Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 169 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
they put up a good fight
U
جنگ خوبی کردند
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
he was refused employment
U
کردند
The trees are in bloom .
U
درختها گه کردند
they proclaimed him sovereign
U
اعلان کردند
they mulcted him
U
او را جریمه کردند
they put their heads together
U
با هم مشورت کردند
They greeted each other.
U
با هم سلام وتعارف کردند
It was required of me . They imposed it on me .
U
آنرا به من تکلیف کردند
They escaped under cover of darkness.
U
درتاریکی شب فرار کردند
they had words
U
باهم نزاع کردند
They pinched my keys.
U
کلیدهایم رابلند کردند
potsdom agreement
U
تاکید وتشریح کردند
what a ready welcome i found!
U
چه حسن استقبالی از من کردند !
he was sent to england
U
به انگلیس اعزام کردند
niceties
U
خوبی
admirableness
U
خوبی
goodliness
U
خوبی
charmingness
U
خوبی
primeness
U
خوبی
niceness
U
خوبی
agreeability
U
خوبی
nicety
U
خوبی
goodness
U
خوبی
Excellencies
U
خوبی
Excellency
U
خوبی
agreeableness
U
خوبی
wellness
U
خوبی
They were talking in Spanish .
U
بزبان اسپانیولی صحبت می کردند
its was extended
U
مدت اعتبارانرا دراز کردند
The kids stamped on the ants .
U
بچه ها مورچه را با لگه له می کردند
They changed seats .
U
صندلی هایشان را با هم عوض کردند
His path was strewn with flowers .
U
مقدم اورا گلباران کردند
they were made one
U
یعنی باهم عروسی کردند
They beat each other black and blue.
U
همدیگر را خونین ومالین کردند
bombers raided the city
U
بمب افگن ها ان شهررابمباران کردند
the house was highly rated
U
خانه رازیاد تقویم کردند
He was deported from Iran.
U
اورااز ایران اخراج کردند
they poured toward that city
U
سوی ان شهر هجوم کردند
with the best of them
<idiom>
U
به خوبی هرکس
lambhood
U
بره خوبی
I made a decent profit.
U
سود خوبی بر دم
the watch is warranted
U
خوبی ساعت
the work was well paid
U
پول خوبی
our library is well stocked
U
خوبی دارد
poverty is a good test
U
خوبی است
graces
U
زیبایی خوبی
bovarism
U
بوواری خوبی
as good as
U
بهمان خوبی
a nice guy
U
آدم خوبی
grace
U
زیبایی خوبی
excellence
U
خوبی تفوق
gracing
U
زیبایی خوبی
graced
U
زیبایی خوبی
a nice guy
U
مرد خوبی
epicurus
U
و خوبی است
good wishes
U
ارزوی خوبی
fineness
U
لطافت خوبی
They shook hand and made up.
U
با یکدیگر دست دادند وآشتی کردند
he paid through the nose
U
زیاد به او تحمیل کردند گوشش را بریدند
He was framed.
U
برایش پاپوش دوختند ( توطئه کردند )
he was engagedon probation
U
بعنوان کاراموزی اورا استخدام کردند
The soldirs leg was amputated .
U
پای سرباز را قطع کردند ( بریدند )
They searched the whole town .
U
تمام شهر را گشتند ( جستجو کردند )
We sent for the doctor.
U
برای ما این دکتر را صدا کردند.
Fatimid
U
[پادشاهان اسلامی که در مصر حکومت می کردند.]
she was shot for a spy
U
اورابه تهمت جاروزی تیرباران کردند
I had my car broken into last week.
U
هفته پیش از ماشینم دزدی کردند.
the exercised thier veto
U
انها حق وتوی خود را اعمال کردند
bombers raided the city
U
بمب افگن هابران شهرحمله کردند
what a nice man he is!
U
چه ادم خوبی است !
cash cow
<idiom>
U
منبع خوبی از پول
kick up one's heels
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
He is a good ( nice ) fellow(guy)
U
اوآدم خوبی است
He writes well . he wields a formidable pen .
U
قلم خوبی دارد
He pocketed a tidy sum.
U
پول خوبی به جیب زد
feel like a million dollars
<idiom>
U
احساس خوبی داشتن
maintains
U
به خوبی مراقبت شده
have a time
<idiom>
U
زمان خوبی داشتن
maintained
U
به خوبی مراقبت شده
maintain
U
به خوبی مراقبت شده
worse for wear
<idiom>
U
نهبه خوبی جدیدتر
out of kilter
<idiom>
U
دربالانس خوبی نبودن
Both of us will make a good team.
U
ما دو تا تیم خوبی میسازیم.
They I got confused .
U
آنقدر ازمن سؤال کردند که گیج شدم
The bandits stripped him of all his belongines .
