English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 209 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
bear U حاوی بودن
bears U حاوی بودن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
multiple U حاوی قط عات زیاد بودن یا عمل کردن به روشهای مختلف
cover U حاوی بودن درپوش
coverings U حاوی بودن درپوش
covers U حاوی بودن درپوش
contain U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contained U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
contains U در بر گرفتن محتوی بودن حاوی بودن محاصره کردن
Other Matches
envelope U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
envelopes U نام داده که حاوی پیام پستی است به همراه اطلاعات آدرس مقصد بسته کاغذ که حاوی نامهای است
connexions U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
connection U پروتکل حمل و نقل OIS که حاوی یک روش کاربرای مسیر دادن به اطلاعات اطراف یک شبکه محلی با استفاده از نمودار داده حاوی اطلاعات است
master U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
mastered U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
masters U 1-دیسکی که حاوی تمام فایلهای یک کار است . 2-دیکی که حاوی کد سیستم عامل کامپیوتر است که پیش از عملیات سیستم باید باز شود
operation U ثباتی که حاوی در حین اجرا حاوی که اجرا باشد
circular U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
circulars U لیستی که در آن هر عنصر حاوی داده آدرس عنصر دیگر در لیست است و آخرین عنصر حاوی اولین عنصر است
To be very conspicuous . To stick out a mile . To be a marked person . U مثل گاو پیشانی سفید بودن ( انگشت نما ومشخص بودن )
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
black concept U علامت حاوی پیام طبقه بندی شده سیستم ارتباطی حاوی پیام طبقه بندی شده
to have short views U د راندیشه حال بودن وبس کوته نظر بودن
outnumbering U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumber U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
outnumbers U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
corresponds U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
outnumbered U از حیث شماره بیشتر بودن افزون بودن بر
to mind U مراقب بودن [مواظب بودن] [احتیاط کردن]
correspond U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
to be in one's right mind U دارای عقل سلیم بودن بهوش بودن
corresponded U بهم مربوط بودن مانند یا مشابه بودن
up to it/the job <idiom> U مناسب بودن ،برابربودن ،قادربه انجام بودن
to look out U اماده بودن گوش بزنگ بودن
to be in a habit U دارای خویاعادتی بودن دچارخویاعادتی بودن
To be on top of ones job . U بر کار سوار بودن ( مسلط بودن )
belong U مال کسی بودن وابسته بودن
lurk U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
validity of the credit U معتبر بودن یا پادار بودن اعتبار
lurked U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
lurking U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
fittest U شایسته بودن برای مناسب بودن
fits U شایسته بودن برای مناسب بودن
fit U شایسته بودن برای مناسب بودن
to be hard put to it U درسختی وتنگی بودن درزحمت بودن
reasonableness U موجه بودن عادلانه یا مناسب بودن
lurks U در تکاپو بودن درکمین شکار بودن
belonged U مال کسی بودن وابسته بودن
belongs U مال کسی بودن وابسته بودن
look out U منتظر بودن گوش به زنگ بودن
monitored U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitors U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
monitor U رله کردن پیامها تقویت ارسال امواج به گوش بودن گوش دادن نافر بودن
moons U سرگردان بودن اواره بودن
disagreed U مخالف بودن ناسازگار بودن
moon U سرگردان بودن اواره بودن
wanted U فاقد بودن محتاج بودن
appertain U مربوط بودن متعلق بودن
urgency U فوتی بودن اضطراری بودن
governs U نافذ بودن نافر بودن بر
reside U ساکن بودن مقیم بودن
disagree U مخالف بودن ناسازگار بودن
governed U نافذ بودن نافر بودن بر
to stand for U نامزد بودن هواخواه بودن
appertains U مربوط بودن متعلق بودن
appertaining U مربوط بودن متعلق بودن
appertained U مربوط بودن متعلق بودن
govern U نافذ بودن نافر بودن بر
slouch U خمیده بودن اویخته بودن
resided U ساکن بودن مقیم بودن
includes U شامل بودن متضمن بودن
include U شامل بودن متضمن بودن
precede U جلوتر بودن از اسبق بودن بر
precedes U جلوتر بودن از اسبق بودن بر
look for U منتظر بودن درجستجو بودن
abuts U مماس بودن مجاور بودن
want U فاقد بودن محتاج بودن
stravage U سرگردان بودن بی هدف بودن
resides U ساکن بودن مقیم بودن
having U مالک بودن ناگزیر بودن
have U مالک بودن ناگزیر بودن
inhere U جبلی بودن ماندگار بودن
slouching U خمیده بودن اویخته بودن
slouched U خمیده بودن اویخته بودن
slouches U خمیده بودن اویخته بودن
abut U مماس بودن مجاور بودن
consists U شامل بودن عبارت بودن از
on guard U مراقب بودن نگهبان بودن
owed U مدیون بودن مرهون بودن
pertained U مربوط بودن متعلق بودن
pend U معوق بودن بی تکلیف بودن
