Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
protected mode
U
حالت محفوظ
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
the i
U
[حالت من) اگاهی :این کلمه در حالت مفعولیت me ودر حالت فاعلیت I است
mode
U
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
modes
U
قالب کدگذاری با دو حالت : حالت مشابه mode است . حالت نیاز به پردازش ندارد و داده مستقیم واد کانال خروجی میشود
foreground
U
سیستم کامپیوتری که در حالت اجرای برنامه ممکن است : حالت پیش زمینه برای برنامههای کاربردی محاورهای . حالت پس زمینه : برای برنامههای سیستمهای ضروری
secures
U
محفوظ
safest
U
محفوظ
safes
U
محفوظ
safer
U
محفوظ
safe
U
محفوظ
secure
U
محفوظ
guarded
U
محفوظ
patents
U
محفوظ
favoured
U
محفوظ
patenting
U
محفوظ
immundity
U
محفوظ
patented
U
محفوظ
patent
U
محفوظ
airtight
U
محفوظ از هوا
securely
U
بطور محفوظ
fireproof
U
محفوظ از اتش
assured
U
امن محفوظ
protected field
U
میدان محفوظ
lightproof
U
محفوظ از نور
invulnerable
U
محفوظ از خطر
foolproof
U
محفوظ ازخطاوشکست
secures
U
محفوظ داشتن
protected storage
U
انباره محفوظ
safe from danger
U
محفوظ از خطر
enclosed fuse
U
فیوز محفوظ
reserved word
U
کلمه محفوظ
secure
U
محفوظ داشتن
conserving
U
از صدمه محفوظ داشتن
pots
U
در گلدان محفوظ داشتن
pot
U
در گلدان محفوظ داشتن
conserve
U
از صدمه محفوظ داشتن
conserved
U
از صدمه محفوظ داشتن
conserves
U
از صدمه محفوظ داشتن
enclosed arc lamp
U
لامپ قوسی محفوظ
potting
U
در گلدان محفوظ داشتن
squaring
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squares
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
squared
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
square
U
تیغه پارو از حالت افقی به حالت عمودی برای دخول در اب مربع
analogues
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
vitrifying
U
تغییر شکل سرامیک از حالت کریستالی به حالت شیشهای یا غیر متبلور
analog
U
سیگنالهای ذخیره سازی در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
analogue
U
ذخیره سازی سیگنال ها در حالت طبیعی بدون تبدیل به حالت دیجیتال
oblique case
U
حالت مفعولی یا اضافه حالت اسمی که نه فاعل باشدنه منادی
convertor
U
وسیله یا برنامهای که داده را از یک حالت به حالت دیگر تبدیل میکند
prints
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
printed
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
print
U
کدهای متن که باعث می شوند چاپگر حالت خود را عوض کند یعنی از حالت bold
weather proof
U
محفوظ از اثرهوا هوا نخور
it is copyright
U
حق چاپ و تقلید محفوظ است
jus postliminii
U
حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
copyright reserved
U
حق طبع یا چاپ محفوظ است
encapsulated postscript file
U
فایل محفوظ پست اسکریپت
unsaved
U
محفوظ نشده نجات نیافته
to copyright
U
حق چاپ و تقلید را محفوظ کردن
elate
U
بالا بردن محفوظ کردن
state of rest
U
حالت ارام حالت سکون وضعیت ساکن
alternate
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
alternated
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
devitrify
U
از حالت شیشهای در اوردن حالت بلوری دادن
plebeianism
U
حالت عوام یا مردم پست حالت توده
alternates
U
تغییر وضعیت از یک حالت به حالت دیگر و بر عکس
shellproof
U
محفوظ در برابر بمباران وگلوله باران
can you pronounce him safe
U
بگویید که اواز خطر محفوظ است
weathertight
U
محفوظ در برابر باد و باران عایق هوا
genitive
U
حالت مالکیت حالت مضاف الیه
plasticity
U
حالت خمیری پلاستیسیته حالت نرمی
foolproof
U
ادم ساده لوح و رک و راست محفوظ از حماقت وکارهای احمقانه
havelock
U
روکلاهی سفیدی که پشت گردن را نیز از افتاب محفوظ میدارد
all right reserved
U
هرگونه حقی محفوظ است اعم از چاپ یا تقلید یاترجمه