U
دزدهای سر گردنه ( راهزنان ) اورا لخت کردند
corinthian brass or bronze
U
یکجور مفرغ که ازسیم و زرومس ترکیب می کردند
inns of chancery
U
عمارتی در لندن که بیشترشاگردانش حقوق در ان زندگی می کردند
knickerbocker
U
زاده هلندی هایی که به york new کوچ کردند
they howled the speaker down
U
سخنگوراباجیغ وداد وادار به پایین امدن کردند
Everybody condemned his foolish behaviour .
U
همه رفتار نادرست اورا محکوم کردند
to pocket a tidy sum
<idiom>
U
پول خوبی به جیب زدن
have an eye for
<idiom>
U
سلیقه خوبی درچیزی داشتن
It has been a very enjoyable stay.
اقامت بسیار خوبی داشتیم.
Good number !
U
حقه
[نمایش]
خوبی بود!
That was a very good meal.
غذای خیلی خوبی بود.
bite the hand that feeds you
<idiom>
U
جواب خوبی را با بدی دادن
live it up
<idiom>
U
روز خوبی راداشته باشید
She has been a good wife to him.
U
همسر خوبی برایش بوده
She made a good wife.
U
اوزن خوبی ازآب درآمد
I got good marks in the exams .
U
نمرات خوبی درامتحان آوردم
He has a good permanent job.
U
شغل ثابت خوبی دارد
he is a bad husband
U
خانه دار خوبی نیست
he has a fine p in the town
U
اوخانه خوبی در شهر دارد
to set a good example
U
سرمشق خوبی گذاشتن یا شدن
What find bath.
U
عجب حمام خوبی است
It is avery good ( an original ) idea.
U
فکر بسیار خوبی است
Shoppers were scrambling to get the best bargains.
U
خریداران تقلا می کردند بهترین معامله را داشته باشند.
The victors demanded unconditional surrender .
U
فاتحین تقاضای تسلیم بدون قید وشرط کردند
The planes pin- pointed the enemy targets .
U
هواپیما ها گشتند تا هدفهای دشمن را دقیق پیدا کردند
qualities
U
ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
quality
U
ماهیت چیزی یا میزان خوبی یا بدی آن
paragon
U
مقیاس رفعت و خوبی نمونه کامل
we went for a good round
U
گشت خوبی زده برگشتیم به خانه
paragons
U
مقیاس رفعت و خوبی نمونه کامل
fizzle out
<idiom>
U
خراب شدن بعداز شروع خوبی
get to first base
<idiom>
U
موفق بودن ،شروع خوبی راداشتند
He has a poor service record in this company.
U
دراین شرکت بی سابقه خوبی ندارد
well handled
U
بطرز خوبی مورد عمل قرارگرفته
The room is bare of furniture .
U
این اتاق خیلی لخت کردند ( مبلمان کافی ندارد )
leet
U
دادگاهی که تیول داران سالی یا ششماه یکبار برپا می کردند
Boer
U
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Boers
U
سفید پوستی که نیاکانش در قرن هفدهم از هلند کوچ کردند
Few reporters dared to enter the war zone.
U
چندی از خبرنگاران جرأت کردند وارد منطقه جنگی بشوند.
I wanted to go camping but the others quickly ruled out that idea.
U
من می خواستم به کمپینگ بروم اما دیگران سریع ردش کردند.
Our children have all left home now, but
[except]
[bar]
one.
U
همه بچه های ما خانه را ترک کردند به غیر از یکی.
He left a great name behid him .
U
نام خوبی از خود بجای گذاشت ( پس از مرگ )
He has a strong punch.
U
ضرب دست خوبی دارد ( مشت قوی )
This is a good residential are ( neighbourhood ) .
U
اینجا محل ( محله ) مسکونی خوبی است
coloury
U
دارای رنگی که نماینده خوبی کالایی است
myrmidon
U
یکی از اهالی جنگجوی thessalyکه در جنگ troyپادشاه خودرا پیروی کردند
blessing in disguise
<idiom>
U
[چیز خوبی که در ظاهری نه چندان خوب قرار دارد]
organizations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
organization
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
We all think he is very nice.
U
ما همه فکر می کنیم که او
[مرد]
آدم خوبی است.
organisations
U
روش مرتب کردن چیزی تا به خوبی کار کند
lombards
U
گروهی از کشور یتانان المانی نژاد که در سده ششم ایتالیارا فتح کردند
sabbatical year
U
در دوران یهودیان باستان سال هفتم که طی آن زمین را آیش می کردند و بدهکاران را می بخشیدند
Quantel
U
شرکت گرافیک کامپیوتری که سیستم گرافیکی Hrrey , Paint box را تولید کردند
mohock
U
تنی ازگردن کلفتهای اشرافی درسده هجدهم درخیابانهای لندن اوباشی می کردند
beauty is in the eyes of the beholder
<proverb>
U
اگر بر دیده مجنون نشینی به غیر از خوبی لیلی نبینی
optical
U
طرح حرف که توسط خواننده OCR به خوبی قابل خواندن است
generation
U
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
generations
U
کامپیوترهای اصلی که طبق فناوری بر حسب نور ساخته شده اند و شروع به کار کردند
graphics
U
UDV مصخصو که تصاویر گرافیکی رنگی و با resolution را به خوبی متن نشان میدهد
We planned to do a cross-country trip in the US, but our parents ruled that out/vetoed it.