pertain U مربوط بودن متعلق بودن
stravaig U سرگردان بودن بی هدف بودن
depends U مربوط بودن منوط بودن
agreeing U متفق بودن همرای بودن
consisting U شامل بودن عبارت بودن از
pertains U مربوط بودن متعلق بودن
depended U مربوط بودن منوط بودن
conditionality U شرطی بودن مشروط بودن
owes U مدیون بودن مرهون بودن
depend U مربوط بودن منوط بودن
disagrees U مخالف بودن ناسازگار بودن
agree U متفق بودن همرای بودن
owe U مدیون بودن مرهون بودن
consist U شامل بودن عبارت بودن از
abutted U مماس بودن مجاور بودن
discord U ناجور بودن ناسازگار بودن
haze U گرفته بودن مغموم بودن
abler U لایق بودن مناسب بودن
disagreeing U مخالف بودن ناسازگار بودن
agrees U متفق بودن همرای بودن
to be due U مقرر بودن [موعد بودن]
consisted U شامل بودن عبارت بودن از
ablest U لایق بودن مناسب بودن
receptacle U حاوی
Inc U حاوی
receptacles U حاوی
encyclopaedical U حاوی
encyclopaedic U حاوی
encyclopaedia U کتاب حاوی
emblematical U حاوی نشانه
emblematic U مشعر حاوی
copper bearing U محتوی مس حاوی مس
manganiferous U حاوی منگنز
nickeliferous U حاوی نیکل
titaniferous U حاوی تیتانیوم
titanous U حاوی تیتانیوم
mission type U حاوی ماموریت
aurous U حاوی طلا
hot-wired U سیم حاوی الکتریسیته
shelling U جعبه حاوی باروت
shells U جعبه حاوی باروت
antiserum U سرم حاوی پادتن
hot wire U سیم حاوی الکتریسیته
up to date U حاوی اخرین اطلاعات
hot-wiring U سیم حاوی الکتریسیته
millesimal U حاوی هزارمین قسمت
hot-wires U سیم حاوی الکتریسیته
boarded U تخته حاوی نقشه
hot-wire U سیم حاوی الکتریسیته
null U مجموعه حاوی صفرها
numeric U آرایه حاوی اعداد
up-to-date U حاوی اخرین اطلاعات
Dingbat U نوشتاری که حاوی ستاره
board U تخته حاوی نقشه
shell U جعبه حاوی باروت
burster tube U لوله حاوی منفجرکننده
informative U حاوی اطلاعات مفید
ammonial canister U فرف حاوی امونیاک
leaders U رکورد اولیه حاوی اطلاعات
capsule U لوله حاوی مواد منفجره
charge sheets U ورقه حاوی مشخصات متهم
capsules U لوله حاوی مواد منفجره
numeric U که فقط حاوی اعداد هستند
smoke candle U جعبه حاوی عامل دودانگیز
hyperacid U حاوی مقدار زیادی اسید
leader U رکورد اولیه حاوی اطلاعات
playbook U دفترچه حاوی کروکی مانورها
charge sheet U ورقه حاوی مشخصات متهم
parent object U صفحهای که حاوی شی ارجاعی است
phone books U دفتر حاوی شمارههای تلفن
foul ground U قسمت حاوی ته نشینهای ته دریا
axiomatic U حاوی پند یا گفتههای اخلاقی
phone book U دفتر حاوی شمارههای تلفن
microcontroller U مدار مجتمع که حاوی CPU
Being a junior clerk is a far cry from being a manager . U کارمند عادی بودن کجا و رئیس بودن کجا
to concern something U مربوط بودن [شدن] به چیزی [ربط داشتن به چیزی] [بابت چیزی بودن]
pl/ U حاوی خصوصیات FORTRAN, COBOL, ALGOL
usenet U بخشی از اینترنت که حاوی مجمعی است
mordant dyes U [رنگ های حاوی مواد دندانه ای]
Christmas tree U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
operand U عملوندی که فقط حاوی اعداد باشد
multi U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
mode U که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
multi- U دستوری که حاوی بیش از یک آدرس باشد.
parent folder U پروندهای که حاوی پروندههای دیگر است
modes U که حاوی کد تشخیص و تصحیح خطا هستند
Christmas trees U جعبه کنترل حاوی چراغهای رنگی
aposematic U حاوی نکتهء مهم و قابل گوشزد
empties U هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
emptiest U هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
jobs U فایلی که حاوی دستورات در gcl است
extends U مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
objecting U پانج کارت که حاوی برنامه است
M out of N code U سیستم کدگذاری حاوی تشخیص خطا
null U لیستی که حاوی هیچ چیز نباشد
string U رشتهای که فقط حاوی اعداد است
direct objects U پانج کارت که حاوی برنامه است
empty U هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
condition book U کتابچه حاوی شرایط ومقررات اسبدوانی
false U کدی که حاوی مقادیری بدوی حد است
indirect objects U پانج کارت که حاوی برنامه است
objected U پانج کارت که حاوی برنامه است
HTTPD U وب سرور که حاوی توابع پردازش فرم ها
object U پانج کارت که حاوی برنامه است
B box U که حاوی آدرس آغاز برنامه است
extending U مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
extend U مجموعهای از حروف خاص که حاوی تلفظ ها
datagram U که حاوی آدرس مقصد و مسیر آن است
register U که حاوی آدرس شروع برنامه است
channelling U لوله محافظ حاوی کابل ها و سیم ها
registering U که حاوی آدرس شروع برنامه است
executable file U فایلی که حاوی برنامه باشد و نه داده
registers U که حاوی آدرس شروع برنامه است
emptier U هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
leaflet bomb U بمب حاوی اعلامیه یا اوراق تبلیغاتی
objects U پانج کارت که حاوی برنامه است
emptied U هر متغیری که حاوی هیچ حرفی نیست
job U فایلی که حاوی دستورات در gcl است
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com