English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (14 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
maximum permissible temperature rise U حداکثر مقدار افزایش درجه حرارت مجاز
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
maximum safe temperature U درجه حرارت مجاز حداکثر
maximum temperature U درجه حرارت حداکثر
maximum surface temperature U درجه حرارت سطحی حداکثر
internal temperature rise U افزایش درجه حرارت داخلی
maximum scale value U مقدار درجه بندی حداکثر
maximum prr ermissible U مجاز حداکثر
maximum permissible voltage U ولتاژ مجاز حداکثر
peak strenght U حداکثر استعداد مجاز
maximum permissible load U بار مجاز حداکثر
maximum allowable concentration U حداکثر غلظت مجاز
maximum ratings U مقدار حداکثر
maximum value U مقدار حداکثر
dose U مقدار مجاز
dosing U مقدار مجاز
dosed U مقدار مجاز
doses U مقدار مجاز
debt limit U حداکثر مبلغی که یک واحددولتی میتواند مدیون گردد وبیش از ان مجاز نیست
maximum demand meter U حداکثر مقدار سنج
maximum ratings U مقدار نامی حداکثر
temperatures U درجه حرارت
temperature U درجه حرارت
temperatures U درجه حرارت دما
temperature U درجه حرارت دما
thermostats U نافم درجه حرارت
thermostat U نافم درجه حرارت
intermediate temperature U درجه حرارت میانی
intermediate temperature U درجه حرارت متوسط
ambient temperature U درجه حرارت محیطی
low temperature U درجه حرارت پایین
operating temperature U درجه حرارت کار
Fahrenheit U درجه حرارت فارنهایت
ignition temperature U درجه حرارت احتراق
final temperature U درجه حرارت نهایی
internal temperature U درجه حرارت داخلی
filament temperature U درجه حرارت فیلامان
hyperpyrexia U درجه حرارت بالاتر از صد
tempering temperature U درجه حرارت بازپخت
critical temperature U درجه حرارت بحرانی
magnetic transition temperature U درجه حرارت تبدیل مغناطیسی
psychrophilic U رشدکننده در درجه حرارت کم سرمازی
high temperature alloy U الیاژ درجه حرارت بالا
hypothermal U وابسته به تقلیل درجه حرارت
heat setting U ثابت شدن درجه حرارت در رنگرزی
to increase [to, by] U افزایش یافتن [به مقدار]
humiture U اندازه گیری درجه حرارت ورطوبت هوا
pyrometer U وسیله سنجش درجه حرارت هوا در بالن
temperature gradient U تغییر درجه حرارت با زیادشدن عمق اب دریا
thermostats U تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
thermostat U تنظیم کننده درجه حرارت نافم گرما
cryogenic liquid U گاز مایع شده در درجه حرارت خیلی پایین
stenotherm U موجود غیر مقاون در مقابل تغییرات شدید درجه حرارت
gradients U درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
kelvin U درجه حرارت کلوین که برابردرجه سانتیگراد بعلاوه عدد372 است
white heat U درجه حرارت زیادی که ازسرخی گذشته و برنگ سفید دراید
gradient U درصد شیب میزان تغییر درجه حرارت یافشار هوا
thermocouple U وسیله اندازه گیری اختلاف درجه حرارت جفت گرمایی
accrual U افزایش تدریجی مقدار یا ارزش چیزی بخصوص پول
humid tropics U مناطقی از کره زمین که حرارت سردترین ماههای ان از 02 درجه سانتی گرادبیشتر باشد
cable rigging tension chart U جدولی که ارتباط بین تنش کابل کنترل و درجه حرارت رانشان میدهد
maximizes U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximize U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximises U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximized U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximising U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximised U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
maximizing U به اخرین درجه ممکن افزایش دادن بحد اعلی رساندن
co- U پیشوندی بمعنای 09 درجه منهای مقدار مذکور
Co U پیشوندی بمعنای 09 درجه منهای مقدار مذکور
rotation by ... U گردش [چرخش] به مقدار ... [ درجه دما یا زاویه]
long run U مدت کافی برای تغییر دادن در مقدار تولید به وسیله کاهش یا افزایش فرفیت موسسه
gain U افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gains U افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