U
ما برنامه ریختیم سفری سرتاسری در ایالات متحده بکنیم اما پدر و مادرمان جلویمان را گرفتند
[مخالفت کردند ]
.
tripartite declaration of 0
U
اعلامیه سه جانبه 0591 اعلامیهای که در ان دولتهای امریکا و انگلستان و فرانسه امامیت ارضی اسرائیل و نیزوضع موجود فلسطین راتضمین کردند
I had pins and needles in my legs.
U
ساق پاهایم
[در اثر خواب رفتگی]
مور مور می کردند.
dark bulb
U
نوعی لامپ اشعه کاتدی که هنگام خاموش بودن سیاه بنظر می رسد و به تصاویرویدئویی وضوح خوبی میدهد
utilitarianism
U
بر اساس این مکتب معیار سنجش همه چیزحداکثر خوبی و فایده برای حداکثر تعداد اشخاص است
The husband and wife got into an argument . The husband and wife had an acrimonious exchange .
زن و شوهر بگو مگوشان شد
[بگو مگو کردند]
letter quality printing
U
چاپ با چاپگر matrix-dot که نوشتار با کیفیت بهتر دارد به خوبی ماشین تایپ با افزایش فاصله بین نقاط
totem
U
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
totems
U
روح محافظ شخص درخت یا جانوری که سرخ پوستان حفظ وحامی روحانی خود دانسته واز تجاوز بدان یاخوردن گوشت ان خودداری می کردند
brian kellogg
U
پیمانی که مبتکر ان بریان کلوگ وزیرخارجه امریکا در 8291 بودو امضا کنندگان ان جنگ را به عنوان وسیله حل اختلافات بین المللی محکوم و تحریم کردند
aniline
U
رنگ شیمایی آنیلینی که ارزان قیمت بوده ولی ثبات رنگی خوبی ندارد لذا مناسب رنگرزی فرش نیست
the end sanctifies the means
U
خوبی وبدی وسائل رسیدن بمقصودی پس از رسیدن به ان مقصودمعلوم میشود
He's a good director but he doesn't bear
[stand]
comparison with Hitchcock.
U
او
[مرد ]
کارگردان خوبی است اما او
[مرد]
قابل مقایسه با هیچکاک نیست.
He shoots well
U
خوب تیر می اندازد ( تیر انداز خوبی است )
onion skin
U
پوست پیاز
[از این رنگینه طبیعی برای تهیه رنگ زرد نخودی استفاده می شود اگرچه ثبات رنگی خوبی ندارد.]
rate
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
the well was a bad producer
U
ان چاه یک چاه نفت خیز خوبی نبود
rates
U
ارزیابی میزان خوبی چیزی یا بزرگی چیزی
Energy Star
U
استانداردی در صفحه نمایش کامپیوتر یا سایر وسایل الکتریکی برای اینکه بگوید محصول به خوبی طراحی شده است و الکتریسیته را هدر نمیدهد
Farahan
U
فراهان
[این ناحیه در استان مرکزی با بافت های هراتی، میناخانی و گل حنائی در قرن نوزدهم میلادی بازار جهانی خوبی داشته و شاخص آن استفاده از پودهای آبی و صورتی بوده است.]
dead wool
U
پشم مرده
[که از بدن حیوان مرده یا ذبح شده توسط مواد شیمیایی جدا شده و خاصیت رنگ پذیری خوبی ندارد.]
locarno treaty
U
بلژیک و فرانسه به سال 5291 که ضمن ان بلژیک فرانسه و المان حفظ مرزهای موجود را تضمین کردند و المان حالت غیرنظامی "راینلند" را تعهد نمود
for two weeks
U
جلسه دوهفته پس افتاد جلسه را به دوهفته بعدموکول کردند
She is not well disposed towards me . She is not on particularly . fricndly terms with me .
U
با من میانه یی ( میانه خوبی ؟ میانه چندانی ) ندارد
direct dyes
U
رنگینه های مستقیم
[که بدون نیاز به دندانه بصورت مستقیم با آب و الیاف پنبه، ابریشم و پشم ترکیب داده شده و رنگ های روشن و براقی را بوجود می آورد ولی در عین حال در برابر شستشو، پایداری خوبی ندارد.]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com