English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 204 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
sensitization U حساس سازی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
laser U روش ذخیره سازی دیجیتالی با استفاده از لیزر برای برانگیختن ماده حساس به نور
lasers U روش ذخیره سازی دیجیتالی با استفاده از لیزر برای برانگیختن ماده حساس به نور
emulsion laser storage U روش ذخیره سازی دیجیتال با استفاده ازلیزر در مقابل ماده حساس به نور
Other Matches
tentacles U شاخک حساس ریشه حساس
tentacle U شاخک حساس ریشه حساس
sensitive to corrosion U حساس در برابر زنگ زدگی حساس در برابر خوردگی
gradient circuit U مدار حساس به تغییر میزان قدرت مکانیسم عامل انفجار مدار حساس به تغییر قدرت چاشنی مین
rectification U یکسو سازی همسو سازی مستقیم سازی
calculating U دوباره سازی یا ایجاد داده جدید از طریق فشرده سازی وقایع عددی معین
pilot materials U وسایل و دست ابزارهای ماشین سازی یا مدل سازی
jagger U الت کنگره سازی یادندانه سازی
ordnance plant U کارخانجات اسلحه سازی یامهمات سازی
sharp nosed U حساس
key <adj.> U حساس
techy U حساس
exquisite U حساس
passible U حساس
alive U حساس
critical U حساس
elastic demand U حساس
elastic U حساس
tender U حساس
supersensitive U حساس
tendered U حساس
tenderest U حساس
sentimental U حساس
tendering U حساس
susceptive U حساس
sensor U حساس
sensitive U حساس
prominent U حساس
vigilant U حساس
delicate U حساس
sensate U حساس
sensitive clay U رس حساس
activator U حساس گر
thin skinned U حساس
feisty U حساس
ticklish U حساس
acute U حساس
sensitized U حساس کردن
sensitize U حساس شدن
critical mass U توده حساس
sensitize U حساس کردن
sensitized U حساس شدن
mimosa U گیاه حساس
tenderizing U حساس کردن
perceptive U حساس و باهوش
critical facility U تاسیسات حساس
keop soo U نقاط حساس
sensitizing U حساس شدن
feelingly U بطور حساس
sensitizing U حساس کردن
sensitizes U حساس شدن
critical item U اماد حساس
sensitizes U حساس کردن
critical position U پوزیسیون حساس
sensitising U حساس شدن
sensitised U حساس کردن
sensitive zone U منطقه حساس
skinless U خیلی حساس
sensitively U بطور حساس
sensitization U حساس کردن
key position U شغل حساس
key terrain U زمین حساس
jumpy U بیقرار حساس
kittle U هوشیار حساس
sensory nerves U پیهای حساس
key points U نقاط حساس
sensitive plant U گیاه حساس
sensitises U حساس شدن
senseful U خیلی حساس
sensitises U حساس کردن
sensitised U حساس شدن
vibrissa U موی حساس
sensitization U حساس شدن
insensitive U غیر حساس
it touched him on the raw U بنقطه حساس
insensitivity U غیر حساس
hygrosensitive U حساس به رطوبت
sensitizer U حساس کننده
palpi U شاخک حساس
insensible U غیر حساس
tenderize U حساس کردن
gleg U حساس باهوش
tenderising U حساس کردن
hyperaesthetic U زیاده از حد حساس
starkly U حساس سفت
overstrung U خیلی حساس
tenderises U حساس کردن
tenderised U حساس کردن
stark U حساس سفت
starker U حساس سفت
starkest U حساس سفت
a sensitive subject [topic] U موضوعی حساس
tendering U حساس بودن
high strung U بسیار حساس
sensitising U حساس کردن
elastic supply U عرضه حساس
tenderizes U حساس کردن
pixilated U خیلی حساس
tenderized U حساس کردن
supersensitive U حساس شده
tender U حساس بودن
tenderest U حساس بودن
tendered U حساس بودن
supersensitive U فوق حساس
context sensitive help U کمک حساس به قرینه
key position U موضع حساس و مهم
dipneedle circuit U مدار حساس مغناطیسی
youch sensitive screen U صفحه حساس به تماس
kyusho U نقاط حساس بدن
vital points U نقاط حساس بدن
context sensitive U حساس نسبت به متن
susceptible U حساس مستعد پذیرش
sensitive to light U حساس نسبت به روشنایی
key terrain features U عوارض حساس زمین
touch sensitive tablet U تابلو حساس به تماس
touch panel U صفحه حساس به تماس
detecting circuit U مدار حساس مین
touch sensitive panel U صفحه حساس به تماس
laminitis U اماس لایههای حساس
sentient U حساس دستخوش احساسات
tentacles U موی حساس جانور
tentacular U شبیه شاخک حساس
tentacular U دارای شاخک حساس
tentacle U موی حساس جانور
inelastic demand U تقاضای غیر حساس
touchier U نازک نارنجی حساس
touchiest U نازک نارنجی حساس
electrosensitive paper U کاغذ حساس الکترونیکی
touchy U نازک نارنجی حساس
supersensitive U فوق العاده حساس
pressure sensitive pen U قلم حساس به فشار
sensitivity U حساس بودن به چیزی
susceptible to pain U حساس نسبت بدرد