gained U افزایش یا بزرگتر شدن . مقدار تغییرات سیگنال که در مدار حرکت میکند به صورت نرخ خروجی به ورودی
intensive cultivation U اضافه کردن مقدار تولید از طریق افزایش عامل کار یا سرمایه بدون اینکه سطح زیر کشت زیادشود
tunes U تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
tune U تنظیم با مقدار کوچک پارامترهای سخت افزاری یا نرم افزاری برای افزایش کارایی
expand U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expanding U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
expands U توسعه دادن و افزایش دادن حجم یا مقدار چیزی
piggyback U دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
piggybacks U دستیابی غیر مجاز به سیستم کامپیوتری که باید از طریق کلمه رمز یا ترمینال کاربر مجاز انجام شود
exothermic U حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
exothermal U حرارت زا تشکیل شده در اثر حرارت
slutsky theorem U براساس این قضیه با کاهش قیمت یک کالا مقدار تقاضا برای ان افزایش یافته و این امر بعلت اثر درامدی و اثر جانشینی امکان پذیر است
creep test U ازمایش خزش در درجه حرارت عادی ازمایش خزش
increase U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increases U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
increased U صعود کردن افزایش یافتن بالا رفتن افزایش
legit U نمایش مجاز تاتر مجاز
thermal stress U ازمایش اثر حرارت تشعشعی رادیواکتیویته مقاومت درمقابل اثر فرساینده حرارت
bulking U افزایش حجم مصالح ریزدانه ناشی از افزایش اب
accretion U افزایش بهای اموال افزایش میزان ارث
pyrolysis U تغییر شیمیایی در اثر حرارت تجزیه در اثر حرارت اتشکافت
visiting correspondent U نماینده بازدید کننده مجاز نماینده مجاز رسانههای گروهی برای بازدید از صحنه عملیات یا قسمتهای ارتشی
wagners law U براساس این قانون که توسط اقتصاددان المانی بیان شده رابطه مستقیمی بین افزایش مخارج دولت و افزایش رشد وتوسعه اقتصادی وجود دارد
multiplier principle U اصل ضریب افزایش سرمایه نسبت بین افزایش سرمایه گذاری و بالا رفتن درامد
setting up U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
sets U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
set U 1-معادل قرار دادن یک متغییر با یک مقدار. 2-معین کردن مقدار یک پارامتر
incremental computer U دادهای که اختلاف مقدار فعلی با مقدار اصلی را نشان میدهد
tabled U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tables U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
tabling U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
table U استفاده از یک مقدار مشخص برای انتخاب یک ورودی در جدول که حاوی مقدار ثانوی است
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
beam attack U تک هواپیمای رهگیری که بازاویه افقی بیش از 54 درجه و کمتر از 531 درجه انجام میشود
maximal oxygen consumption U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal oxygen uptake U حداکثر اکسیژن مصرفی بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر توان هوازی
maximal aerobic power U بیشینه اکسیژن مصرفی حداکثر اکسیژن مصرفی حداکثر توان توازی
capacity cost U هزینه تولید وقتی که واحدتولید کننده حداکثر فرفیت خودرا برای تولید به کار برد هزینه تولید با حداکثر فرفیت
shoulder patch U درجه روی بازوی درجه داران
elevation indicator U صفحه مدرج درجه طبلک درجه
defaulted U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaulting U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
defaults U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
default U مقدار از پیش تعیین شدهای که در صورتی که مقدار دیگری تعیین نشده باشد به کار می رود
paasche price index U یعنی حاصلضرب قیمت و مقدار پایه بخش برحاصلضرب قیمت و مقدار درسال جاری
retardation U [افزایش طول نخ در اثر نیروی کشش ثابت در زمان معین] [در چله هایی که به مدت طولانی روی دار می مانند این افزایش طول مشاهده می شود و کاهش استحکام نخ و کاهش طول عمر فرش را به همرا دارد.]
