Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 48 (6 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
offensive war
U
جنگ تهاجمی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
dash
U
کشتی تهاجمی
dashed
U
کشتی تهاجمی
dashes
U
کشتی تهاجمی
scrappier
U
بازی تهاجمی سریع
scrappiest
U
بازی تهاجمی سریع
scrappy
U
بازی تهاجمی سریع
offensive
U
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
offensive
U
اهانت امیز تهاجمی
offensives
U
تهاجم تهاجمی حمله عمومی
offensives
U
اهانت امیز تهاجمی
aggressive
U
تهاجمی
look-in
U
روش پاس تهاجمی
skate
U
بازی تهاجمی
skated
U
بازی تهاجمی
skates
U
بازی تهاجمی
slant
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slanted
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
slants
U
بازی تهاجمی با دویدن یک بازیگر بطور مستقیم با زاویهای به طرف دروازه
attack aircraft carrier
U
ناو هواپیمابر تهاجمی
attack cargo ship
U
ناو باربری تهاجمی
end run
U
بازی تهاجمی با دور زدن دفاع
flying wedge
U
نوعی مانور تهاجمی قدیمی
furor
U
خشم تهاجمی
hard advertising
U
تبلیغات تهاجمی
incursive
U
تهاجمی
innocent passage
U
مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
leg theory
U
روش تهاجمی محاصره کردن توپزن در سمت محدوده او
offensive alliance
U
پیمان تهاجمی
offensive block
U
دفاع تهاجمی
offensive league
U
اتحادیه تهاجمی
offensive movement
U
حرکت تهاجمی شمشیرباز
offensive weapon
U
سلاح تهاجمی
play marking
U
حرکات تهاجمی
power play
U
نقشه تهاجمی
progressive attack
U
پیشروی شمشیرباز با حرکات تهاجمی گوناگون
quick opener
U
بازی تهاجمی که مدافع تیم توپ را از مهاجم میگیرد وبه سمت شکاف خط رقیب می دود
shock troops
U
گروه تهاجمی
simple wing
U
طرح تهاجمی با خط نامتعادل
slot formation
U
نوعی طرح تهاجمی
slot t
U
نوعی طرح تهاجمی
split t
U
نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
statue of liberty play
U
بازی تهاجمی از بازیگر گوش که با بلندکردن دست خودحریف را گول می زند
strong side
U
سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
triple option
U
بازی تهاجمی با3 اختیار دادن توپ به مدافع پرتاب بازیگرمیانی حفظ توپ و دویدن باان یا پاس دادن
power struggle
U
نقشه تهاجمی
attacking
[style of play, player]
<adj.>
U
تهاجمی
offensive
<adj.>
U
تهاجمی
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com