English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
margin land U حد نهایی بازده زمین
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
margine efficiency of capital U بازده نهایی سرمایه
margin efficiency of investment U بازده نهایی سرمایه گذاری
margin land U حالتی که بازده زمین فقط جبران پرداخت هزینه ها واستهلاکات را بکند
telic U نهایی دارای هدف نهایی
semifinal U مربوط به دوره نیمه نهایی دوره نیمه نهایی
clowned U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowns U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
touch judge U هریک از داوران مامورمراقبت در طرفین زمین برای تماس توپ با زمین
ground return U انعکاسات سطح زمین روی صفحه رادار امواج انعکاسی زمین
clown U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
clowning U دلقک زمین گاوبازی که گاو رااز سوار زمین خورده دورمیکند
inductive earthing U زمین پیچکی زمین کردن نقطه ستاره بایک بوبین
center field U قسمت دوردست زمین پایگاه 2و چپ و راست زمین بیس بال
pancakes U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
pancake U در رهگیری هوایی یعنی می خواهم به زمین بنشینم یا به زمین بنشینید
geotaxis U گرایشی که نیروی جاذبه زمین انراهدایت میکند زمین گرایی
hercules U نوعی موشک زمین به زمین با بردزیاد هواپیمای باری هرکولس
frost heave U برامدگی زمین یا سنگفرش که دراثر یخ زدن ایجاد میگردد یخ زدگی وبادکردگی زمین
regulus U نوعی موشک اتمی هدایت شونده زمین به زمین که بانیروی جت حرکت میکند
nap of the earth U از نزدیک زمین در سطح زمین پرواز سینه مال
off side U سمت راست زمین کریکت مقابل زمین توپزن
honest john U نوعی موشک برد کوتاه زمین به زمین توپخانه
tellurian U ساکن زمین دستگاه سنجش حرکات زمین
to break up U از هم جدا شدن [پوسته زمین] [زمین شناسی]
geognosy U زمین شناسی از لحاظ ساختمان و ترکیب زمین
feedback U بازده
outputs U بازده
return U بازده
low yield U بازده کم
efficiency U بازده
output U بازده
outturn U بازده
yielded U بازده
high yield U پر بازده
yield U بازده
revenue U بازده
returns U بازده
yields U بازده
out put U بازده
returned U بازده
returning U بازده
perelotok U زمین یا قشر یخ زده زمین قشر زمستانی زمین
sergeants U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
rolling terrain U زمین با پستی و بلندی کم زمین هموار
sergeant U گروهبان موشک زمین به زمین سارجنت
styx U نوعی موشک زمین به زمین دریایی
commercial efficiency U بازده صنعتی
quantum yield U بازده کوانتایی
diminishing return U بازده نزولی
diminishing returns U بازده نزولی
earning yield U بازده عواید
average efficiency U بازده متوسط
net yield U بازده خالص
yielded U بازده انفجار
efficiency U بازده سودمندی
yields U بازده انفجار
output per head U بازده سرانه
cardiac output U بازده قلبی
return [on something] U نرخ بازده
yield U بازده انفجار
constant return U بازده ثابت
combustion efficiency U بازده احتراق
payouts U بازده سیستم
conversion efficiency U بازده تبدیل
average yield U بازده متوسط
mechanical efficiency U بازده مکانیکی
average return U بازده متوسط
motor efficiency U بازده موتور
overall efficiency U بازده کلی
current yield U بازده جاری
low productivity U بازده پائین
payout U بازده سیستم
lamp bulb efficiency U بازده لامپ
efficiency of rectification U بازده یکسوکنندگی
farm yields U بازده کشاورزی
transformer efficiency U بازده مبدل
fair return U بازده عادلانه
fission to yield ratio U بازده اتمی
injection efficiency U بازده تزریق
ideal efficiency U بازده ایده ال
real time U بازده فوری
rate of return U نرخ بازده
fair return U بازده منصفانه
sustained yield U بازده پیوسته
luminosity U بازده روشنایی
rectifier efficiency U بازده یکسوکننده
sustained yield U بازده مستمر
return of capital U بازده سرمایه
redemption yield U بازده خرید
farm yields U بازده مزرعه
turn over U محصول بازده
generator efficiency U بازده مولد
decreasing return U بازده نزولی
gross yield U بازده ناخالص
emission efficiency U بازده کاتد
high yielding farms U با بازده زیاد
high yielding farms U مزارع پر بازده
