Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
move
U
حرکت کردن تکان خوردن
moved
U
حرکت کردن تکان خوردن
moves
U
حرکت کردن تکان خوردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
wag
U
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagged
U
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wagging
U
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
wags
U
تکان خوردن جنبانیدن تکان دادن
surging
U
تکان خوردن لغزش پیدا کردن
shog
U
تکان خوردن تکان دادن
jumbled
U
تکان تکان خوردن
jumble
U
تکان تکان خوردن
shimmey
U
تکان تکان خوردن
joggled
U
تکان تکان خوردن
jumbling
U
تکان تکان خوردن
jumbles
U
تکان تکان خوردن
joggles
U
تکان تکان خوردن
joggle
U
تکان تکان خوردن
joggling
U
تکان تکان خوردن
shimmy
U
تکان تکان خوردن
vibrates
U
تکان خوردن
wagged
U
تکان خوردن
wagging
U
تکان خوردن
wags
U
تکان خوردن
vibrated
U
تکان خوردن
vibrate
U
تکان خوردن
quaked
U
تکان خوردن
quake
U
تکان خوردن
jounce
U
تکان خوردن
nyctitropic
U
در شب تکان خوردن
sniggle
U
تکان خوردن
quaking
U
تکان خوردن
vibrating
U
تکان خوردن
quakes
U
تکان خوردن
wag
U
تکان خوردن
hotch
U
تکان خوردن
shocks
U
تکان سخت خوردن
to sustain a shock
U
تکان خوردن ونیفتادن
to stir out of the house
U
از خانه تکان خوردن
shock
U
تکان سخت خوردن
shocked
U
تکان سخت خوردن
budging
U
تکان جزئی خوردن
budges
U
تکان جزئی خوردن
jolts
U
تکان دادن یا خوردن
jolt
U
تکان دادن یا خوردن
jolted
U
تکان دادن یا خوردن
jolting
U
تکان دادن یا خوردن
budged
U
تکان جزئی خوردن
budge
U
تکان جزئی خوردن
wobbling
U
مثل لرزانک تکان خوردن
wiggled
U
وول خوردن تکان دادن
scudded
U
سبک رفتن تکان خوردن
wobble
U
مثل لرزانک تکان خوردن
wiggling
U
وول خوردن تکان دادن
wobbles
U
مثل لرزانک تکان خوردن
wiggles
U
وول خوردن تکان دادن
wiggle
U
وول خوردن تکان دادن
scud
U
سبک رفتن تکان خوردن
wobbled
U
مثل لرزانک تکان خوردن
scuds
U
سبک رفتن تکان خوردن
jolting
U
دست انداز داشتن تکان خوردن
jolted
U
دست انداز داشتن تکان خوردن
twinkles
U
برق زدن یاتکان تکان خوردن
jolt
U
دست انداز داشتن تکان خوردن
twinkle
U
برق زدن یاتکان تکان خوردن
twinkled
U
برق زدن یاتکان تکان خوردن
jolts
U
دست انداز داشتن تکان خوردن
Keep stI'll. Stay put . Dont move.
