Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 100 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
analphabet
U
حاکی از بیسوادی بیسوادی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
illiterateness
U
بیسوادی
illiteracy
U
بیسوادی
illiterately
U
از روی بیسوادی
analphabetic
U
وابسته به بیسوادی
symbolic
U
حاکی
symbolically
U
حاکی
indicative
U
حاکی
symptomatic
U
حاکی
redolent
U
حاکی
illation
U
حاکی
illative
U
حاکی
significative of
U
حاکی از
significative
U
حاکی
prelusive
U
حاکی
portends
U
حاکی بودن
hungry
U
حاکی از گرسنگی
triumphal
U
حاکی از پیروزی
hungriest
U
حاکی از گرسنگی
hungrier
U
حاکی از گرسنگی
portending
U
حاکی بودن
bespeak
U
حاکی بودن از
unexpressive
U
غیر حاکی
separative
U
حاکی از جدایی
reminiscent of slavery
U
حاکی از بردگی
presageful
U
حاکی از فال بد
pained
U
حاکی از درد
it is typical of
U
حاکی است بر
illiative
U
حاکی از نتیجه
hungered
[arch]
U
حاکی از گرسنگی
expessive
U
حاکی نماینده
evidentiary
U
دال حاکی
condemnatory
U
حاکی ازمحکومیت
betoken
U
حاکی بودن از
portended
U
حاکی بودن
portend
U
حاکی بودن
bode
U
حاکی بودن از
smells
U
حاکی بودن از
symbolised
U
حاکی بودن از
symbolises
U
حاکی بودن از
representative
U
حاکی از مشعربر
suspicious
U
حاکی ازبدگمانی
symbolising
U
حاکی بودن از
symbolize
U
حاکی بودن از
symbolized
U
حاکی بودن از
symbolizes
U
حاکی بودن از
symbolizing
U
حاکی بودن از
smelling
U
حاکی بودن از
smelled
U
حاکی بودن از
purport
U
حاکی بودن از
smell
U
حاکی بودن از
representatives
U
حاکی از مشعربر
purports
U
حاکی بودن از
purporting
U
حاکی بودن از
purported
U
حاکی بودن از
abdicative
U
حاکی ازکناره گیری
significant
U
قابل توجه حاکی از
foreshadowing
U
از پیش حاکی بودن از
foreshadowed
U
از پیش حاکی بودن از
secondary
U
حاکی از زمان گذشته
deprecatory
U
حاکی از نارضایتی یا بی میلی
foreshadows
U
از پیش حاکی بودن از
symptomatic
U
حاکی از علائم مرض
significantly
U
قابل توجه حاکی از
emblematic
U
حاکی کنایه دار
expressive
U
حاکی اشاره کننده
liquorish
U
حاکی ازنوشابه دوستی
foreshadow
U
از پیش حاکی بودن از
shipped bill of exchange
U
بارنامهای که حاکی ازمحموله است
signifying
U
حاکی بودن از باشاره فهماندن
signifies
U
حاکی بودن از باشاره فهماندن
signify
U
حاکی بودن از باشاره فهماندن
awesome
U
حاکی از ترس ناشی از بیم
conspiratorial
U
حاکی از توط ئه وتوط ئه سازی
hold out
U
حاکی بودن از خودداری کردن از
reorder level
U
مقدارموجودی که حاکی از نیاز به سفارش میباشد
bah
U
علامت تعجب حاکی ازاهانت و تحقیر
radiant look
U
نگاهی که حاکی ازخوشی یاامیدواری باشد
whew
U
صدای سوت حاکی از حیرت یاتحسین
to mark good
U
نشان حاکی از بهادر روی کالا گذاشتن
augural
U
تفالی مبنی بر پیشگویی حاکی از خیر یا شر در اینده
ink hard terms
U
اصطلاحات غلنبه که حاکی ازعلم فروشی باشد
vivas
U
حرف ندا حاکی از حسن نیت ودعای خیر
viva
U
حرف ندا حاکی از حسن نیت ودعای خیر
open vertict
U
رای حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
wow
U
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowed
U
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wows
U
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
wowing
U
فریاد حاکی ازخوشحالی و تعجب و حیرت چیز جالب
open verdict
U
رای هیات منصفه حاکی ازوقوع جرم بدون تصریح مجرم
attestation clause
U
ذکر میشود ومفادا حاکی از ان است که ایشان امضا وی را از هرجهت تصدیق می کنند
referendums
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
referenda
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
referendum
U
حاکی از این که دارای قدرت و دستورات درمورد امر بخصوصی نیست ad-refrendum
average clause
U
عبارتی که در بیمه نامه دریایی درج میشود و حاکی از ان است که برخی از کالاهااز شمول این خسارت خارج میباشد
gloated
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloat
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloating
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
gloats
U
نگاه از روی کینه و بغض نگاه عاشقانه و حاکی ازعلاقه
abram's law
U
این قانون حاکی از اینست که مقاومت یک ملات یا بتن بستگی به وزن اب وبه وزن سیمان در مخلوط ملات دارد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com