Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 205 (31 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
weld
U
جوشکاری کردن
welded
U
جوشکاری کردن
welds
U
جوشکاری کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
metalize
U
جوشکاری برقی کردن
metallize
U
جوشکاری برقی کردن
Other Matches
constant temperature pressure
U
welding combustion جوشکاری فشاری در دمای ثابت جوشکاری گازی
double row spot welding
U
جوشکاری نقطهای زنجیرهای جوشکاری نقطهای دوردیفه
concave fillet weld
U
جوشکاری مغزی مقعر جوشکاری مغزی
weldbonding
U
جوشکاری
flash butt welding
U
جوشکاری لب به لب
welding
U
جوشکاری
double bevel butt weld
U
جوشکاری لب به لب
strength weld
U
جوشکاری مقاومتی
contact bar
U
الکترود جوشکاری
resistance welding
U
جوشکاری مقاومتی
corner weld
U
جوشکاری گوشه
miter weld
U
جوشکاری فارسی
gas welding
U
جوشکاری گازی
welding electrode
U
الکترود جوشکاری
gas welding
U
جوشکاری با گاز
deposition welding
U
جوشکاری رسوبی
ultrasonic welding
U
جوشکاری التراسونیک
pulsation welding
U
جوشکاری نوسانی
friction welding
U
جوشکاری مالشی
fusion welding
U
جوشکاری ذوبی
tube welding
U
جوشکاری لوله
molten metal welding
U
جوشکاری ریختگی
welders
U
ماشین جوشکاری
all position welding
U
جوشکاری دو طرفه
pressure welding
U
جوشکاری فشاری
mechanical welding
U
جوشکاری ماشینی
butt welding
U
جوشکاری شکافی
butt seam weld
U
جوشکاری درزی
butt seam weld
U
جوشکاری شکافی
stored energy welding
U
جوشکاری خازنی
leftward welding
U
جوشکاری رو به پشت
burning glass
U
عینک جوشکاری
lap welding
U
جوشکاری رویهمی
thermit welding
U
جوشکاری ترمیت
thermit welding
U
جوشکاری الومینوترمیتی
braze welding
U
جوشکاری برنجی
joint weld
U
جوشکاری اتصالی
bridge spot weld
U
جوشکاری نقطهای
butt welding
U
جوشکاری درزی
machine welding
U
جوشکاری ماشینی
arc welding
U
جوشکاری قوسی
longitudinal welding
U
جوشکاری طولی
atomic hydrogen welding
U
جوشکاری هیدروژنی
autogenous welding
U
جوشکاری خودکار
automatic welding
U
جوشکاری اتوماتیک
slot welding
U
جوشکاری شیاری
blowtorch
U
چراغ جوشکاری
blowtorches
U
چراغ جوشکاری
butt strap
U
بخیه جوشکاری
spot welding
U
جوشکاری نقطهای
resistance butt welding
U
جوشکاری لب به لب مقاومتی
welding circuit
U
مدار جوشکاری
electric welding
U
جوشکاری با برق
welding shop
U
کارگاه جوشکاری
welding rod
U
میله جوشکاری
welding generator
U
مولد جوشکاری
welding flux
U
روانساز جوشکاری
welder
U
ماشین جوشکاری
plug welding
U
جوشکاری مسدود
welding current
U
جریان جوشکاری
electrode holder
U
انبر جوشکاری
welding arc
U
قوس جوشکاری
pressure butt welding
U
جوشکاری لب به لب فشاری
percussion welding
U
جوشکاری ضربهای
edge welding
U
جوشکاری دورهای
weldor
U
ماشین جوشکاری
weldability
U
قابلیت جوشکاری
electric welding
U
جوشکاری الکتریکی
electric welding
U
جوشکاری برقی
explosive welding
U
جوشکاری انفجاری
resistance seam welding
U
جوشکاری درزی مقاومتی
oxy hydrogen welding
U
جوشکاری اکسی ئیدروژن
surface fusion welding
U
جوشکاری ذوبی سطحی
woodpecker welding
U
جوشکاری نقطه سیاه
cold pressure welding
U
جوشکاری فشاری سرد
circular seam welding
U
جوشکاری درزی کمانهای
spot welding electrode
U
الکترود جوشکاری نقطهای
down hand welding
U
جوشکاری پایین دستی
handshield
U
سپر محافظ جوشکاری
backhand welding
U
جوشکاری به سمت عقب
welding by electron beam
U
جوشکاری با اشعه الکترونی
single row spot welding
U
جوشکاری نقطهای سری
induction resistance welding
U
جوشکاری مقاومت القائی
automatic welding machine
U
دستگاه جوشکاری خودکار
shielded arc welding
U
جوشکاری قوسی الکتریکی
electron beam welding
U
جوشکاری با اشعه الکترونی
arc machining
U
جوشکاری قوس نوری
lapped seam welding
U
جوشکاری درزی رویهم
high frequency welding
U
جوشکاری فرکانس بالا
helium arc welding
U
جوشکاری قوسی هلیومی
resistance pressure welding
U
جوشکاری فشاری مقاومتی
resistance fusion welding
U
جوشکاری ذوبی مقاومتی
carbon arc welding
U
جوشکاری با جرقه کربن
pressure weldable
U
قابل جوشکاری فشاری
thermit fusion welding
U
جوشکاری ذوبی حرارتی
protective gas welding
U
جوشکاری با گاز محافظ
multi layer weld
U
جوشکاری چند لایه
pulsed resistance welding
U
جوشکاری مقاومتی ضربهای
oxyacetylene welding
U
جوشکاری اکسی استیلن
protective gas arc welding
U
جوشکاری قوسی با گازمحافظ
projection welding
U
جوشکاری نقطه سیاه
fusion welding by thermochemical
U
جوشکاری ذوبی با انرژی ترموشیمیایی
craters
U
زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
blow torch
U
بوری زرگری یا جوشکاری نیچه
crater
U
زیر یک الکترود در جریان جوشکاری
thermit pressure welding
U
روش جوشکاری فشاری الومینوترمیتی
welding transformer
U
ترانسفورماتور جوشکاری ترانس جوش
d.c. arc welding generator
U
مولد جوشکاری جریان دائم
alumino thermit pressure welding
U
جوشکاری فشاری الومینو-ترمیتی
open arc welding
U
جوشکاری قوس نوری باز
molten metal pressure welding
U
روش جوشکاری ذوبی-فشاری
d.c. arc welding converter
U
مبدل جوشکاری جریان دائم
welding arc voltage
U
ولتاژ قوس نوری جوشکاری
thermit pressure welding
U
روش جوشکاری فشاری حرارتی
gas mixture shielded metal arc welding
U
جوشکاری قوسی با ماسک محافظ- مخلوط گاز
void
U
فاصله ناخواسته یا فضای خالی در اتصال توسط جوشکاری
inertia welding
U
جوشکاری توسط دوران سریع و فشار بین سطوح تماس
braze welding
U
جوشکاری در دمایی بالاتر از 054درجه سانتی گراد و پایین تراز نقطه ذوب قطعات
step by step seam welding
U
جوشکاری بخیهای قدم به قدم
to let somebody treat you like a doormat
