English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
relative minimum U حداقل نسبی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
minimim wage law U قانون حداقل دستمزد که براساس ان حداقل دستمزدنبایستی از میزانی که توسط دولت تعیین میشود کمتر باشد
minimum range U حداقل شعاع عمل دستگاه یا برد حداقل
max min system U سیستم حداکثر و حداقل سیستم انبارداری که در ان حداقل و حداکثر موجودی تعیین میگردد
labor theory of value U براساس این نظریه قیمتهای نسبی کالاها به مقادیر نسبی کارکه در تولید ان کالاهابکاررفته بستگی دارد بخش عمدهای از اقتصاد مارکس برپایه نظریه ارزش کارقرار دارد
relative plot U موقعیت نسبی ناوها یاهواپیماها به هم ثبت نسبی موقعیت ناوها
minimally U حداقل
min U حداقل
minimal U حداقل
minim U حداقل
minimum stock level U حداقل
minimum U حداقل
minims U حداقل
minims U وابسته به حداقل
trough U حداقل موج
bottom price U حداقل قیمت
base wage rate U حداقل دستمزد
troughs U حداقل موج
minimum wage U حداقل دستمزد
minimum size U اندازه حداقل
minimum range U حداقل برد
minimum price U حداقل قیمت
minimum elevation U حداقل درجه
minimization U به حداقل رسانیدن
least price U حداقل قیمت
least cost U حداقل هزینه
global minimum U حداقل مطلق
danger warning level U حداقل موجودی
neap tide U جذر و مد حداقل اب
minim U وابسته به حداقل
minimising U به حداقل رساندن
minimum U حداقل کمینه
price floor U حداقل قیمت
minimize U به حداقل رساندن
minimum charge U حداقل قیمت
minimizes U به حداقل رساندن
minimizing U به حداقل رساندن
minimized U به حداقل رساندن
minimises U به حداقل رساندن
minimised U به حداقل رساندن
minimum charge U حداقل هزینه
reduced strenght U حداقل استعداد جنگی
thermal resolution U حداقل سنجش حرارت
minimum subsistence level U سطح حداقل معیشت
minimum standard of living U حداقل سطح زندگی
thermal resolution U حداقل اختلاف حرارت
minimum mortality U حداقل مرگ و میر
minimum elevation U حداقل ارتفاع لوله
least cost combination U ترکیب حداقل هزینه
least squares estimates U براورد حداقل مربعات
cost minimization U حداقل کردن هزینه
maximum and minimum thermometer U گرماسنج حداقل و حداکثر
minimum elevation U حداقل درجه مربوط به مانع
extremum U حداکثر یا حداقل تابع ریاضی
double amplitude peak value U مقدارحداکثر تا حداقل یک موج سینوسی
meantide U حداقل جذر و مدهای اب دریا
two stage least squares method U روش حداقل مربعات دومرحلهای
cut off ratio U حداقل نرخ قابل قبول
pilot line production U تولید به حداقل در کارخانجات نظامی
minimum down payment U حداقل میزان پیش پرداخت
to have [or bear] a maximum [minimum] load of something U حداکثر [حداقل] باری را پذیرفتن
neap U حداقل ارتفاع اب یاجذر و مد دریا
on the deck U پرواز در حداقل ارتفاع مجاز
short term U حداقل مدت تنبیه و زندانی
ordinary least square method U روش حداقل مربعات معمولی
amphiploid U دارای حداقل کرموسوم ارثی
minimum clearance U حداقل حاشیه امنیت بالای مانع
skeleton crew U حداقل خدمه یک وسیله یا جنگ افزار
respective U نسبی
comparative U نسبی
self relative U نسبی
relative humidity U نم نسبی
relative code U کد نسبی
relative U نسبی
comparatives U نسبی
proportional U نسبی
proportional limit U حد نسبی
consanguineous U نسبی
at least [no less than] [not less than] <adv.> U کم کمش [حداقل] [برای آگاهی اندازه یا شماره]
efficiency point U حد مطلوبیت کالای تولید شده با حداقل هزینه
quorum U حداقل عده لازم برای رسمیت جلسه
protoxide U ترکیبی که حداقل ذرات اکسیژن دران باشد
at a [the] minimum <adv.> U کم کمش [حداقل] [برای آگاهی اندازه یا شماره]
relative address آدرس نسبی
proportional representation U انتخابات نسبی
sib U منسوب نسبی
relative density U چگالی نسبی
relative bearing U جهت نسبی
relationship by bood U قرابت نسبی
relative bearing U گرای نسبی
proportional liability partnership U شرکت نسبی
proportional tax U مالیات نسبی
relative address U نشانی نسبی
relative compaction U تراکم نسبی
relative prices U قیمتهای نسبی
relative precision U دقت نسبی
stranger in blood U غیر نسبی
relative permitivity U گذردهی نسبی
relative nullity U بطلان نسبی
relative movement U حرکت نسبی
relative solubility U انحلالپذیری نسبی
relative solvation U حلالپوشی نسبی
relative term U لفظ نسبی