uart
U
قطعهای که رشتههای بیت سریال آسنکردن را به حالت موازی یا داده را به حالت رشته بیت سری تبدیل میکند
marginal case
U
حالت نهائی حالت حدی
cold forming
U
حالت دهی در حالت سرد
spectrality
U
حالت طیفی حالت شبحی
transitoriness
U
حالت ناپایداری حالت بی بقایی
spectralness
U
حالت طیفی حالت شبحی
gobo
U
نوعی پرده پارچهای سیاه رنگ که در تلویزیون و سینمادوربین را از نور زائد محفوظ نگه میدارد
crude
U
حالت طبیعی رنگ
[حالت ملایم و اصیل رنگ]
real mode
U
حالت پردازش پیش فرض برای IBM PC وتنها حالتی که در DOS عمل میکند. این حالت به معنای این است که یک سیستم عملیات تک کاره است که نرم افزار میتواند هر حافظه یا وسیله ورودی و خروجی را استفاده کند
cold strength
U
استحکام در حالت سرد مقاومت در حالت سرد
universal
U
قطعهای که رشته بیت سری اسنکرون را به حالت موازی یا حالت موازی را به رشته سری تبدیل میکند
immune
U
مصون کردن محفوظ کردن
forward seat
U
حالت نشستن سوارکار روی زین در پرش حالت نشستن سوارکار بر روی زین
phases
U
حالت
estate
U
حالت
phased
U
حالت
stances
U
حالت
if
U
حالت
queasiness
U
حالت قی
stance
U
حالت
moods
U
حالت
estates
U
حالت
attitudes
U
حالت
attitude
U
حالت
predicaments
U
حالت
predicament
U
حالت
situations
U
حالت
situation
U
حالت
phase
U
حالت
make
U
حالت
tempers
U
حالت
postures
U
حالت
fettle
U
حالت
unexpressive
U
بی حالت
expressions
U
حالت
posture
U
حالت
case
U
حالت
mood
U
حالت
tempered
U
حالت
temper
U
حالت
makes
U
حالت
pyreticosis
U
حالت تب
self
U
حالت
cases
U
حالت
line condition
U
حالت خط
posturing
U
حالت
disposition
U
حالت
state-
U
حالت
state
U
حالت
postured
U
حالت
idiocrasy
U
حالت
temperaments
U
حالت
temperament
U
حالت
condition
U
حالت
febricity
U
حالت تب
status
U
حالت
stating
U
حالت
stated
U
حالت
glass eyed
U
بی حالت
manner
U
حالت
states
U
حالت
grain
U
حالت
expression
U
حالت
feverishness
U
حالت تب
ill conditioned
U
بد حالت
privileged mode
U
حالت ممتاز
creaminess
U
حالت سرشیری
individualism
U
حالت انفرادی
problem state
U
حالت مسئلهای
oxidation number
U
حالت اکسایش
output state
U
حالت خروجی
counterpoise
U
حالت تعادل
corresponding state
U
حالت متنافر
normality
U
حالت عادی
free wheeling
U
حالت خلاصی
orthogonality
U
حالت عمودی
oxidation state
U
حالت اکسایش
spring
U
حالت فنری
feminity
U
حالت زنانه
periodicity
U
حالت تناوبی
final state
U
حالت پایانی
feminineness
U
حالت زنانه
veins
U
حالت تمایل
vein
U
حالت تمایل
deadness
U
حالت مرده
physical state
U
حالت فیزیکی
plumbness
U
حالت عمودی
paramnesia
U
حالت فراموشی
springs
U
حالت فنری
perpendicularity
U
حالت عمودی
polyvalence
U
حالت چندفرفیتی
polyvalency
U
حالت چندفرفیتی
faintly
U
در حالت ضعف
sol state
U
حالت سولی
refractivity
U
حالت انکسار
reclining position
U
حالت غنوده
real mode
U
حالت واقعی
downiness
U
حالت کرکی
doughiness
U
حالت خمیری
rapturously
U
با حالت بیخودی
ragingly
U
با حالت خشم
doubtfulness
U
حالت تردید
repellency
U
حالت دفع
drowsihead
U
حالت نیمخواب
saccharinity
U
حالت قندی
soild state
U
حالت جامد
small ball
U
پرتاب بی حالت
skin the cat
U
حالت گربهای
drinking bout
U
حالت مستی
sentimentalism
U
حالت احساساتی
seismicity
U
حالت ارتعاش
sea state
U
حالت دریا
drive state
U
حالت سائقی
queasiness
U
حالت تهوع
eburnation
U
حالت عاجی
pastiness
U
حالت خمیری
excited state
U
حالت برانگیخته
aglow
U
در حالت هیجان
pulverulence
U
حالت خاکی
expressive eyes
U
چشمان با حالت
resiliency
U
حالت ارتجاعی
facial expression
U
حالت چهره
prone position
U
حالت درازکش
exceptional case
U
حالت استثنایی
erectness
U
حالت عمودی
equilibrium state
U
حالت تعادل
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com