Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 119 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
acceptance limit
U
حد پذیرش
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
receive
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
receives
U
پذیرش داده از یک خط ارتباطی
focus
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focused
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focuses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussed
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focusses
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
focussing
U
پنجره خاص یا فیلدی که آماده پذیرش دستور کاربر است
parity
U
نشانگری که نشان میدهد آیا داده بررسی پذیرش شده است یا نه یا اینکه داده پیرستی زوج یا فرد دارد
intake
U
پذیرش
intakes
U
پذیرش
accept
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepting
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
accepts
U
سیگنالی که یک وسیله میفرستد برای پذیرش داده
refuse
U
عدم پذیرش
refused
U
عدم پذیرش
refuses
U
عدم پذیرش
refusing
U
عدم پذیرش
admission
U
پذیرش
admissions
U
پذیرش
patient
U
پذیرش
patients
U
پذیرش
denial
U
عدم پذیرش حاشا
denials
U
عدم پذیرش حاشا
susceptible
U
حساس مستعد پذیرش
acceptability
U
قابلیت پذیرش پسندیدگی
acceptable
U
قابل پذیرش
acceptance
U
پذیرش
acceptances
U
پذیرش
admittance
U
پذیرش
reception
U
دریافت پذیرش
reception
U
پذیرش
reception
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
receptions
U
دریافت پذیرش
receptions
U
پذیرش
receptions
U
قدرت پذیرش پذیرایی کردن
medium
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
mediums
U
رسانه مغناطیسی خالی و فرمت شده که آماده پذیرش داده است
repulsion
U
عدم پذیرش
induction
U
پذیرش
inductions
U
پذیرش
adoption
U
پذیرش
assent
U
پذیرش
assented
U
پذیرش
assenting
U
پذیرش
assents
U
پذیرش
legal
U
عبارت یا دستوری که در قوانین زبان قابل پذیرش است
interactive
U
برنامه کامپیوتری قادر به پذیرش داده از عملوند
new
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
new-
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newer
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
newest
U
دستور برنامه که حافظه اصلی برنامه فعلی را پاک میکند و آماده پذیرش وارد کردن برنامه جدید میشود
reject
U
عدم پذیرش چیزی
rejected
U
عدم پذیرش چیزی
rejecting
U
عدم پذیرش چیزی
rejects
U
عدم پذیرش چیزی
rejection
U
عدم پذیرش
acceptance of offer
U
پذیرش پیشنهاد
acceptance sampling
U
نمونه برداری جهت پذیرش نمونه قبولی
acceptance sampling
U
پذیرش کالاپس از نمونه برداری
acceptance test
آزمون پذیرش
acceptation
U
پذیرش
admission of liability
U
پذیرش تعهدات
admission port
U
دریچه پذیرش
admission rate
U
میزان پذیرش
admission requirements
U
شرایط پذیرش
americanization
U
پذیرش اخلاق و اداب امریکایی
application study
U
بررسی پذیرش اماد
AT command set
U
حالتی در مودم که آماده پذیرش دستورات با استفاده از مجموعه دستورات Hayes AT است
bankable
U
قابل پذیرش در بانک
college admission tests
آزمونهای پذیرش دانشجو
declaration of intention
U
افهاریه تمایل به پذیرش تابعیت
direct admission
U
مراجعه مستقیم به بهداری پذیرش یامراجعه مستقیم بیماران
dos
U
نشانگری که می گوید DOS آماده پذیرش یک دستور تایپ شده روی صفحه کلید است
form utility
U
در این مواد ازنظر پذیرش بازار و مصرف کننده ایجاد میشود
framing error
U
خطایی که در اثر عدم موفقیت و خرابی دستگاه پذیرش دربازشناسی صحت بیتهایی که تشکیل یک کاراکتر را میدهندپیش می اید
group acceptance
U
پذیرش گروهی
impassablility
U
غیر قابل پذیرش
imprimatur
U
تصویب پذیرش
induction station
U
مرکز پذیرش
induction station
U
دفتر استخدام دفتر پذیرش
keyboard send receive
U
صفحه کلید ارسال- پذیرش
ksr
U
کلمه کلیدی ارسال-پذیرش
magnetic susceptibility
U
پذیرش مغناطیسی
market acceptance
U
پذیرش کالا توسط بازار
readiness to accept
آمادگی برای پذیرش
receptee
U
افراد مورد پذیرش
reception station
U
پست پذیرش و اماده کردن افراد جدید برای اعزام
receptivity
U
قدرت پذیرش
selective admission
U
پذیرش انتخابی
sensate
U
اماده پذیرش حس احساس کردن
social acceptance
U
پذیرش اجتماعی
susceptive
U
پذیرنده اماده پذیرش
tolerability
U
قابلیت پذیرش
cry uncle
<idiom>
U
پذیرش شکست
face the music
<idiom>
U
پذیرش نسخه
freeload
<idiom>
U
پذیرش غذا وخانه باهزینه دیگری
hire out
<idiom>
U
پذیرش برای شغل
take a back seat
<idiom>
U
پذیرش پستترین مقام
take one's own medicine
<idiom>
U
پذیرش محاکمه بدون شکایت
Other Matches
admission
U
پذیرش به بیمارستان
sufficiently
<adv.>
U
قابل پذیرش
adequately
[sufficiently]
<adv.>
U
قابل پذیرش
acceptable
<adj.>
U
قابل پذیرش
adequate
<adj.>
U
قابل پذیرش
Reception
U
پذیرش هتل
receptionist
U
متصدی پذیرش
good
[sufficient]
<adj.>
U
قابل پذیرش
satisfactory
<adj.>
U
قابل پذیرش
sufficient
<adj.>
U
قابل پذیرش
sufficing
<adj.>
U
قابل پذیرش
taking of evidence
U
پذیرش سند و گواهی
[حقوق]
hearing of evidence
U
پذیرش سند و گواهی
[حقوق]
emergency admission
U
پذیرش اضطراری
[در بیمارستان]
[پزشکی]
to refuse somebody admittance to something
U
پذیرش کسی را برای چیزی رد کردن
write off
<idiom>
U
پذیرش خسارت وپیش از آن نگران نبودن
throw up one's hands
<idiom>
U
توقف تلاش ،پذیرش موفق نشدن
to go down
[in a particular way]
with somebody
U
برای کسی
[به سبک ویژه ای]
قابل پذیرش بودن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com