U
تکان نخورید (حرکت نکنید )
succussatory
U
وابسته به تکان حرکت کننده باصعوبت
shocks
U
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shocked
U
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
shock
U
ضربت سخت زدن تکان سخت خوردن
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
shakeable
U
تکان دادنی تکان خوردنی
shakable
U
تکان دادنی تکان خوردنی
smoothest
U
بی تکان صاف کردن
smooths
U
بی تکان صاف کردن
smoothed
U
بی تکان صاف کردن
smooth
U
بی تکان صاف کردن
moves
U
اسباب کشی کردن تکان
moved
U
اسباب کشی کردن تکان
move
U
اسباب کشی کردن تکان
lash vi
U
باریدن تکان ناگهان بخودامدن تصادم کردن
to bow in or out
U
با تکان سر کسیرا بدرون یابیرون راهنمایی کردن
swag
U
تاب خوردن تلوتلو خوردن بنوسان دراوردن
to play a good knife and fork
U
ازروی اشتهاخوراک خوردن خوب چیز خوردن
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
lever
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
levers
U
اهرم کردن بااهرم بلند کردن بااهرم تکان دادن
tumble
U
غلت خوردن معلق خوردن
tumbles
U
غلت خوردن معلق خوردن
tripped
U
لغزش خوردن سکندری خوردن
trip
U
لغزش خوردن سکندری خوردن
trips
U
لغزش خوردن سکندری خوردن
tumbled
U
غلت خوردن معلق خوردن
dye
U
رنگ کردن یا خوردن
dig in
<idiom>
U
شروع به خوردن کردن
dyes
U
رنگ کردن یا خوردن
grog
U
دستهای از مردم که برای خوردن عرق گرد هم نشینند عرق خوردن
avow
U
قسم خوردن وقف کردن
upstart
U
یکه خوردن روشن کردن
guts
U
غارت کردن حریصانه خوردن
stumbling
U
سکندری خوردن سهو کردن
stumbles
U
سکندری خوردن سهو کردن
to sustain a shock
U
ضربت خوردن وپایداری کردن
stumble
U
سکندری خوردن سهو کردن
gut
U
غارت کردن حریصانه خوردن
gutting
U
غارت کردن حریصانه خوردن
begrudging
U
غبطه خوردن مضایقه کردن
upstarts
U
یکه خوردن روشن کردن
begrudges
U
غبطه خوردن مضایقه کردن
avowing
U
قسم خوردن وقف کردن
soak
U
خیس خوردن رسوخ کردن
begrudge
U
غبطه خوردن مضایقه کردن
to abstain from meat
U
ازگوشت خوردن خوداری کردن
begrudged
U
غبطه خوردن مضایقه کردن
stumbled
U
سکندری خوردن سهو کردن
avows
U
قسم خوردن وقف کردن
to i. on something
U
به چیزی خوردن یا تصادف کردن
soaks
U
خیس خوردن رسوخ کردن
scuff
U
بامشت حمله کردن مشت خوردن
to work by candle light
U
شب کاری کردن دود چراغ خوردن
scuffing
U
بامشت حمله کردن مشت خوردن
off the wagon
<idiom>
U
دوباره شروع به خوردن الکل کردن
scuffs
U
بامشت حمله کردن مشت خوردن
scuffed
U
بامشت حمله کردن مشت خوردن
raster
U
سیستم اسکن کردن تمام صفحه نمایش CRT تمام صفحه , پیش نمایش CRT با یک اشعه تصویر با حرکت افقی روی آن و حرکت به پایین در انتهای هر خط
to bump
[into]
U
برخورد کردن
[بهم خوردن ]
[با کسی یا چیزی]
double leg
U
زیر دو خم با عوض کردن دست با مایه یک پا رو کار زیر دو خم خورجین تکان
To take away someones living .
U
کسی را از نان خوردن انداختن ( نانش را آجر کردن )
sailings
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sail
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
sailed
U
باکشتی حرکت کردن روی هوا با بال گسترده پرواز کردن
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
fails
U
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
fail
U
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
failed
U
عمل نکردن موفق نشدن شکست خوردن بد کار کردن
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
braid
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbered
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumber
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
lumbering
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
braids
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
braided
U
ناگهان حرکت کردن جهش ناگهانی کردن
lumbers
U
چوب بری کردن سنگین حرکت کردن
move on
U
ازجای خود حرکت دادن ازجای خود حرکت کردن
to freshen rope
U
جای طنابی راکه بواسطه خوردن بچیزی ساییده میشودعوض کردن
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
to drink wine
U
می خوردن شراب خوردن
loiter
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loiters
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitered
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
loitering
U
معطل کردن باتنبلی حرکت کردن
moved
U
حرکت کردن
waggled
U
حرکت کردن
moves
U
حرکت کردن
inch
U
حرکت کردن
sail
U
حرکت کردن
whir
U
حرکت کردن
waggles
U
حرکت کردن
skewing
U
کج حرکت کردن
move
U
حرکت کردن
skews
U
کج حرکت کردن
get under way
U
حرکت کردن
to bear oneself
U
حرکت کردن
waggling
U
حرکت کردن
skew
U
کج حرکت کردن
waggle
U
حرکت کردن
departure
U
حرکت کردن
have way on
U
حرکت کردن
departures
U
حرکت کردن
sailings
U
حرکت کردن
to weigh anchor
U
حرکت کردن
sailed
U
حرکت کردن
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
pule
U
باصدا حرکت کردن
to tail to the tide
U
باجزرومد حرکت کردن
to make an early start
U
زود حرکت کردن
zigzags
U
حرکت زیگزاگی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com