energy gain U بازده انرژی
high yield U با بازده زیاد
volumetric efficiency U بازده حجمی
yield of capital U بازده سرمایه
payloads U بازده حمل بارخودرو
work decrement U کاهش بازده کار
payload U بازده خودرو یا دستگاه
energy efficiency U بازده انرژی لومینسانس
payloads U بازده خودرو یا دستگاه
by product recovery U بازده محصولات فرعی
private rate of return U نرخ بازده خصوصی
current ratio of transformer U بازده شدتی مبدل
gross rate of return U نرخ بازده ناخالص
ampere hour efficiency of storage batter U بازده باتری انبارهای
marginal return of capital U بازده نهائی سرمایه
return to scale U بازده نسبت به مقیاس
yield of invested capital U بازده سرمایه گذاری
social rate of return U نرخ بازده اجتماعی
internal rate of return U نرخ بازده داخلی
hurdle rate of return U کمترین نرخ بازده
payload U بازده حمل بارخودرو
increasing marginal return U بازده نهائی فزاینده
diminishing returns U بازده کاهش یابنده
average net return U بازده خالص متوسط
hurdle rate of return U نرخ بازده لازم
law of diminishing return U قانون بازده نزولی
law of increasing return U قانون بازده فزاینده
law of increasing return U قانون بازده صعودی
normal rate of return U نرخ بازده متعارف
law of diminishing returns U قانون کاهندگی بازده
efficiency U فعالیت مفید بازده
net rate of return U نرخ بازده خالص
real time U بازده بلادرنگ بی درنگ
covenant runing with land U شرط منضم به مالکیت زمین تعهد یا شرطی است مربوط به زمین که جزء لازم ولایتجزای ان محسوب میشودو بنابراین به تنهائی قابل انتقال نیست
available payload U بازده قابل استفاده وسیله
automatic gain control U کنترل بازده بطور خودکار
increasing returns to scale U بازده فزاینده نسبت به مقیاس
yield of bonds U نرخ بازده اوراق قرضه
arresting system payout U بازده سیستم مهار هواپیما
constant return to scale U بازده ثابت نسبت به مقیاس
performances U کار وسیله یادستگاه بازده عمل
The return on the bonds amounts to ... U مبلغ بازده اوراق بهادار برابراست با ...
crystal frequency changer efficiency U بازده بلور تغییر دهنده بسامد
performance U کار وسیله یادستگاه بازده عمل
no man's land U زمین بلاصاحب و غیر مسکون باریکه زمین حد فاصل بین نیروی متخاصم و نیروی خودی
contour flying U پرواز از روی عوارض زمین پرواز به طور مماس باعوارض زمین یا سینه مال
lacrosse U نوعی موشک زمین به زمین
pershing U موشک زمین به زمین پرشینگ
redstone U موشک زمین به زمین رداستون
pervious ground U زمین تراوا زمین نفوذپذیر
high limit U حد نهایی
peremptory U نهایی
definitive U نهایی
privy U نهایی
final U نهایی
closing U نهایی
ultimate U نهایی
conclusive U نهایی
terminal U نهایی
ultimata U نهایی
ultimatum U نهایی
ultimatums U نهایی
definite <adj.> U نهایی
terminals U نهایی
finals U نهایی
biosphere U قسمت قابل زندگی کره زمین که عبارتست از جوو اب و خاک کره زمین
scaling law U فرمول محاسله بازده بمب اتمی در هر فاصله
to get a good return on an investment U بازده سودمندی در سرمایه گذاریی بدست آوردن
quarterfinal U یک چهارم نهایی
armageddon U مبارزهء نهایی
finals U مسابقه نهایی
ultimate load U بار نهایی
ultimate stress U تنش نهایی
end product U محصول نهایی
ultimate stress limit U حد تنش نهایی
home stretch U مرحله نهایی
final U مسابقه نهایی
ultimate strength U مقاومت نهایی
ultimate analysis U تجزیه نهایی
semi-finals U نیمه نهایی
semifinal U نیمه نهایی
end product U فراورده نهایی
terminus U ایستگاه نهایی
terminuses U ایستگاه نهایی
second check U بررسی نهایی
quarter final U یک چهارم نهایی
top speed U سرعت نهایی
semi-final U نیمه نهایی
try-out U تمرین نهایی
try-outs U تمرین نهایی
last word <idiom> U نظر نهایی
quarter-final U یک چهارم نهایی
quarter-finals U یک چهارم نهایی
semi finals U نیمه نهایی
final report U گزارش نهایی
ultimatums U هدف نهایی
final result U نتیجه نهایی
margin utility U مطلوبیت نهایی
extreme position U وضعیت نهایی
draft U نیمه نهایی
drafted U نیمه نهایی
drafts U نیمه نهایی
net result U نتیجه نهایی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com