Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (13 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to stop the bus
U
جلوی اتوبوس را گرفتن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to get in the way
U
جلوی راه را گرفتن
to run for the bus
U
برای گرفتن اتوبوس دویدن
to bridle one's own tongue
U
جلوی زبان خودرا گرفتن
to nip something in the bud
U
از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
To keep prices down.
U
جلوی افزایش قیمتها را گرفتن
nip in the bud
<idiom>
U
از ابتدا جلوی چیزی را گرفتن
hold one's fire
<idiom>
U
جلوی زبان خود را گرفتن
to block
[hold up]
(the) traffic
U
جلوی رفت و آمد را گرفتن
to block
[to block up]
[to clog]
[to clog up]
something
U
جلوی جریان
[ریزش]
چیزی را گرفتن
to get in somebody's way
U
جلوی راه کسی
[چیزی]
را گرفتن
to bolt somebody out
U
[با قفل کردن]
جلوی راه کسی را گرفتن
hold one's tongue
<idiom>
U
جلوی زبان خود را گرفتن،ساکت ماندن
to swat the ball away
U
با ضربه سخت جلوی توپ را گرفتن
[دربازه بان]
to let rip
U
حرف بدون جلوی خود را گرفتن زدن
[اصطلاح روزمره]
arrests
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrest
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
arrested
U
جلب کردن توقیف کردن جلوی ادامه جریان دادرسی و علی الخصوص صدور حکم دادگاه را با حکم یا قرار همان دادگاه گرفتن
omnibus
U
اتوبوس
omnibuses
U
اتوبوس
a bus
U
اتوبوس
Bus line number 8.
U
اتوبوس خط ۸.
buses
U
اتوبوس
busing
U
اتوبوس
bussed
U
اتوبوس
busses
U
اتوبوس
bussing
U
اتوبوس
bused
U
اتوبوس
bus
U
اتوبوس
bus stops
U
ایستگاه اتوبوس
space time
U
اتوبوس فضایی
queue
U
صف اتوبوس و غیره
queued
U
صف اتوبوس و غیره
trolley bus
U
اتوبوس برقی
minibuses
U
اتوبوس کوچک
Airbuses
U
اتوبوس هوایی
trolleybus
U
اتوبوس برقی
queues
U
صف اتوبوس و غیره
queueing
U
صف اتوبوس و غیره
trolley car
U
اتوبوس برقی
to go by bus
U
با اتوبوس رفتن
body
U
اطاق اتوبوس
bus stop
U
ایستگاه اتوبوس
Airbus
U
اتوبوس هوایی
carfare
U
کرایه اتوبوس
bus terminal
U
ایستگاه اتوبوس
trolley buses
U
اتوبوس برقی
bus bay
U
ایستگاه اتوبوس
bus driver
U
راننده اتوبوس
I drove the bus.
U
من اتوبوس را راندم.
bodies
U
اطاق اتوبوس
I went by bus.
U
من با اتوبوس رفتم.
to ride on the bus
U
با اتوبوس رفتن
feont
U
جلوی
frontward
U
جلوی
former
U
جلوی
communication cord
U
کلید اضطراریقطار یا اتوبوس
station
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
stations
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
stationed
U
ایستگاه اتوبوس وغیره
Where is the bus stop?
U
ایستگاه اتوبوس کجاست؟
You can take the bus.
U
شا میتوانید با اتوبوس بروید.
in the way
U
جلوی راه
forward
U
جلوی گستاخ
prior
U
پیشین جلوی
fore
U
جلوی درجلو
at the fore
U
در جلوی کشتی
sincipital
U
واقع در جلوی سر
before my very eyes
U
جلوی چشمهایم
forwarded
U
جلوی گستاخ
fore
U
جلوی قایق
double decker
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
How far is the bus stop ?
U
تا ایستگاه اتوبوس چقدرراه است ؟
double-decker bus
[DDB]
U
اتوبوس دوطبقه
[حمل و نقل]
When does the train
[bus]
to ... depart?
U
قطار
[اتوبوس]
به ... کی حرکت می کند؟
The bus to ... stops here.
U
اتوبوس به ... اینجا نگاه می دارد.
front mud guard
U
گلگیر جلوی اتومبیل
bows
U
قسمت جلوی قایق
bowing
U
قسمت جلوی قایق
bowed
U
قسمت جلوی قایق
bow
U
قسمت جلوی قایق
bowling crease
U
خط موازی جلوی پایه ها
decks
U
سکوی جلوی تانک
deck
U
سکوی جلوی تانک
decked
U
سکوی جلوی تانک
I walked past the shop ( store ) .
