English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (36 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
To smuggle in to ( out of ) a country . U جنسی را بداخل ( بخارج ) کشور قاچاق کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
contraband U کالای قاچاق محموله قاچاق
jetting U بخارج پرتاب کردن
jetted U بخارج پرتاب کردن
jet U بخارج پرتاب کردن
jets U بخارج پرتاب کردن
ejection U خارج کردن وسیله یا نیروها بخارج پرتاب کردن یا کشیدن
penetrate U بداخل سرایت کردن
penetrated U بداخل سرایت کردن
penetrates U بداخل سرایت کردن
extradite U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradited U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extraditing U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
extradites U مقصرین را پس دادن مجرمین مقیم کشور بیگانه رابه کشور اصلیشان تسلیم کردن
ship water U نفوذ کردن اب بداخل قایق
inhaling U بداخل کشیدن استشمام کردن
inhales U بداخل کشیدن استشمام کردن
inhaled U بداخل کشیدن استشمام کردن
weft insertion U [رد کردن پود بداخل چله]
inhale U بداخل کشیدن استشمام کردن
exclucivism U بیمیلی بداخل کردن دیگران درحلقه خود
smuggle U قاچاق کردن
smuggling U قاچاق کردن
smuggles U قاچاق کردن
innocent passage U مثل حالتی که دولتی قوای خود را جهت سوار کردن به کشتی از خاک کشور دیگری با رضایت ان کشور بدون حالت تهاجمی عبور دهد
letter of recall U نامهای است که رئیس یک کشور به رئیس کشور دیگرنوشته و از او تقاضای مرخص کردن سفیری را که کارش در مملکت مرسل الیه پایان یافته میکند
republic U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
republics U حکومتی که در ان سمت رئیس کشور بالوراثه منتقل نمیشود و مدت ریاست کشور نیز غالب اوقات محدود است و انتخاب رئیس کشور از طریق مراجعه به اراء عمومی صورت می گیرد
androgen U هورمونهای جنسی که باعث ایجاد صفات ثانویه جنسی درمرد
estrogen U هورمن جنسی زنانه که موجب بروز سفات جنسی ثانویه زنان میشود
erogenous U ارضاکننده تحریکات شهوانی و جنسی محرک احساسات جنسی
exhibitionism U نوعی انحرافات جنسی که دران شخص بوسیله نشان دادن الت جنسی خود احساسات شهوانی رافرومینشاند عریان گرائی
isogamete U سلول جنسی که ازنظر شکل و کار از سلول جنسی جفت خود قابل تشخیص نیست
sexes U احساسات جنسی روابط جنسی
sex U احساسات جنسی روابط جنسی
effluxion U جریان بخارج
spews U بخارج ریختن
spewing U بخارج ریختن
spewed U بخارج ریختن
off U از محلی بخارج
efflux U پخش بخارج
spew U بخارج ریختن
Burundi U کشور بروندی در مرکز خاوری افریقا و شرق کشور زئیر
secession U تجزیه جدایی یک قسمت از خاک کشور و خروج ان از حاکمیت کشور منفصل منه
efflux U انتشار بخارج جریان
supinate U بخارج برگرداندن دست
supinator U عضله مدیره بخارج
exocrine U بخارج تراوش کننده
effluents U بخارج پخش کننده
effluent U بخارج پخش کننده
provincialism U اعتقاد به لزوم عدم تمرکز دراداره کشور و تقسیم اختیارات و مسئولیتها بین ایالات ونواحی کشور
inflow U جریان بداخل
immigration U مهاجرت بداخل
inrush U هجوم بداخل
indrawn U بداخل کشیده
I am very much opposed to your going abroad. U با رفتن شما بخارج سخت مخالفم
pervade U بداخل راه یافتن
pervading U بداخل راه یافتن
pervaded U بداخل راه یافتن
pervades U بداخل راه یافتن
adducent U بداخل کشنده مقرب
propositions U پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioning U پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
propositioned U پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
proposition U پیشنهاد کردن به دعوت بمقاربت جنسی کردن
desexualization U غیر جنسی کردن
copulated U مقاربت جنسی کردن
copulates U مقاربت جنسی کردن
copulate U مقاربت جنسی کردن
copulating U مقاربت جنسی کردن
boat U کشیدن ماهی بداخل قایق
boats U کشیدن ماهی بداخل قایق
pigeon toed U دارای پنجه خمیده بداخل
turn in U بداخل پیچاندن برگرداندن به انبار
retrocede U ازسطح خارج بداخل نفوذکردن
desex U فاقد قوه جنسی کردن
desexualize U فاقد قوه جنسی کردن
attempting to commit rape U شروع کردن به تجاوز جنسی
unsex U از خواص جنسی محروم کردن
command sponsored dependent U بستگان نظامیانی که با خرج ارتش بخارج مسافرت می کنند
The professor stepped into the classroom. U استاد بداخل کلاس قدم گذاشت
mate U جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mated U جفت گیری یاعمل جنسی کردن
mates U جفت گیری یاعمل جنسی کردن
dicker U مبادله کردن پوست حیوانات معامله جنسی
ejection seat U صندلی هواپیما که در مواقع اضطراری شخص را ازهواپیما بخارج پرتاب میکند
