Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
special bastard
U
حرامزاده ویژه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
idiosyncrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
to watch for certain symptoms
U
توجه کردن به نشانه های ویژه
[علایم ویژه مرض ]
special interest groups
U
گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
specialities
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty
U
کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
bastards
U
حرامزاده
spurious
U
حرامزاده
illegitimate
U
حرامزاده
whoreson
U
حرامزاده
adulterine
U
حرامزاده
unfathered
U
حرامزاده
base born
U
حرامزاده
baseborn
U
حرامزاده
love begotten
U
حرامزاده
bastardly
U
حرامزاده
misbegotten
U
حرامزاده
bastard
U
حرامزاده
idiocrasy
U
طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
adulterating
U
زنازاده حرامزاده
love child
U
حرامزاده - بچهایکهپدرمادرشهرگزبایکدیگرازدواجنکردهاند
titlark
U
سسک حرامزاده
adulterates
U
زنازاده حرامزاده
adulterate
U
زنازاده حرامزاده
natural child
U
طفل حرامزاده
side slip
U
بچه حرامزاده
nullius filius
U
بچه حرامزاده
illegitimately
U
بطور حرامزاده
bastards
U
بچه حرامزاده
bastardize
U
حرامزاده خواندن
bastard
U
بچه حرامزاده
illegitimate
U
حرامزاده نامشروع
bastardization
U
بدل سازی حرامزاده کردن
grass widow
U
زنی که بچه حرامزاده دارد زن خراب
praetorial
U
متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
special bastard
U
هر گاه پدر ومادر طفلی که حرامزاده بوده بعدا" ازدواج کنند نسب اوصحیح خواهد بود
lime cement mortar
U
ملات باتارد ملات حرامزاده
specific humidity
U
نم ویژه
nets
U
ویژه
net
U
ویژه
privilege
U
حق ویژه
idiocrasy
U
ویژه
nett
U
ویژه
special
U
ویژه
special character
U
ویژه
peculiar
U
ویژه
adhoc
U
ویژه
prerogatives
U
حق ویژه
prerogative
U
حق ویژه
priviege
U
حق ویژه
paticular
U
ویژه
extra special
U
ویژه
specific
U
ویژه
specialists
U
ویژه گر
extra
<adj.>
U
ویژه
expert
U
ویژه گر
experts
U
ویژه گر
expresses
U
ویژه
expressing
U
ویژه
expressed
U
ویژه
express
U
ویژه
specially
U
ویژه
particulars
U
ویژه
particular
U
ویژه
specialist
U
ویژه گر
special
<adj.>
U
ویژه
specifics
U
ویژه
relative density
U
گرانی ویژه
idioms
U
تعبیر ویژه
characteristics
U
نشان ویژه
idioms
U
زبان ویژه
rarely
U
بااستادی ویژه
regiospecific
U
جهت ویژه
quantum state
U
ویژه حالت
specific gravities
U
گرانی ویژه
specific gravity
U
گرانی ویژه
proper function
U
ویژه تابع
idiom
U
زبان ویژه
idiom
U
تعبیر ویژه
proper volume
U
ویژه حجم
resistivity
U
مقاومت ویژه
standing orders
U
اوامر ویژه
standing order
U
اوامر ویژه
morbid
U
ویژه ناخوشی
singular matrix
U
ماتریش ویژه
singular matrix
U
ماتریس ویژه
zoologist
U
ویژه گرجانورشناسی
versions
U
شرح ویژه
version
U
شرح ویژه
self weight
U
ویژه وزن
special session
U
نشست ویژه
booth
U
جای ویژه
extraordinary meeting
U
نشست ویژه
booths
U
جای ویژه
special agreement
U
قرارداد ویژه
indicium
U
نشانه ویژه
favourite or vor
