English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
grid start U حرکت اتومبیلها با هم در اغاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
starting post U تیری که در مسابقه دوجای اغاز و حرکت را نشان میدهد
strike U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
strikes U فروبردن پارو در اغاز هر حرکت در اب به قلاب افتادن ماهی نخ را سفت کشیدن یافتن بوی شکار بوسیله سگ
grid U موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه
tech inspection U بازرسی اتومبیلها پیش ازمسابقه
grids U موقعیت اتومبیلها در شروع مسابقه
group U طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
groups U طبقه بندی بین اتومبیلها تعداد شیرجههای انجام شده از یک نقطه با یک روش تیرهای به هدف خورده کمانگیر
face off U رویارویی دو حریف در اغاز رویارویی دو حریف در اغازبازی لاکراس اغاز بازی باپرتاب توپ واترپولو
dawning U اغاز اغاز شدن
dawned U اغاز اغاز شدن
dawn U اغاز اغاز شدن
dawns U اغاز اغاز شدن
differential ailerons U ارتباط شهپرها به قسمتی که زاویه حرکت شهپری که به طرف بالا حرکت میکند اززاویه شهپر دیگر که بطرف پایین حرکت میکند بیشتر است
waves U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waving U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
wave U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
waved U حرکت سیگنال که مرتب زیاد و کم میشود در حین حرکت آن در رسانه
feinting U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feinted U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feint U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
feints U فریفتن با حرکت دروغین حرکت فریبنده بازو برای بازکردن گارد حریف
mouses U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
mouse U نرخ حرکت نشانه گر در صفحه نمایش در مقایسه با مسافتی که شما mouse رد حرکت می دهید
route order U ترتیب حرکت در روی جاده حرکت به ستون راه
trackball U وسیلهای برای حرکت نشانه گر روی صفحه که با حرکت دادن توپ موجود در محفظه کنترل می شوند
tapes U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
move off the ball U حرکت سریع از نقطه معین پس از حرکت توپ
tape U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
taped U وسیله تبدیل حرکت دورانی به حرکت خطی
stroke U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
cruising U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruises U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
cruised U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
strokes U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
stroked U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
fish tailing U حرکت نوسانی یا تاب [تریلر در حال حرکت]
cruise U سرعت حرکت در اب دریانوردی کردن حرکت دریایی
stroking U حرکت کامل با پارو حرکت توام دست و پا
transfer U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
counter clockwise U حرکت عکس حرکت عقربههای ساعت
transferring U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
compound motion U حرکت صلیبی حرکت عرضی و طولی
transfers U حرکت سمتی لوله حرکت درسمت
abinitio U از اغاز
jump off U اغاز
origins U اغاز
instep U اغاز
entranced U اغاز
get away U اغاز
outset U اغاز
beginnings U اغاز
initiation U اغاز
inception U اغاز
insteps U اغاز
kick-off U اغاز
kick-offs U اغاز
onset U اغاز
commencement U اغاز
scratch line U خط اغاز
terminus a que U اغاز
venues U اغاز
primordium U اغاز
entrances U اغاز
origin U اغاز
beginning U اغاز
entrance U اغاز
incipience or ency U اغاز
authorship U اغاز
inchoation U اغاز
originationu U اغاز
kick off U اغاز
exordium U اغاز
venue U اغاز
entrancing U اغاز
initio U در اغاز
initation U اغاز
