ایجاد کردن
(the) creeps
<idiom>
U
احساس تنفر ویا ترس شدید
we abhor a traitor
U
از شخص خائن تنفر و بیم داریم
nurse a grudge
<idiom>
U
احساس تنفر از بعضی مردم را داشتن
counter shed
U
پودکشی
[عمل رد کردن پود بین تارها که در آن با ضربی کردن تارها، فضای خالی ایجاد می شود.]
dislikes
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliking
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
disliked
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
dislike
U
بیزار بودن مورد تنفر واقع شدن
poop
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
poops
U
قسمت بلند عقب کشتی صدای بوق ایجاد کردن
not give someone the time of day
<idiom>
U
تنفر به اندازهای که از دیدن آنها چشم پوشی کنید
document
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documented
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
documenting
U
ایجاد فایل جدید به ترکیب کردن دو یا چند بخش یا متن کامل
satiety of life
بیزاری یا سیری از عمر
[چندانکه بیزار کند یا تنفر آورد.]
jingled
U
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingling
U
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingles
U
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
jingle
U
جرنگ جرنگ کردن طنین زنگ ایجاد کردن جرنگیدن
lifted
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifting
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lifts
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
lift
U
بالا بردن انگشت و رها کردن گوی بولینگ برای ایجاد پیچ
to upset the applecart
<idiom>
U
مشکل ایجاد کردن بویژه با بهم زدن برنامه کسی
[اصطلاح مجازی]
dithers
U
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dithered
U
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
dither
U
ایجاد منحنی یا خط ی که با اضافه کردن آن به پیکسلهای تشکیل دهنده تصویر نرم تر به نظر می رسند
thermal wax
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal wax transfer printer
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
thermal transfer
U
روش چاپ که در آن رنگها با ذوب کردن واکس رنگی روی کاغذ ایجاد میشود
AT command set
U
مجموعهای استاندارد از دستورات برای کنترل کردن یک مودم که توسط Hayes Coprotion ایجاد شده است
algebra
U
ساده کردن و تغییر دادن توابع منط قی بر پایه عبارت درست و نادرست ایجاد شده اند
smoke test
U
بررسی تصادفی برای اینکه ماشین باید در صورتی که هنگام روشن کردن دود ایجاد نشود کار کند
piracy
U
کپی از چیز تازه ایجاد شده یا کپی کردن کارها
perforation
U
عمل سوراخ کردن ایجاد سوراخ
service
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
documenting
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
documented
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
document
U
عمل اسکن کردن متنهای کاغذی برای ایجاد OLR روی محتوای آن و ذخیره سازی آن روی دیسک به طوری که قابل جستجو باشد
serviced
U
شرکتی که سرویس خاص مانند خارج کردن فایلهای DTP به مجموعههای تایپ , تبدیل فایلها یا ایجاد اسلاید از فایلهای گرافیکی را بر عهده دارد
graphics
U
پیش نویس توابعی که دستورات گرافیکی استاندارد ایجاد میکنند مثل رسم خط و... که از طریق برنامه قابل صدا کردن هستند تا نوشتن برنامه را ساده کنند
sniffy
U
افهار تنفر کننده فن فن کننده
deletion
U
روشی برای دوباره ایجاد کردن فایلهای حذف شده وقتی فایلی حذف میشود سکتورهای دیسک نگهداری می شوند چون ممکن است حذف با اشتباه صورت گرفته باشد
twanged
U
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twang
U
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twanging
U
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
twangs
U
صدای تودماغی صدای دنگ دنگ ایجاد کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com