U
ویژه مخصوص
extra equipment
U
متعلقات ویژه
equity capital
U
ارزش ویژه
endemical
U
ویژه یک قوم
electrical resistivity
U
مقاومت ویژه
eigenvalue
U
ویژه مقدار
eigenfunction
U
ویژه تابع
ecotype
U
بوم ویژه
monocular
U
ویژه یک چشم
monkish
U
ویژه راهبان
gastronomist
U
ویژه گرخوراک
kink
U
ویژه گی فرریز
labeled cargo
U
کالای ویژه
lachrymal
U
ویژه اشک
lacrimal
U
ویژه اشک
life guard
U
هنگ ویژه
habiliments
U
جامه ویژه
net profit
U
سود ویژه
capital
U
ارزش ویژه
trait
U
نشان ویژه
praetorian guard
U
گارد ویژه
traits
U
نشان ویژه
preceptorial
U
ویژه اموزگاری
prerogatived
U
دارای حق ویژه
penologist
U
ویژه گر کیفرشناسی
body guard
U
هنگ ویژه
byelaw
U
قانون ویژه
conizance
U
نشان ویژه
proper value
U
ویژه مقدار
characteristic root
U
ویژه مقدار
characteristic number
U
ویژه مقدار
characteristic function
U
ویژه تابع
particular lien
U
حق حبس ویژه
cariologist
U
ویژه گر قلب
bylaw
U
قانون ویژه
acoustician
U
ویژه گر اواشنود
juveniles
U
ویژه نو جوانان
lingoes
U
زبان ویژه
lingo
U
زبان ویژه
specific heat
U
دمای ویژه
specific heat
U
گرمای ویژه
specific donor
U
دهنده ویژه
specialization
U
ویژه گری
specialization
U
ویژه کاری
specific cost
U
هزینه ویژه
species specific
U
نوع- ویژه
monograph
U
ویژه نگاشت
special verdict
U
تصمیم ویژه
special symbol
U
نماد ویژه
special passport
U
پاسپورت ویژه
expert
U
ویژه کار
specialises
U
ویژه گری
specific yield
U
ابدهی ویژه
specific lattice
U
شبکه ویژه
specializing
U
ویژه گری
specialists
U
ویژه کار
speleologist
U
ویژه گر غارشناسی
specializes
U
ویژه گری
monographs
U
ویژه نگاشت
specific drawdown
U
افت ویژه
specific humidity
U
رطوبت ویژه
specialize
U
ویژه گری
specific resistance
U
مقاومت ویژه
garb
U
پوشاک ویژه
dead weights
U
ویژه وزن
dead weight
U
ویژه وزن
specialising
U
ویژه گری
experts
U
ویژه کار
special party
U
گروه ویژه
special deposits
U
سپردههای ویژه
prerogative
U
حق یا امتیاز ویژه
specific rotation
U
چرخش ویژه
prerogative
U
دارای حق ویژه
specific weight
U
سنگینی ویژه
prerogatives
U
حق یا امتیاز ویژه
prerogatives
U
دارای حق ویژه
(not one's) cup of tea
<idiom>
U
علاقه ویژه
special effects
U
جلوههای ویژه
specialities
U
ویژه گری
neurologist
U
ویژه گر اعصاب
special case
U
مورد ویژه
specialist
U
ویژه کار
specific weight
U
وزن ویژه
speciality
U
ویژه گری
nutritionist
U
ویژه گر تغذیه
nutritionists
U
ویژه گر تغذیه
juvenile
U
ویژه نو جوانان
specialty
U
ویژه گری
physiologist
U
ویژه گر فیزیولوژی
special drawing rights
U
حق برداشت ویژه
special drawing right
U
حق برداشت ویژه
specific volume
U
حجم ویژه
stalling
U
لژ جایگاه ویژه
stall
U
لژ جایگاه ویژه
characteristic
U
نشان ویژه
specific viscosity
U
گرانروی ویژه
characteristically
U
نشان ویژه
special character
U
دخشه ویژه
lineaments
U
نشان ویژه
physiologists
U
ویژه گر فیزیولوژی
lineament
U
نشان ویژه
special duty
U
کار ویژه
specific magnetic reluctance
U
مقاومت مغناطیسی ویژه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com