U
از جلوی فروشگاه گذشتم
front wing
U
گلگیر جلوی اتومبیل
googol
U
عدد یک با صد صفر در جلوی ان
foresheets
U
فضای جلوی قایق
head sail
U
بادبان جلوی دکل
forward echelon
U
رده جلوی نبرد
nose spray
U
بسکهای جلوی گلوله
anticum
U
جرز جلوی معبد
windshields
U
شیشه جلوی اتومبیل
windshield
U
شیشه جلوی اتومبیل
camber
U
انحنای جلوی اسکی
Get out of my sight!
<idiom>
U
از جلوی چشمم دور شو!
ackermanaxle
U
محور جلوی اتومبیل
cambers
U
انحنای جلوی اسکی
afterleech
U
بادبان جلوی قایق
under one's nose
<adv.>
U
جلوی چشم کسی
prowords
U
کلمات جلوی جملات
wind screen
U
شیشه جلوی اتومبیل
forward area
U
منطقه جلوی رزم
Get out of my face!
<idiom>
U
از جلوی چشمم دور شو!
The bus stopped for fuel
[ to get gas]
.
U
اتوبوس نگه داشت تا بنزین بزند.
Is there a bus to the airport?
U
آیا برای فرودگاه اتوبوس هست؟
Is there a bus into town?
U
آیا اتوبوس برای شهر هست؟
Which bus goes to the town centre?
U
کدام اتوبوس به مرکز شهر میرود؟
To pick up a passenger.
U
مسافر سوار کردن ( تاکسی ؟ اتوبوس )
We got into the wrong bus .
U
سوار اتوبوس غلطی ( اشتباهی ) شدیم
When is the bus to Pimlico?
U
چه وقت اتوبوس به شهر پیملیکو میرود؟
Do I have to change busses?
U
آیا باید اتوبوس عوض کنم؟
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
forward bow spring
U
فنر جلوی سینه کشتی
front wheel suspension
U
اویزش چرخهای جلوی اتومبیل
foreshores
U
لبه جلوی ساحل دریا
To teach grandma to suck eggs.
U
جلوی لوطی معلق زدن
foreshore
U
لبه جلوی ساحل دریا
forebody
U
بدنه قسمت جلوی ناو
foresail
U
بادبان سه گوش در جلوی دکل
forwards
U
سه بازیگر جلوی تور والیبال
jibs
U
بادبان سه گوشه جلوی دکل
Accidents wI'll happen .
U
جلوی اتفاق رانتوان گرفت
jib
U
بادبان سه گوشه جلوی دکل
jibbed
U
بادبان سه گوشه جلوی دکل
metopon
U
قسمت جلوی زائده جلومغز
jibbing
U
بادبان سه گوشه جلوی دکل
The driver coaxed his bus through the snow.
U
راننده با دقت اتوبوس را از توی برف راند .
to ride on the bus
U
سوار اتوبوس شدن
[برای رفتن به جایی]
The bus stop is no distance at all .
U
ایستگاه اتوبوس فاصله زیادی با اینجا ندارد
I missed the connection.
U
من اتوبوس
[قطار هواپیمای]
رابط را از دست دادم.
There is nothing to prevent me.
U
هیچی نمیتونه جلوی منو بگیره.
wash
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
washed
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
fore and aft
U
واقع درطول کشتی جلوی و عقبی
anti dazzle vizor
U
سایه بان شیشه جلوی اتومبیل
washes
U
حرکت غیرمجاز جلوی قایق دیگر
Drop me by the phone booth.
U
مرا جلوی کیوسک تلفن پیاده کن
It took place under my very eyes.
U
درست جلوی چشمم اتفاق افتاد
He doesnt smok in front of (in the presence of)his father.
U
جلوی پدرش سیگار نمی کشد
panel
U
قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
Come and get warm by the fire .
U
بیا جلوی آتش که گرم بشوی
foreland
U
زمین جلوی موضع دماغه سنگر
panels
U
قسمت جلوی پیشخوان اتومبیل وهواپیماوغیره
Drop me off in front of the train station!
U
من را جلوی ایستگاه راه آهن پیاده کنید!
leading point
U
نقطه نشانه روی در جلوی هدف متحرک
He parked the car right in front of the garage.
U
درست جلوی گاراژ اتومبیل را پارک کرد
It is never too late to mend.
U
هر کجا که جلوی ضرر رابگیری منفعت است
You are roasting yourself in front of the fire .
