English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 207 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
individualised U حالت ویژه دادن
individualises U حالت ویژه دادن
individualising U حالت ویژه دادن
individualize U حالت ویژه دادن
individualized U حالت ویژه دادن
individualizes U حالت ویژه دادن
individualizing U حالت ویژه دادن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
quantum state U ویژه حالت
peronality of laws U حالت ویژه قانون
bested U دارای حالت ویژه
energy eigenstate U ویژه حالت انرژی
idiosyncratic U وابسته به حالت ویژه
devitrify U از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
crossed controls U بکارگیری سطوح کنترل برخلاف حالت عادی درمانورهای ویژه
idiosyncrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
idiosyncrasies U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه شیوه ویژه هرنویسنده خصوصیات اخلاقی
consecrate U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrates U ویژه کردن تخصیص دادن
consecrating U ویژه کردن تخصیص دادن
the i U [حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes U قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
applied U هزینه مربوط به هر خدمت یاکالا را به طور ویژه تعیین کردن و به ان اختصاص دادن
to watch for certain symptoms U توجه کردن به نشانه های ویژه [علایم ویژه مرض ]
special interest groups U گروههایی با علاقه ویژه گروه مشترک المنافع ویژه
foreignize U حالت بیگانه دادن یایافتن
nauseates U حالت تهوع دست دادن
cold form U در حالت سرد شکل دادن
nauseated U حالت تهوع دست دادن
nauseate U حالت تهوع دست دادن
to set U جای دادن [در حالت ایستاده]
specialities U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
speciality U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
specialty U کالای ویژه داروی ویژه یا اختصاصی اسپسیالیته
idiocrasy U طبیعت ویژه طرز فکر ویژه
numeric U حرفی که در برخی حالت برای نشان دادن یک عدد است .
de scramble U سازمان دادن مجدد پیام یا سیگنالی که حالت نامناسب دارد
popper U ذرت بودادنی فرف ویژه بو دادن ذرت
poppers U ذرت بودادنی فرف ویژه بو دادن ذرت
cold work U عملیات شکل دادن و چکش کاری فلزات در حالت سرد ودر دماهای پایین
foreground U سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
vitrifying U تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog U سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
squared U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squaring U تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues U ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
convertor U وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
oblique case U حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
printed U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
prints U کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
praetorial U متعلق به گارد ویژه سربازی که جز گارد ویژه است
state of rest U حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternates U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
plebeianism U حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternated U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternate U تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
genitive U حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity U حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
uart U قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
spectrality U حالت طیفی حالت شبحی
marginal case U حالت نهائی حالت حدی
transitoriness U حالت ناپایداری حالت بی بقایی
cold forming U حالت دهی در حالت سرد
spectralness U حالت طیفی حالت شبحی
crude U حالت طبیعی رنگ [حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode U حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength U استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
reducing U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduces U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
reduce U تحویل دادن کاهش دادن تنزل دادن تقلیل دادن
universal U قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
extra <adj.> U ویژه
expressing U ویژه
specially U ویژه
nets U ویژه
experts U ویژه گر
paticular U ویژه
expressed U ویژه
special <adj.> U ویژه
prerogatives U حق ویژه
privilege U حق ویژه
prerogative U حق ویژه
particular U ویژه
special character U ویژه
expresses U ویژه
expert U ویژه گر
net U ویژه
particulars U ویژه
express U ویژه
specialists U ویژه گر
specifics U ویژه
specific humidity U نم ویژه
extra special U ویژه
idiocrasy U ویژه
specialist U ویژه گر
adhoc U ویژه
priviege U حق ویژه
special U ویژه
specific U ویژه
peculiar U ویژه
nett U ویژه
lineaments U نشان ویژه
morbid U ویژه ناخوشی
prerogatives U حق یا امتیاز ویژه
specific heat U دمای ویژه
specific drawdown U افت ویژه
lineament U نشان ویژه
standing orders U اوامر ویژه
standing order U اوامر ویژه
specialises U ویژه گری
lingoes U زبان ویژه
specific lattice U شبکه ویژه
specific heat U گرمای ویژه
specific humidity U رطوبت ویژه
prerogative U حق یا امتیاز ویژه
prerogative U دارای حق ویژه
lingo U زبان ویژه
prerogatives U دارای حق ویژه
specific weight U وزن ویژه
equity capital U ارزش ویژه
extra equipment U متعلقات ویژه
favourite or vor U ویژه مخصوص
zoologist U ویژه گرجانورشناسی
versions U شرح ویژه
version U شرح ویژه
specialists U ویژه کار
juveniles U ویژه نو جوانان
juvenile U ویژه نو جوانان
specialist U ویژه کار
indicium U نشانه ویژه
gastronomist U ویژه گرخوراک
electrical resistivity U مقاومت ویژه
nutritionists U ویژه گر تغذیه
nutritionist U ویژه گر تغذیه
endemical U ویژه یک قوم
ecotype U بوم ویژه
characteristically U نشان ویژه
characteristic U نشان ویژه
specific resistance U مقاومت ویژه
specific rotation U چرخش ویژه
eigenfunction U ویژه تابع
specific viscosity U گرانروی ویژه
eigenvalue U ویژه مقدار
specific volume U حجم ویژه
specific weight U سنگینی ویژه
specialities U ویژه گری
specialty U ویژه گری
speciality U ویژه گری
specific yield U ابدهی ویژه
speleologist U ویژه گر غارشناسی
habiliments U جامه ویژه
idioms U تعبیر ویژه
physiologist U ویژه گر فیزیولوژی
physiologists U ویژه گر فیزیولوژی
acoustician U ویژه گر اواشنود
monographs U ویژه نگاشت
monograph U ویژه نگاشت
proper volume U ویژه حجم
proper function U ویژه تابع
monkish U ویژه راهبان
monocular U ویژه یک چشم
idioms U زبان ویژه
idiom U تعبیر ویژه
idiom U زبان ویژه
rarely U بااستادی ویژه
resistivity U مقاومت ویژه
specific gravities U گرانی ویژه
specific gravity U گرانی ویژه
relative density U گرانی ویژه
regiospecific U جهت ویژه
proper value U ویژه مقدار
capital U ارزش ویژه
characteristic root U ویژه مقدار
specialization U ویژه گری
specialization U ویژه کاری
garb U پوشاک ویژه
dead weights U ویژه وزن
dead weight U ویژه وزن
byelaw U قانون ویژه
particular lien U حق حبس ویژه
expert U ویژه کار
experts U ویژه کار
body guard U هنگ ویژه
neurologist U ویژه گر اعصاب
net profit U سود ویژه
penologist U ویژه گر کیفرشناسی
prerogatived U دارای حق ویژه
characteristic number U ویژه مقدار
preceptorial U ویژه اموزگاری
characteristic function U ویژه تابع
praetorian guard U گارد ویژه
cariologist U ویژه گر قلب
extraordinary meeting U نشست ویژه
special session U نشست ویژه
bylaw U قانون ویژه
special character U دخشه ویژه
specific donor U دهنده ویژه
special deposits U سپردههای ویژه
stalling U لژ جایگاه ویژه
stall U لژ جایگاه ویژه
special effects U جلوههای ویژه
special case U مورد ویژه
traits U نشان ویژه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com