pronate U بداخل گرداندن روی چهار دست وپا خم شدن
contraband U قاچاق
smuggling U قاچاق
roguishness U قاچاق
swindlingly U به قاچاق
smuggled merchandise U قاچاق
illicit U قاچاق
free trade U قاچاق
fistula U زخم عمیقی که غالبابوسیله مجرای پیچاپیچی بداخل مربوط است
contraband U کالای قاچاق
smuggled merchandise U کالای قاچاق
bootlegged <adj.> <past-p.> U قاچاق شده
smuggled <adj.> <past-p.> U قاچاق شده
smuggled goods U کالای قاچاق
stowaway U مسافر قاچاق
stow away U مسافر قاچاق
owler U قاچاق فرست
bootleg U مشروب قاچاق
stowaways U مسافر قاچاق
swindler U قاچاق متقلب
contraband of war U قاچاق جنگی
swindlers U قاچاق متقلب
hovering acts U قوانین ضد قاچاق
poteen U ویسکی قاچاق
oogamete U سلول جنسی ماده یاخته جنسی ماده
blacklegs U ادم قاچاق و قمارباز
blackleg U ادم قاچاق و قمارباز
rum running U حمل مشروب قاچاق
smuggling U مرتکب قاچاق شدن
bottlegger U فروشنده مشروب قاچاق
contrabanded goods U اموال و اشیا قاچاق
contraband U تجارت قاچاق یاممنوع
drug trafficking U قاچاق مواد مخدر
to pick up somebody [to find sexual partners] U بلند کردن کسی [زنی] [برای رابطه جنسی] [اصطلاح روزمره]
imported U به کشور اوردن افهار کردن
revolutionized U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizes U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionised U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionising U در کشور ایجاد شورش کردن
import U به کشور اوردن افهار کردن
to emigrate [to] U مهاجرت کردن [به] [به کشور دیگررفتن]
revolutionises U در کشور ایجاد شورش کردن
importing U به کشور اوردن افهار کردن
revolutionize U در کشور ایجاد شورش کردن
revolutionizing U در کشور ایجاد شورش کردن
still hunt U ماهیگیری بطور قاچاق وغیرمجاز
deportation U تبعید و بیرون کردن فردخارجی از کشور
speakeasy U محل فروش مشروبات الکلی قاچاق
to move one's operation offshore U شرکت خود را به خارج [از کشور] منتقل کردن
to raise big problems for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to raise big problems for the country U مواجه کردن این کشور با مشکلات زیادی
to face a serious problem for the country U روبرو کردن این کشور با مشکلات زیادی
nonaligned U کشور غیر متعهد از نظرسیاسی کشور غیر وابسته
racketeer U از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
rumrunner U ادم یا قایق مخصوص حمل مشروبات قاچاق
racketeers U از راه قاچاق یاشیادی پول بدست اوردن
vehicle used for migrant-smuggling operations U خودرو استفاده شده برای عملیاتهای مهاجر قاچاق
contraband of war U قاچاق اسلحه ومهمات جنگی و متفرعات ان از قبیل بنزین و لاستیک
endocrine U غده بدون مجرا و بداخل ترشح کننده غده درون تراو
to mount somebody U با کسی مقاربت جنسی کردن [اصطلاح رکیک] [اصطلاح روزمره]
country cover diagram U دیاگرام نشان دهنده اجرای عکاسی هوایی در هر کشور دیاگرام پوشش عکاسی هوایی در سطح کشور
peregrinate U سرگردان بودن اواره بودن در کشور خارجی اقامت کردن
extravasate U ازمجرای طبیعی بیرون رفتن ازمجرای خود بیرون انداختن بداخل بافت ریختن
expotriate U به کشور دیگری تبعید کردن تبعید از وطن
sexes U جنسی
gamic U جنسی
unisexual U یک جنسی
ambisexual U دو جنسی
diclinous U یک جنسی
kindest U جنسی
kinds U جنسی
bisexuals U دو جنسی
hermaphrodites U دو جنسی
kind U جنسی
bisexual U دو جنسی
generic U جنسی
unisex U دو جنسی
hermaphrodite U دو جنسی
homogeneity U هم جنسی
sexual U جنسی
sex U جنسی
road sense U جنسی
autoeroticism U خودانگیزی جنسی
autosomal U غیر جنسی
Peeping Tom U تماشاگر جنسی
Peeping Toms U تماشاگر جنسی
zygosis U امیختگی جنسی
autoerotism U خودانگیزی جنسی
benefit in kind U نفع جنسی
anaphrodisia U بی میلی جنسی
venery U مقاربت جنسی
libidos U شور جنسی
puberty U بلوغ جنسی
active algolagnia U ازارگری جنسی
psycholagny U خیالپردازی جنسی
psychosexual U روانی- جنسی
truckage U مبادله جنسی
sexual orientation U گرایش جنسی
sexual delusion U هذیان جنسی
unisexuality U حالت یک جنسی
libido U شور جنسی
modesty U شرم جنسی
sexual disorder U اختلال جنسی
sexual maturity U بلوغ جنسی
sexual offences U جرائم جنسی
sexual receptivity U پذیرندگی جنسی
sexual relations U مقاربت جنسی
sexual relations U روابط جنسی
sexual symbolism U نمادگری جنسی
sexual development U رشد جنسی
sexual arousal U برانگیختگی جنسی
sexiness U جاذبه جنسی
sexual aberration U انحراف جنسی
sex offenses U جرایم جنسی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com