U
خودت را جلوی آتش که داری کباب می کنی
tack
U
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
You are going to gain weight. if you let yourself go.
U
اگر جلوی خودت را نگیری چاق می شوی
fore check
U
جلوگیری از مدافع در منطقه دفاعش جلوی تور
mizzen staysail
U
بادبان روی سیم جلوی دکل فرعی
tacking
U
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
tacked
U
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
head up
U
بردن قسمت جلوی قایق بسمت باد
tacks
U
گوشه پایینی و جلوی بادبان طولی ناو
head off
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
head down
U
دور کردن قسمت جلوی قایق از باد
To alight from a bus(tarin,car).
U
پایین آمدن (پیاده شدن از اتوبوس .قطار و اتو مبیل )
Take this luggage to the bus, please.
لطفا این اسباب و اثاثیه را تا اتوبوس / تاکسی حمل کنید.
Which bus do I take for the opera?
U
برای رفتن به اپرا کدام اتوبوس را باید سوار شوم؟
muzzle boresight
U
حلقه تار موی محوریابی جلوی لوله توپ
center of gravity envelope
U
تصویر نموداری محدوده عقب و جلوی تغییرات مجازگرانیگاه
zero stage
U
طبقه معمولی اضافی که به جلوی کمپرسورخطی اضافه میشود
ante-choir
U
[فضای خالی جلوی تریبون دسته همسرایان در کلیسا]
Which bus do I take to Victoria Station?
U
کدام اتوبوس را برای رفتن به ایستگاه ویکتوریا باید سوار شوم؟
transportation in kind
U
وسیله حمل و نقل دولتی یامجانی اعم از هواپیما یاکشتی یا اتوبوس
to take medical advice
U
دستوراز پزشک گرفتن دستورطبی گرفتن
balanced control surfaces
U
سطوح فرامین اصلی دارای قسمت دیگری در جلوی خط لولا
I dare you to say it to his face.
U
خیلی راست می گویی ( اگه مردی ) جلوی خودش بگه
course line shot
U
تیری که درخط حرکت هدف و به جلوی ان اصابت کرده باشد
nose gear
U
قسمت جلوی ارابه فرود ازنوع تری سیکل صرفنظر ازفاصله ان تا دماغه
intermediate area
U
منطقه واسطه دیدبانی رادار منطقهای به عمق 2 تا 01هزار متر در جلوی لشگر
gripping
U
طرز گرفتن وسیله گرفتن
grip
U
طرز گرفتن وسیله گرفتن
gripped
U
طرز گرفتن وسیله گرفتن
take in
<idiom>
U
زود گرفتن ،مطالب را گرفتن
grips
U
طرز گرفتن وسیله گرفتن
slag
U
کفه گرفتن تفاله گرفتن
calebrate
U
جشن گرفتن عید گرفتن
clam
U
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
clams
U
بچنگال گرفتن محکم گرفتن
to seal up
U
درز گرفتن کاغذ گرفتن
seen fire
U
اتش مداوم و دیدبانی شده پدافند هوایی که روی سبقت معین در جلوی هواپیما اجرامیشود
antistatic mat
U
پوششی در قسمت جلوی یک دستگاه مانند یک واحد دیسک که به حالت سکون حساس است لایی ناایستا
moustaches
U
سطوح ایرودینامیکی که درقسمت جلوی هواپیمای مافوق صوت با بال دلتا شکل و با زاویه حمله زیاد نصب میگردند
get off
<idiom>
U
پایین آمدن یا بیرون آمدن از (اتوبوس ،قطار)
redout
U
قرمز شدن یا سرخ شدن میدان دید یا جلوی چشم انسان
observer
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
observers
U
نافر عینی نافر یا مشاهده کننده دیدبان جلوی توپخانه
wave kick
U
حرکت روی جلوی تخته موج با ضربه زدن یا کشیدن یک پادر موج
We have to stem the ride of emigration if our economy is to recover.
U
اگر قرار است اقتصادمان رشد کند باید جلوی رشد مهاجرت را بگیریم.
an irrepressible person
U
نتوان از او جلوگیری کرد ادمی که نتوان جلوی او راگرفت
passout
U
پاس از پشت دروازه به یاردر جلوی دروازه
To tell some one his fortune .
U
برای کسی فال گرفتن ( فال کسی را گرفتن )
receives
U
گرفتن
resumes
U
از سر گرفتن
holds
U
گرفتن
to take one's stand
U
جا گرفتن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com