self relative address U نشانی نسبی
sanguinity U قرابت نسبی
relativism U نسبی نگری
relativeness U نسبی بودن
relative wind U باد نسبی
relative viscosity U گرانروی نسبی
relative velocity U سرعت نسبی
relative value U مقدار نسبی
relative motion U حرکت نسبی
relative minimum U می نیمم نسبی
relative maximum U حداکثر نسبی
relative harmonic content U مانده نسبی
relative frequency U بسامد نسبی
relative error U خطای نسبی
relative dispersion U پراکندگی نسبی
whole blood U قرابت نسبی
relative humidity U رطوبت نسبی
relative maximum U ماکزیمم نسبی
relative majority U اکثریت نسبی
relative location U ترتیب نسبی
relative jurisdiction U صلاحیت نسبی
relative income U درامد نسبی
relative importance U اهمیت نسبی
relative density U دانسیته نسبی
persons related to another by descent U اقارب نسبی
ipsative scale U مقیاس نسبی
relativity U فرضیه نسبی
blood relationship U خویشاوندی نسبی
relationship by blood U خویشاوندی نسبی
ipsative score U نمره نسبی
relative permeability U نفوذپذیری نسبی
genealogical U نسبی شجرهای
specific gravity U چگالی نسبی
relative U خودی نسبی
blood relationship U قرابت نسبی
persons related to another by parentage U اقارب نسبی
consanguinity U قرابت نسبی
distortion factor U مانده نسبی
comparative cover U پوشش نسبی
comparative advantage U مزیت نسبی
comparative costs U هزینههای نسبی
emissivity U تابش نسبی
comparative advantage U برتری نسبی
relationship by blood U قرابت نسبی
fractional error U خطای نسبی
specific gravities U چگالی نسبی
bridge U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridged U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
bridges U تط ابق اجزای ارتباطی تا اینکه قط ع برق با حداقل برسد
strain U افزایش طول نسبی
strain U تغییر شکل نسبی
relativity of knowledge U نسبی بودن دانش
a matter of relative importance U موضوعی با اهمیت نسبی
relative addressing U نشانی دهی نسبی
relativize U بصورت نسبی در اوردن
sound level U شدت نسبی صوت
relative value of pieces U ارزش نسبی سوارها
relative supersaturation U ابر سیری نسبی
strains U افزایش طول نسبی
true air speed U سرعت نسبی هواپیما
strains U تغییر شکل نسبی
relative refractory period U دوره بی پاسخی نسبی
relative income hypothesis U فرضیه درامد نسبی
cultural relativism U نسبی نگری فرهنگی
employment rate U میزان نسبی اشتغال
relative deformation U تغییر شکل نسبی
relative coordinate system U دستگاه مختصات نسبی
of relative importance U دارای اهمیت نسبی
relative coding U برنامه نویسی نسبی
relative coding U برنامه نویس نسبی
purchasing power parity U نرخ نسبی مبادله
relative bearing U سمت نسبی ناو
relative addressing U نشان دهی نسبی
relative dielectric constant U ثابت دی الکتریک نسبی
error handling U به حداقل رساندن احتمال وقوع خطا روش رفع اشکال
discrimination U حداقل جدایی برای رویت دوهدف بصورت مجزا در رادار
weighted least square method U روش حداقل مربعات وزنی در اقتصادسنجی برای تخمین پارامترها
increase of strain U افزایش تغییر طول نسبی
bulk strain U تغییر شکل نسبی حجمی
bel U واحد شدت نسبی توان
lateral strain U تغییر شکل نسبی جانبی
recession U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
simple strain U تغییر طول نسبی ساده
recessions U کسادی یا ورشکستگی نسبی و ملایم
strain at failure U افزایش طول نسبی درگسیختگی
linear strain U تغییر شکل نسبی خطی
comparative ve U اشتباه نسبی سرعت ابتدایی
relativity U فلسفه نسبیه نسبی بودن
differential susceptibility and permeabi U مغناطیس پذیری و نفوذپذیری نسبی
california bearing ratio U توان باربری نسبی کالیفرنیا
coefficient of relative efficiency organ U ضریب نسبی کارایی سازمان
elastic strain U تغییر شکل نسبی ارتجاعی
probit U واحد قیاس احتمالات اماری بر اساس حداقل انحراف ازمیزان متوسط
limit velocity U حداقل سرعت ابتدایی توپ یاخمپاره که بتوان با ان نفوذلازم را به دست اورد
aces U رتبهء اول خ-لبانی که حداقل 5هواپیمای دشمن راسرنگون کرده باشد
wed thickness U حداقل ضخامت یا فاصله بین سطح خارجی و داخلی دانههای خرج
perigee U نقطه حداقل مسافت در مدارسفینه فضایی نققه حضیض مدار سفینه
stress strain diagram U نمودار تنش و تغییر بعد نسبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com