Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (3 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scale
U
حرکت تعادلی ژیمناستیک کندن فلسهای ماهی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
ganoid
U
دارای فلسهای سخت وبراق سگ ماهی
seats
U
حرکت تعادلی
seated
U
حرکت تعادلی
seat
U
حرکت تعادلی
needle scale
U
حرکت تعادلی روی یک پا
single leg balance
U
حرکت تعادلی بدن ژیمناست روی یک پا
routine
U
یک سری حرکت ژیمناستیک
still rings
U
حلقههای بی حرکت ژیمناستیک
routines
U
یک سری حرکت ژیمناستیک
routinely
U
یک سری حرکت ژیمناستیک
mounts
U
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
mount
U
شروع حرکت روی وسیله ژیمناستیک
catch
U
نیروی اولیه بازوی شناگر در شروع حرکت ماهی گرفتن
ganoidean
U
دارای فلسهای براق
ganoidal
U
دارای فلسهای براق
squamulose
U
دارای فلسهای ریز
scutate
U
پوشیده از فلسهای بزرگ
strike
U
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes
U
فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
grubbed
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grubs
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
grub
U
جان کندن ازریشه کندن یا دراوردن
equilibrium pressure
U
فشار تعادلی
equilibrium system
U
سیستم تعادلی
balance climbing
U
صعود تعادلی
counter balance
U
وزنه تعادلی
statokinetic reflexes
U
بازتابهای تعادلی- جنسی
free handicap
U
مسابقه با امتیاز تعادلی برای اسبها
bisque
U
امتیاز تعادلی که زمان استفاده از ان به عهده بازیگراست
high goal polo
U
چوگان بین تیمهای دارنده 91امتیاز تعادلی یا بیشتر
pomfret
U
یکجور ماهی خوراکی دراقیانوس هندو اقیانوس ارام ماهی سیم دریایی
gymnastic
U
ژیمناستیک
sea horse
U
موجود افسانهای که نصف بدنش اسب ونصف دیگرش ماهی بوده گراز ماهی
heck
U
ماهی بند:بندی که ماهی رادررودخانه نگاه میدارد
escolar
U
نوعی ماهی فلس دارخشن بنام لاتین ruvettuspretiosus که شبیه ماهی خال مخالی است
gymnast
U
قهرمان ژیمناستیک
gymnasts
U
قهرمان ژیمناستیک
gym
U
سالن ژیمناستیک
parallel bars
U
پارالل ژیمناستیک
gymnastics
U
ورزش ژیمناستیک
gyms
U
سالن ژیمناستیک
floor exercise
U
حرکات زمینی ژیمناستیک
mill circle
U
چرخ اسیاب ژیمناستیک
stoop vault
U
پرش از خرک ژیمناستیک
apparatus
U
اسباب و وسایل ژیمناستیک
break one's fall
U
افتادن از وسیله ژیمناستیک
belly grind
U
چرخ فلک ژیمناستیک
decline board
U
پیش تخته ژیمناستیک
fishes
U
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fish
U
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
fished
U
ماهی صید کردن ماهی گرفتن
mackerel
U
ماهی خال مخالی ماهی اسقومری
guppies
U
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
guppy
U
ماهی گول بچه زا ماهی ابنوس
haddock
U
ماهی روغن کوچک قسمی ماهی
vaulting
U
پرش از روی اسباب ژیمناستیک
pommel horse
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
side horse
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
horse
[gymnastics apparatus]
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
vaulting horse
U
خرک حلقه
[دستگاه ژیمناستیک]
springboards
U
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
springboard
U
پیش تخته پرش در ژیمناستیک
pulls
U
کندن پشم کندن از
pull
U
کندن پشم کندن از
peels
U
پوست کندن کندن
beat board
U
ضربع زدن به پیش تخته ژیمناستیک
underswing
U
تاب دادن بدن در زیر میله ژیمناستیک
differential ailerons
U
ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
to jackknife
U
با بدن سیخ از روی خرک حلقه پریدن
[ژیمناستیک]
grayfish
U
نوعی ماهی روغن سگ ماهی
handicaps
U
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
handicap
U
امتیاز برای ایجاد تعادل امتیاز تعادلی
sea calf
U
گوساله ماهی سگ ماهی
waving
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waves
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave
U
حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feints
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinting
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint
U
فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
pickerel
U
اردک ماهی کوچک گوشت اردک ماهی
mouse
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouses
U
نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order
U
ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball
U
وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
strokes
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroke
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
taped
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
fish tailing
U
حرکت نوسانی یا تاب
[تریلر در حال حرکت]
stroking
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruise
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
move off the ball
U
حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
stroked
U
حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruised
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tape
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cruising
U
سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
tapes
U
وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
cartwheel
[gymnastics exercise]
U
چرخ فلک
[ورزش ژیمناستیک]
[ورزش]
compound motion
U
حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transferring
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
transfer
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise
U
حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transfers
U
حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compensating winding
U
سیم پیچ تعادلی سیم پیچ خنثی کننده
aberration
جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drags
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drag
U
حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouses
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouse
U
وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative
U
که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum
U
سرعت حرکت شتاب حرکت
teleost
U
ماهی استخوانی وابسته به ماهی استخوانی
angle of depression
U
میدان حرکت لوله توپ در زیرافق زاویه حرکت زیر افق لوله
moving havens
U
مناطق ازاد از نظر حرکت زیردریاییها مناطق امن حرکت دریایی
skulls
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
skull
U
حرکت دادن پارو یا دست در اب حرکت دادن قایق بجلو یا عقب
pick-up
U
کندن
trenches
U
کندن
pugs
U
کندن
trench
U
کندن
divulsion
U
کندن
take off
U
کندن
pug
U
کندن
discerption
U
کندن
dig , in
U
کندن
gnaws
U
کندن
gouging
U
کندن
gnawed
U
کندن
channel
U
کندن
channeled
U
کندن
pick-ups
U
کندن
evulsion
U
کندن
channelled
U
کندن
channeling
U
کندن
channels
U
کندن
pick
U
کندن
picks
U
کندن
gnaw
U
کندن
scours
U
کندن
scoured
U
کندن
plucking
U
کندن
plucked
U
کندن
graved
U
کندن
pluck
U
کندن
tweeze
U
کندن مو
to put off
U
کندن
hair pulling
U
کندن مو
strip
U
کندن
carvings
U
کندن
carve
U
کندن
carves
U
کندن
carved
U
کندن
plucks
U
کندن
incise
U
کندن
incised
U
کندن
tearoff
U
کندن از
scour
U
کندن
insculp
U
کندن
elevator
U
از جا کندن
elevators
U
از جا کندن
to chip off
U
کندن
to pick off
U
کندن
gouges
U
کندن
gouged
U
کندن
gouge
U
کندن
to take off
U
کندن
tweese
U
کندن مو
incises
U
کندن
quill
U
پر کندن از
mines
U
کندن
raises
U
از جا کندن
raise
U
از جا کندن
to break off
U
کندن
cut out
U
کندن
avulse
U
از جا کندن
mine
U
کندن
mined
U
کندن
channelize
U
کندن
quills
U
پر کندن از
supplant
U
از ریشه کندن
uprooted
U
ازریشه کندن
unpick
U
کندن - جداکردن
uprooting
U
ازریشه کندن
grave
U
قبر کندن
digs
U
کنایه کندن
dig
U
کنایه کندن
uproots
U
ازریشه کندن
To dig the earth.
U
زمین را کندن
To tear oneself away from something .
U
دل از چیزی کندن
doffs
U
لباس کندن
supplants
U
از ریشه کندن
supplanted
U
از ریشه کندن
pelt
U
پوست کندن
supplanting
U
از ریشه کندن
graves
U
قبر کندن
gravest
U
قبر کندن
gripped
U
نهر کندن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com