Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 162 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
stock audit
U
حسابرسی موجودی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
earmarked stock
U
موجودی تخصیص یافته موجودی اختصاصی
stock evaluation
U
بررسی موجودی انبار ارزیابی موجودی
stockade
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
stockades
U
جزء موجودی نگهداشتن موجودی انبار
perpetual inventory
U
فهرست دائمی موجودی موجودی دائم
stock
U
موجودی موجودی کالا
stocked
U
موجودی موجودی کالا
auditing
U
حسابرسی
audits
U
حسابرسی
audited
U
حسابرسی
audit
U
حسابرسی
audit office
U
اداره حسابرسی
audit office
U
دفتر حسابرسی
audit departmant
U
اداره حسابرسی
periodic stock check
U
کنترل متناوب موجودی کنترل موجودی در دورههای متناوب
storing
U
موجودی
repertoire
U
موجودی
stock
U
موجودی
stocked
U
موجودی
balance in hand
U
موجودی
holding
U
موجودی
supplies
U
موجودی
store
U
موجودی
minimum stock level
U
موجودی
assets
U
موجودی
stock adjustment
U
تطبیق موجودی
active stock
U
موجودی فعال
financial assets
U
موجودی مالی
stock accounting
U
حسابداری موجودی
exhaust bin level
U
اتمام موجودی
complete inventory
U
موجودی کامل
exhaust bin level
U
فاقد موجودی
stock control
U
کنترل موجودی
excess stock
U
موجودی مازاد
inventory management
U
مدیریت موجودی
inventory control
U
کنترل موجودی
out of stock;ex stock
U
از موجودی یاذخیره
inventory discrepancy
U
اختلاف موجودی
quick assets
U
موجودی نقدشو
reserve stock
U
موجودی ذخیره
idle stock
U
موجودی بی مصرف
continuous inventory
U
موجودی مستمر
danger warning level
U
حداقل موجودی
consumable stock
U
موجودی مصرفی
safety stock
U
موجودی تضمینی
business inventories
U
موجودی تجاری
instruction repertoire
U
موجودی دستورالعمل
buffer stock
U
موجودی احتیاطی
cycle stock
U
موجودی فعال
buffer stock
U
موجودی ذخیره
stock account
U
حساب موجودی
stock adjustment
U
تعدیل موجودی
supplied
U
موجودی جایگیرموقتی
stocked
U
به موجودی افزودن
stock check
U
کنترل موجودی
stock
U
موجودی انبار
stock
U
موجودی ذخیره
surplus stock
U
موجودی اضافی
stock
U
به موجودی افزودن
surplus stock
U
موجودی مازاد
valuation of stock
U
ارزیابی موجودی
warehouse stock
U
موجودی انبار
supplied
U
موجودی لزوم
supplying
U
موجودی جایگیرموقتی
supplying
U
موجودی لزوم
supply
U
موجودی جایگیرموقتی
supply
U
موجودی لزوم
stock valuation
U
ارزیابی موجودی
stocked
U
موجودی ذخیره
inventory
U
فهرست موجودی
inventory
U
لیست موجودی
funded
U
موجودی دارائی
fund
U
موجودی دارائی
funded
U
موجودی سرمایه
stock record
U
سابقه موجودی
inventory
U
موجودی کالا
stock taking
U
رسیدگی به موجودی
capital stock
U
موجودی سرمایه
inventories
U
موجودی کالا
stocked
U
موجودی انبار
fund
U
موجودی سرمایه
auditing
U
حسابرسی کردن بازبینی کردن
audits
U
حسابرسی کردن بازبینی کردن
audited
U
حسابرسی کردن بازبینی کردن
audit
U
حسابرسی کردن بازبینی کردن
inventory reconciliation
U
تطبیق اسناد موجودی
stock control
U
کنترل موجودی انبار
stockage
U
وسایل موجودی در انبار
maximum stock
U
حداکثر موجودی انبار
stock talking
U
سیاهه برداری از موجودی
safety stock
U
موجودی ذخیره انبار
stock in trade
U
موجودی کالای مغازه
raw stock
U
موجودی مواد خام
to lay in a stock
U
موجودی تهیه کردن
raw material stock
U
موجودی مواد اولیه
spares stock
U
موجودی لوازم یدکی
stock handling cost
U
هزینه جابجایی موجودی
continuous stock taking
U
رسیدگی مستمر موجودی
stock
U
موجودی کالا ذخیره
stocked
U
موجودی کالا ذخیره
liabilities
U
تعهد موجودی بانکی
continuous stock control
