Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
embossing die
U
حدیده برجسته کاری
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
embossment
U
نقوش برجسته برجسته کاری
extrusion die
U
حدیده چکش کاری
punching die
U
حدیده منگنه کاری
hobability
U
قابلیت حدیده کاری سرد
threads
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
thread
U
دارای خطوط برجسته کردن حدیده وقلاویز کردن
bas-relief
U
برجسته کاری
relievo
U
برجسته کاری
acrography
U
گچ کاری برجسته
relief
U
برجسته کاری
bosses
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
hollow gorge
U
[ربع گرد در برجسته کاری]
cameo
U
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
baguet
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
cameos
U
برجسته کاری درجواهروسنگهای قیمتی
baguette
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
nagnet
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
in cavetto
U
[نقش برجسته کاری وارونه]
bagnette
U
[ابزار برجسته کاری کوچک]
bossed
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
boss
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
fretwork
U
برجسته کاری حاشیه گذاری
bossing
U
برجسته کاری ریاست کردن بر
boss formerly boce
U
[بلوک منبت کاری شده برجسته]
agrafe
U
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
agraffe
U
سنگ سر طاق
[دارای تزئینات برجسته کاری شده]
card-cut
U
[برجسته کاری کوچک زنجیره ی هندسی در کتیبه های گوتیک]
calf's tongue
U
[برجسته کاری های دکوری قرون وسطی با زبانه هایی شبیه تیرهای موازی]
stock and die
U
دسته حدیده و حدیده
alto-rilievo
U
[ویژگی های نقش برجسته ای که در آن شکل ها به اندازه ای بیش از نصف ضخامت خود برجسته اند.]
perspective spatial model
U
مدل برجسته زمین زیر برجسته بین
embossing
U
طرح برجسته
[برجسته کردن زمینه فرش]
bas relif
U
حجاری ونقوش برجسته برجسته
salience
U
نکته برجسته موضوع برجسته
saliency
U
نکته برجسته موضوع برجسته
supereminent
U
برجسته فوق العاده برجسته
stereoscope
U
جهان نما دوربین یا عینک برجسته نما مبحث اشکال برجسته
stereograph
U
نوشته یاتصویر برجسته نما برجسته نما کردن
repousse
U
برجسته نمایاحکاکی برجسته
cold drawing die
U
حدیده
die
U
حدیده
screw plate
U
حدیده
screw thread
U
حدیده
screw=plate
U
حدیده
blanking slid
U
حدیده
pipe die
U
حدیده
die maker
U
حدیده ساز
stock
U
دسته حدیده
die shop
U
حدیده سازی
die making
U
حدیده سازی
die parting line
U
درز حدیده
cold die
U
حدیده سرد
die sinking
U
فرز حدیده
die line
U
درز حدیده
cold heading die
U
حدیده سردکار
stocked
U
دسته حدیده
die lock
U
گیره حدیده
die sinking cutter
U
فرز حدیده
drawings
U
حدیده کردن
blanker
U
حدیده اهنگری
wiredraw
U
حدیده کردن
butten die
U
حدیده ته گیر
drawing die
U
حدیده کششی
draw plate
U
صفحه حدیده کن
top die
U
حدیده فوقانی
diesinking
U
حدیده ساز
die stock
U
دسته حدیده
bottom die
U
حدیده تحتانی
bar stock
U
دسته حدیده
die stamping press
U
پرس حدیده
drawing
U
حدیده کردن
forming die
U
حدیده شکل دهی
drop hammer die
U
حدیده اهنگری گرم
die and mold making
U
حدیده و قالب سازی
die shift
U
تغییر مکان حدیده
die sinker
U
دستگاه فرز حدیده
follow on die
U
حدیده چند طبقه
fuller
U
حدیده حاشیه دار
die sinking attachment
U
تجهیزات فرز حدیده
hot forging die
U
حدیده اهنگری گرم
open die forging
U
اهنگری حدیده ازاد
stamping die
U
حدیده قالب گیری
cold extrusion die
U
حدیده فشردگی سرد
hot pressing die
U
حدیده پرسکاری داغ
die sinking machine
U
دستگاه فرز حدیده
anaglyph
U
عکس رنگی برجسته بینی تجزیه رنگ عکس در برجسته بینی
die sinking and engraving machine
U
دستگاه فرز حدیده و حکاکی
pantograph die sinking machine
U
ماشین فرز حدیده پانتوگراف
die
U
:بشکل حدیده یاقلاویزدر اوردن
cold upsetting die
U
حدیده چاق گردانی سرد
die
U
با حدیده وقلاویز رزوه کردن
die0casting die
U
حدیده ریخته گری تحت فشار
extruded
U
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrudes
U
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extruding
U
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
extrude
U
از داخل حدیده یا قالب بیرون کشیدن اشترانق پرسه
blow torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
to know the ropes
U
راههای کاری را بلد بودن لم کاری رادانستن
torching
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torch
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torched
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
torches
U
کوره لحیم کاری فشنگ جوش کاری
stringing
U
خطوط خاتم کاری و منبت کاری
pence for any thing
U
میل بچیزی یا کاری یااستعدادبرای کاری
glid
U
تذهیب کاری
[در زمینه فرش بوسیله نخ طلا، نقره و یا جواهرات. نوعی از این تذهیب کاری به صوفی بافی معروف است.]