palpus U شاخک حساس سبیل
sensitivities U حساس بودن به چیزی
tender minded U دارای فکر حساس
hypergolic fuel U سوخت فوق حساس
soft boiled U نیم بند حساس
pre-treatment U عملیات مقدماتی و آماده سازی [مثل شستشوی پشم قبل از رنگرزی و یا آماده سازی دار جهت چله کشی]
one level address U سازماندهی فضای ذخیره سازی که هر نوع رسانه ذخیره سازی یکسان رفتار می شوند
subjugation U مقهور سازی مطیع سازی
frustrations U خنثی سازی محروم سازی
frustration U خنثی سازی محروم سازی
formularization U کوتاه سازی ضابطه سازی
irritancy U پوچ سازی باطل سازی
imagery U مجسمه سازی شبیه سازی
ouster U بی بهره سازی محروم سازی
erasable U 1-رسانه ذخیره سازی که قابل استفاده مجدد است . 2-ذخیره سازی موقت
dunnite U نوعی ماده منفجر حساس
pressure sensitive keyboard U صفحه کلید حساس به فشار
light sensitive cell U سلول حساس در برابر نور
light sensitive resistor U مقاومت حساس در برابر نور
otocyst U عضو حساس شنوایی بی مهرگان
panchromatic U حساس نسبت بهمه رنگها
photoconductor U هادی حساس نسبت به نور
photodiode U دیود حساس نسبت به نور
electrosensitive U چاپ با کاغذ حساس به الکترون
light sensitive layer U لایه یا قشر حساس در برابرنور
sensitive U حیاتی از نظرعملیاتی منطقه حساس
detector paper U کاغذ حساس دستگاه اکتشاف ش م ر
fluxgate U وسیله حساس به مین مغناطیسی
sensory U وابسته به مرکز احساس حساس
touch sensitive display U صفحه نمایش حساس لمسی
homing mine U مین حساس به انعکاس امواج
hypergolic fuel U سوخت خیلی حساس به اشتعال
saved U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
save U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
saves U ذخیره سازی داده یا برنامه روی رسانه ذخیره سازی جانبی
supersensitive U ماسوره یا مین فوق العاده حساس
photocell U یاخته حساس نسبت به نور فتوسل
dermis U قسمت حساس وعروقی میان پوست
jelly bean U ادم حساس و بی اراده و سست عنصر
influence mine U مین حساس به تاثیر امواج رادیویی
symmetrical compression U سیستم فشرده سازی که همان توان پردازش و زمان را برای فشرده سازی و از حالت فشرده در آوردن تصویر نیاز دارد
case sensitive U حساس نسبت به بزرگ یاکوچک بودن حرف
tag line U جمله نهایی نمایش وغیره نقطه حساس
heliogravure U گراورسازی بوسیله نور برروی صفحه حساس
hypersensitive U دارای حساسیت فوق العاده خیلی حساس
epicritic U تمیز دهنده گرما وسرما حساس بسرماوگرما
spicula U سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
spicule U سیخک شاخک حساس نوک تیز سنبله
vital point U حرکت غیرمجاز ضربه به نقاط حساس بدن
sort U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorted U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
sorts U الگوریتم مرتب سازی داده ها که داده ها می توانند بیشتر از محل خود در عمل مرتب سازی حرکت کنند
hitting U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hits U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
hit U داده بازیابی شده از حافظه پنهان و نه رسانه ذخیره سازی . برای بیان اینکه در زمان صرفه جویی شده و پنهان سازی مفید بوده است
detectors U گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
detector U گیرنده حساس برای کشف واندازه گیری اشعه مادون قرمز
electronic U کامپیوتر دیجیتالی با قط عات الکترونیکی حالت ساده با CPU و حافظه اصلی و فضای ذخیره سازی و دستگاه ورودی / خروجی . که توسط قط عات الکترونیکی و مدارهای مجتمع پیاده سازی می شوند
formed U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
form U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
forms U حساس کننده روی چاپگر که وقتی کاغذ تمام شود اعلام میکند
privilege U حساب کامپیوتری که امکان دستیابی به برنامههای خاص یا داده سیستم حساس را میدهد
computer output microfilm recorder U دستگاهی که خروجی کامپیوتررا روی فیلم حساس به نوربه شکل میکروسکوپی ضبط میکند
Indeo U فناوری نرم افزاری ساخت Intel که به کامپیوتر امکان ذخیره سازی و اجرای تصاویر ویدیویی فشرده را میدهد با استفاده از روشهای نرم افزاری فشرده سازی
dump U 1-دادهای که از یک وسیله به دیگری برای ذخیره سازی کپی شده است . 2-انتقال داده به دیسک برای ذخیره سازی . 3-چاپ محتوای کل یابخشی از داده در حافظه
external U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
externals U روش مرتب سازی فایل حافظه جانبی مثل دیسک طبق منبع اصلی داده واز دیسک به عنوان حافظه جانبی حین ذخیره سازی استفاده میکند
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com