sales promotion U افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
sighting bar U ستون درجه ونک مگسک میله ستون درجه دستگاه نشانه روی اموزشی
superelevation U درجه ارتفاع درجه بلندی
third class U درجه سوم بلیط درجه 3
third-class U درجه سوم بلیط درجه 3
malthusian law of population U نظریه جمعیتی مالتوس براساس این نظریه جمعیت بصورت تصاعد هندسی افزایش میابد در حالیکه وسایل معیشت و مواد غذائی بصورت تصاعد عددی افزایش میابد
sighting leaf U ستون درجه تفنگ یا دستگاه نشانه روی شاخص درجه تفنگ
dosages U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
dosage U مقدار معینی از یک دارو مقدار دوز یک خوراک دارو
authorized level of organization U سطح مجاز پرسنل سازمانی سطح مجاز سازمانی
law of demand U براساس قانون تقاضا مقدار تقاضای کالا باقیمت ان کالا رابطه معکوس دارد . هر چه قیمت کالا بالاتررود مقدار تقاضا برای کالاکمتر میشود
bandwidth U در شبکه گسترده استفاده میشود و به کاربر اجازه هر مقدار ارسال اطلاعات میدهد و شبکه برای ارسال این مقدار اطلاعات تنظیم شده است
retention money U مقدار پولی که کارفرما جهت حسن انجام کار پیمانکار نگه میدارد واین مقدار درصدی ازکل قرارداد است که حسن انجام کار نامیده میشود
pigou effect U اثر مانده واقعی اثر کاهش سطح قیمت ها برروی مصرف که بر اساس این اثر با کاهش سطح قیمت ها و در نتیجه بالا رفتن عرضه واقعی پول و افزایش ارزش واقعی ثروت مصرف نیز افزایش خواهد یافت
brevet U درجه افتخاری دادن فرمان درجه افتخاری
fervidness U حرارت
warmth U حرارت
hotness U حرارت
fervidity U حرارت
pyogenic U حرارت زا
enthrusiasm U حرارت
clammy U بی حرارت
mettlesome U با حرارت
vehemence U حرارت
ardour U حرارت
temperature U حرارت
warm U با حرارت
temperatures U حرارت
verve U حرارت
warmed U با حرارت
warmest U با حرارت
warms U با حرارت
adust U با حرارت
ardor U حرارت
fire U حرارت
fired U حرارت
fires U حرارت
heat U حرارت
heats U حرارت
peaking U حداکثر
uttermost U حداکثر
peaks U حداکثر
peak U حداکثر
outsides U حداکثر
outside U حداکثر
maximal U حداکثر
maximum U حداکثر
endurance U حداکثر
authorrized U مجاز
allowed U مجاز
commissioned U مجاز
authorised U مجاز
metonymy U مجاز
admissible U مجاز
lawful U مجاز
permissible U مجاز
licensable U مجاز
allowable U مجاز
at liberty U مجاز
admissibll U مجاز
toluene U حد مجاز
tropologic U مجاز
rated U مجاز
legal U مجاز
permitted U مجاز
authorized U مجاز
permissive U مجاز
certified U مجاز
licensed U مجاز
admittable U مجاز
thermoregulation U تنظیم حرارت
ardency U شور و حرارت
heats U گرما حرارت
thermotherapy U حرارت درمانی
impetuosity U تندی حرارت
transformation of heat U تبادل حرارت
interchange of heat U تبادل حرارت
calorimeter U حرارت سنج
steamy U پر حرارت پر بخار
central heating U حرارت مرکزی
impressment U جدیت حرارت
steamiest U پر حرارت پر بخار
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com