mainlines
U
برجسته
par excellence
U
برجسته
convex
U
برجسته
distinguished
U
برجسته
crowned
U
برجسته
pre eminent
U
برجسته
mainlined
U
برجسته
mainline
U
برجسته
prominent
U
برجسته
illustrious
U
برجسته
rilievo
U
برجسته
cordon bleu
U
برجسته
noted
U
برجسته
salient
U
برجسته
stereometric
U
برجسته
stereometric
U
خط برجسته
relievo
U
برجسته
relief emboss
U
برجسته
torose
U
برجسته
prosilient
U
برجسته
overriding
U
برجسته
mainlining
U
برجسته
eminent
U
برجسته
outstandingly
U
برجسته
masterwork
U
برجسته
in relief
U
برجسته
strikingly
U
برجسته
striking
U
برجسته
kenspeckle
U
برجسته
primes
U
برجسته
outstanding
U
برجسته
primed
U
برجسته
prime
U
برجسته
laureate
U
برجسته
of d.
U
برجسته
raised
U
برجسته
starring
U
برجسته
staring
U
برجسته
conspicuous
U
برجسته
illustrous
U
برجسته
ridged
U
برجسته
predominant
U
برجسته
dominant
U
برجسته
illustrated
U
برجسته
pre-eminent
U
برجسته
embossed
U
برجسته شده
feat
U
کار برجسته
feats
U
کار برجسته
smatt
U
برجسته زیرکانه
half relief
U
نیم برجسته
magnific
U
معروف برجسته
premiers
U
هنرپیشه برجسته
signalize
U
برجسته کردن
signally
U
بطور برجسته
projects
U
برجسته بودن
projected
U
برجسته بودن
mezzo rillievo
U
نیم برجسته
project
U
برجسته بودن
front face
U
سطح برجسته
cordon bleu
U
آدم برجسته
premier
U
هنرپیشه برجسته
mezzo relief
U
نیم برجسته
alto relievo
U
برجسته بلند
stand out
U
برجسته بودن
relief map
U
نقشه برجسته
stereoscopic
U
برجسته بین
to stand out
U
برجسته بودن
to put forward
U
برجسته نمودارکردن
to make one's mark
U
برجسته شدن
basso relief
U
برجسته کوتاه
stereoscopics
U
برجسته نمایی
drop shadow
U
سایه برجسته
bas relif
U
نقش کم برجسته
stucco relief
U
گچبریهای برجسته
illustriously
U
برجسته وار
emboss
U
برجسته کردن
topographic map
U
نقشه برجسته
in relief
U
بطور برجسته
leading
U
عمده برجسته
laureatel
U
شاعر برجسته
stand out
U
برجسته عالی
exaggerated stereoscopy
U
برجسته بین
embossed alphabet
U
الفبای برجسته
swells
U
برجسته شیک
swelled
U
برجسته شیک
swell
U
برجسته شیک
high relief
U
نقوش برجسته
relief
U
حجاری برجسته
tyupical
U
نوبهای برجسته
anaglyph
U
حجاری برجسته
anaglyph
U
تزئینات برجسته
stereoscopic
U
برجسته بینی
egregious
U
برجسته نمایان
poet laureate
U
شاعر برجسته
contour
U
نقشه برجسته
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com