U
کنترل مستمر موجودی
wardrobes
U
اشکاف موجودی لباس
base stock control
U
کنترل موجودی مبنا
liability
U
تعهد موجودی بانکی
inventory
U
صورت دارایی موجودی
wardrobe
U
اشکاف موجودی لباس
inventory
U
ذخیره موجودی اماد
cyclical stock check
U
کنترل موجودی دورهای
portfolios
U
موجودی اوراق بهادار
portfolio
U
موجودی اوراق بهادار
assets
U
موجودی شخص ورشکسته
stockholder
U
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
stock control
U
کنترل وسفارش موجودی انبار
supplied
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supplied
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
stockholders
U
صاحب موجودی ذخیره نگهدار
supply
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supply
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
supplying
U
تامین موجودی عرضه نمودن
supplying
U
تکمیل کردن موجودی ذخیره
out of stock
<adj.>
U
غیر موجودی کالا
[در انبار]
transfer of portfolio
U
انتقال موجودی اوراق بهادار
appreciation
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
appreciations
U
افزایش ارزش دارایی و موجودی
dead stock
U
موجودی بی ارزش و غیرقابل فروش
intermediate stock
U
موجودی کالاهای درحال ساخت
inventory reconciliation
U
تطابق موجودی با دارایی یکان
perpetual stock record
U
سابقه دائمی موجودی انبار
fast moving stock
U
موجودی که به سرعت کاهش می یابد
finish stock
U
موجودی کالای ساخته شده
finished goods stock
U
موجودی کالاهای تمام شده
To take an invevtory.
U
صورت برداری کردن ( موجودی گرفتن )
portfolio entry
U
قلم متعلق به موجودی اوراق بهادار
yielded
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
yield
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
warehouse refusal
U
اعلام عدم موجودی کالا درانبار
demand accommodation
U
تنظیم تقاضای یکانها با موجودی انبار
yields
U
قیمت بازار درامد و نفع یک موجودی
amphibious vehicle availability table
U
جدول نمودار موجودی خودروهای اب خاکی
active stock
U
موجودی انبار که مورد استفاده قرارمیگیرد
to take inventory
U
صورت سالیانه از کالای موجودی برداشتن
deficit
U
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
dead stock
U
موجودی بی ارزش یا غیرقابل فروش سرمایه بیکار
deficits
U
کسر موازنه مازاد بدهی بر موجودی کمبود
cycle stock
U
موجودی که جهت تولید در انبار نگهداری میشود
storewide
U
شامل تمام موجودی انبار یاتمام فروشگاه
eurytherm
U
موجودی که دارای درجات حرارت مختلف و زیادی است
overstock
U
زیاد ذخیره کردن موجودی بیش از حدلزوم داشتن
danger warning level
U
مقدار موجودی کالا که میبایست همیشه در انبارموجود باشد
turnover
U
تعداد دفعاتی درسال که موجودی انبار یک بنگاه فروخته میشود
we underwrite the company
U
ما تعهد میکنیم که کلیه موجودی شرکت رادرصورتیکه مردم نخرندخریداری کنیم
abc analysis
U
طبقه بندی مخصوص کالاهای موجود درانبار که معمولابراساس قیمت موجودی هریک از اقلام تنظیم میگردد
backlog
U
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
backlogs
U
کنده بزرگی که پشت اتش بخاری گذارده میشود موجودی جنسی که بابت سفارشات درانبارموجوداست جمع شدن
hippocamp
U
[تندیس موجودی که نصف بدنش اسب و نصف دیگرش ماهی است.]
stock certificate
U
گواهی موجودی کالا در انبار گواهی سهم
continuous stock taking
U
موجودی گیری مستمر انبارگردانی مستمر
inventory
U
از چیزی صورت برداشتن صورت ریز مواد اولیه موجودی انبار صورت تحریرترکه متوفی
available cash
U
موجودی بانک بدون در نظرگرفتن چکهایی که در دست مشتریان است و هنوز به بانک ارائه نشده است
max min system
U
سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com