<idiom>
U
با کسی خیلی بد رفتار کردن
[اصطلاح]
[ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن]
unmew
U
رها کردن ازاد کردن ول کردن مرخص کردن بخشودن صرف نظر کرن
discharges
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
discharge
U
اخراج کردن خالی کردن پیاده کردن بار ازاد کردن
capturing
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
capture
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
captures
U
اسیر کردن گرفتار کردن تصرف کردن دستگیر کردن
countervial
U
خنثی کردن- برابری کردن با- جبران کردن- تلاقی کردن
challengo
U
ادعا کردن دعوت کردن اعلام نشانی اسم عبور خواستن درخواست معرف کردن
verifies
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verify
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verifying
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
verified
U
مقایسه کردن با اصل پیام بررسی کردن ازمایش کردن از نظر صحت و دقت
shoot
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
shoots
U
جمع کردن پا وپرت کردن انها همراه باراست کردن سریع بدن
foster
U
تشویق کردن- حمایت کردن-پیشرفت دادن- تقویت کردن- به جلو بردن
orient
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
orienting
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
to temper
[metal or glass]
U
آب دادن
[سخت کردن]
[آبدیده کردن]
[بازپخت کردن]
[فلز یا شیشه]
survey
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveyed
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
surveys
U
براورد کردن نقشه برداری کردن از مساحی کردن پیمودن بازدید
orients
U
جهت یابی کردن بجهت معینی راهنمایی کردن میزان کردن
cross examination
U
تحقیق چندجانبه بازپرسی کردن روبرو کردن شواهد استنطاق کردن
concentrating
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrates
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
concentrate
U
غلیظ کردن متمرکز شدن اشباع کردن سیر کردن
assigned
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
serve
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
served
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
serves
U
نخ پیچی توزیع کردن تقسیم کردن خدمت نظام کردن
tae
U
پرش کردن با پا دفاع کردن و با پا ضربه زدن و خرد کردن
assign
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
to appeal
[to]
U
درخواستن
[رجوع کردن به]
[التماس کردن]
[استیناف کردن در دادگاه]
assigning
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
assigns
U
مامور کردن محول کردن واگذار کردن سهمیه دادن
buck up
U
پیشرفت کردن روحیه کسی را درک کردن تهییج کردن
to inform on
[against]
somebody
U
کسی را لو دادن
[فاش کردن]
[چغلی کردن]
[خبرچینی کردن]
calk
U
بتونه کاری کردن زیرپوش سازی کردن مسدود کردن
soft pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedals
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedalled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaling
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedal
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
soft-pedaled
U
رکاب تخفیف صدا وسیله خفه کردن صدا بارکاب پایی صدا را خفه کردن در سخن امساک کردن مبهم کردن
correcting
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
time
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
to wipe out
U
پاک کردن محو کردن نابودکردن نیست کردن
withstands
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
infringes
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilising
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilized
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
infringing
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
sterilize
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
timed
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
times
U
تعیین کردن تنظیم کردن زمان بندی کردن
preached
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
preach
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
exploiting
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploit
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
exploits
U
استخراج کردن بهره برداری کردن از استثمار کردن
sterilizing
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
sterilizes
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
to use effort
U
کوشش کردن بذل مساعی کردن سعی کردن
married under a contract unlimited perio
U
زن گرفتن شوهر کردن مزاوجت کردن عروسی کردن با
correct
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
preaches
U
وعظ کردن سخنرانی مذهبی کردن نصیحت کردن
checks
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
checked
U
بازدید کردن رسیدگی کردن سر زدن بازداشت کردن
sterilised
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
cross
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
woo
U
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
withstood
U
مقاومت کردن با ایستادگی کردن در برابر تحمل کردن
corrects
U
تنظیم کردن غلط گیری کردن اصلاح کردن
wooed
U
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
crosser
U
تقاطع کردن برخورد کردن قطع کردن یک مسیر
sterilises
U
گندزدایی و ضد عفونی کردن خنثی کردن بی اثر کردن
woos
U
افهار عشق کردن با عشقبازی کردن با خواستگاری کردن
infringed
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
infringe
U
تخلف کردن تجاوز کردن تجاور یا تخطی کردن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com