getaways U اغاز
getaway U اغاز
launches U اغاز کردن
takeoff U اغاز پرش
primes U درجه یک اغاز
launch U اغاز کردن
launched U اغاز کردن
prime U درجه یک اغاز
jump off U اغاز حمله
launching U اغاز کردن
takeoffs U اغاز پرش
initialing U واقع در اغاز
revivals U اغاز رونق
inaugurate U اغاز کردن
inaugurator U اغاز کننده
incept U اغاز کردن
inaugurating U اغاز کردن
incipit U شروع و اغاز
debuts U اغاز کار
initial point U نقطه اغاز
inaugurates U اغاز کردن
alphas U اغاز شروع
to push off U اغاز کردن
alpha U اغاز شروع
introductive U اغاز کننده
initial U واقع در اغاز
push off U اغاز کردن
debut U اغاز کار
initialed U واقع در اغاز
revival U اغاز رونق
inaugurated U اغاز کردن
thru U از اغاز تاانتها
soft start U اغاز نرم
som U اغاز پیام
start bit U بیت اغاز
start of heading U اغاز سرفصل
start of message U اغاز پیام
start of taxt U اغاز متن
at first U در اغاز کار
at the start U در اغاز کار
begins U اغاز کردن
birth U اغاز زاد
nodal point U نقطه اغاز
inchoate U اغاز کردن
alpha and omega U اغاز و فرجام
uppermost U از اغاز از ابتدا
birth U اغاز کردن
births U اغاز زاد
births U اغاز کردن
begins U اغاز شدن
initials U واقع در اغاز
begin U اغاز شدن
to take to U اغاز نهادن
initiating U اغاز کردن
initiates U اغاز کردن
primed U درجه یک اغاز
wire to wire U از اغاز تا فرجام
commencing U اغاز کردن
initialling U واقع در اغاز
lead off U اغاز کردن
initiated U اغاز کردن
from a to izzard U از اغاز تا انجام
commences U اغاز کردن
initiate U اغاز کردن
self initiated U خود اغاز
initialled U واقع در اغاز
commenced U اغاز کردن
begin U اغاز کردن
commence U اغاز کردن
leadoff U اغاز ضربت
wire U خط اغاز یا پایان مسابقه
eolithic U متعلق به اغاز عصرسنگ
stages U قراردادن اتومبیل در خط اغاز
exordial U مربوط به اغاز یا مقدمه
wires U خط اغاز یا پایان مسابقه
eras U اغاز تاریخ عصر
era U اغاز تاریخ عصر
through U از اغاز تا انتها کاملا
flagman U پرچم دار خط اغاز
guard line U خط اغاز مسابقه شمشیربازی
corrosive attack U اغاز و توسعه خورندگی
stage U قراردادن اتومبیل در خط اغاز
hajime U اغاز مبارزه کاراته
staggers U خط اغاز مسیر هر دونده
originated U اغاز شدن یاکردن
originate U اغاز شدن یاکردن
jump the gum U خطا در اغاز پرش
kick off U ضربه اغاز بازی
kickoff U ضربه اغاز بازی
to take arms U جنگ اغاز کردن
start bit U ذرهء اغاز نما
set position U اماده در نقطه اغاز
new departure U اغاز رویه تازه
reoccupy U دوباره اغاز کردن
multilaunching U اغاز بکار چندتایی
staggering U خط اغاز مسیر هر دونده
aurora U سرخی شفق اغاز
stagger U خط اغاز مسیر هر دونده
originates U اغاز شدن یاکردن
originating U اغاز شدن یاکردن
preface U اغاز پیش گفتار
prefaces U اغاز پیش گفتار
christmas tide U هفتهای که اغاز ان 42دسامبراست
pullulate U اغاز توسعه نهادن
initial boiling point U نقطه اغاز جوشش
decadence U فساد اغاز ویرانی
prefaced U اغاز پیش گفتار
upfield U نقطه اغاز بازی
prefacing U اغاز پیش گفتار
aberration جابجائی زاویه ای فاهری در جهت حرکت نافر که نتیجه ترکیب سرعت حرکت نافر و سیر نورمیباشد
drag U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
mouse U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
mouses U وسیله نشانه گر که با حرکت دادن آنرا روی سطح مسط ح کار میکند. و با حرکت دادن آن
relative U که حرکت نشانه گرروی صفحه نمایش مربوط مربوط به حرکت وسیله ورودی است
momentum U سرعت حرکت شتاب حرکت
begins U اغاز نهادن شروع کردن
false starts U اغاز نادرست خطا در شروع
pre game drills U تمرینهای قبل از اغاز مسابقه
initialling U پاراف در اغاز قرار دادن
initials U پاراف در اغاز قرار دادن
initialed U پاراف در اغاز قرار دادن
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com