English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
 ⌨ Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 202 (22 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
pourparler U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
pourparley U جلسه غیررسمی برای مذاکره در اطراف عهد نامه یا موافقت نامه تبادل نظر کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
written agreement U موافقت نامه پیمان نامه
proces verbal U صورت جلسه نشست نامه
concordat U موافقت نامه
treaty U موافقت نامه
treaties U موافقت نامه
agreement U موافقت نامه
agreements U موافقت نامه
wage agreement U موافقت نامه دستمزد
bond U تعهد موافقت نامه
geneva convention U موافقت نامه ژنو
trade agreement U موافقت نامه تجاری
arbitration agreement U موافقت نامه داوری
protocol U مقاوله نامه موافقت مقدماتی
protocols U مقاوله نامه موافقت مقدماتی
bretton woods agreement U موافقت نامه برتن وودز
general agreement on tariff & trade (gat U موافقت نامه عمومی تعرفه وتجارت
post script U مطلبی که در هنگام تهیه نامه فراموش شده و بعدا درذیل نامه ذکر میگردد
letter of intent U تمایل نامه نامه علاقه مندی به انجام معامله
cryptoparts U بخشهای یک نامه رمز قسمتهای رمزی نامه
escrow U موافقت نامه بین دونفرکه بامانت نزدشخص ثالثی سپرده شودوتاحصول شرایط بخصوص بدون اعتبارباشد
libeling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libelling U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libel U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libeled U هجو نامه یا توهین نامه افترا
libels U هجو نامه یا توهین نامه افترا
processor U کامپیوتر کوچک برای کار کردن با لغات , تولید متن , گزارش , نامه و...
affidavits U شهادت نامه قسم نامه
credential U گواهی نامه اعتبار نامه
certificates U رضایت نامه شهادت نامه
certificate U رضایت نامه شهادت نامه
to a. letter U روی نامه عنوان نوشتن نامه نوشتن کاغذی رابعنوان
write me every week U هر هفته برای من نامه بنویسید
application [for something] U درخواست نامه [برای چیزی]
Has a letter arrived for me? U آیا برای من نامه ای رسیده است؟
testacy U دارای وصیت نامه بودن نگارش وصیت نامه
envelope U چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس روی پاکت نامه
envelopes U چاپگر مخصوص برای چاپ آدرس روی پاکت نامه
letters missive U نامه رسمی پادشاه که در ان کسی برای اسقفی گماشته شده است
esquire U عنوان روی نامه وامثال ان برای مردهاعنوانی که یکدرجه پایین تراز>شوالیه < بوده
seminars U جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
seminar U جلسه بحث وتحقیق در اطراف موضوعی
wordprocessing U استفاده از کامپیوتر برای تایپ , ویرایش و خروجی متن , صورت نامه , برچسب لیست , آدرس و...
to reject [refuse] an application U درخواست نامه ای را رد کردن
get a fix on something <idiom> U نامه الکترونی دریافت کردن
guarantees U ضمانت نامه تضمین کردن
devises U تعبیه کردن وصیت نامه
devise U تعبیه کردن وصیت نامه
devising U تعبیه کردن وصیت نامه
devised U تعبیه کردن وصیت نامه
guaranteed U ضمانت نامه تضمین کردن
guarantee U ضمانت نامه تضمین کردن
underwrite policy U بیمه نامه را فهر نویسی کردن
type front U نوعی روش تایپ کردن نامه ها
to file a petition U بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
subsequent filing [application, documents] U ادا کردن پس از ارائه درخواست نامه
recredential U نامهای است که بعضی اوقات رئیس دولتی که سفیر نزد ان ماموریت دارد در جواب احضار نامه سفیر به رئیس دولت فرستنده سفیر می نویسد و در واقع این نامه پاسخی است به استوار نامهای که سفیر در شروع ماموریتش تقدیم داشته است
to give notice to quit [one's residence] U لغو کردن اجاره نامه [و ترک ساختمان]
to file an application to somebody U از کسی بوسیله درخواست نامه تقاظا کردن
to withdraw an application U صرف نظر کردن از تقاضای درخواست نامه ای
spelling checker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
spellchecker U لغت نامه کلمات ای که درست نوشته شده اند در کامپیوتر که برای بررسی صحت نوشتن کلمات متن به کار می رود
convoke U برای تشکیل جلسه وشورایاکمیسیون دعوت کردن
to call a meeting of the board of directors U برای شرکت در جلسه هیئت مدیره احضار کردن
billets U پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billet U پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeting U پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
billeted U پروانه ورقه رای را ثبت کردن اجازه نامه جا و خوراک صادرکردن
win a lady's hand U موافقت زنی را برای ازدواج جلب کردن
talk into <idiom> U موافقت شخصی برای انجام کاری راجلب کردن
walkthrough U جلسه بررسی که در ان یک مرحله از توسعه سیستم یابرنامه برای معرفی کردن خطاها مرور میشود
pigenhole U کاغذ دان جعبه مخصوص نامه ها خانه خانه کردن
carrier U نامه بر
letters U نامه
manifest U نامه
epistles U نامه
manifests U نامه
manifested U نامه
letter U نامه
manifesting U نامه
epistle U نامه
breve U نامه
carriers U نامه بر
post boy U نامه بر
correspoundence U نامه ها
dissertations U پایان نامه
epistle U نامه منظوم
bacchanalian song U ساقی نامه
log books U رخداد نامه
manifests U افهار نامه
epistoler U نامه نویس
epistles U نامه منظوم
mandated U وکالت نامه
mandate U وکالت نامه
word hoard U لغت نامه
power of attorney U وکالت نامه
safe conduct U امان نامه
mandates U وکالت نامه
rental U اجاره نامه
prospectuses U اطلاع نامه
prospectuses U اینده نامه
testimonial U تصدیق نامه
prospectus U اطلاع نامه
prospectus U اینده نامه
mailer U نامه رسان
love letter U نامه عاشقانه
love letters U نامه عاشقانه
fauna U جانور نامه
testimonials U گواهی نامه
testimonial U گواهی نامه
decameron U داستان نامه
Did you carry (deliver) the letter ? U نامه را بردی یا نه ؟
policies U بیمه نامه
testimonials U تصدیق نامه
log book U رخداد نامه
bail bond U ضمانت نامه
dissertation U پایان نامه
manifest U افهار نامه
road book U راه نامه
concordances U تطبیق نامه
concordance U تطبیق نامه
storybook U داستان نامه
leter of condolenee U تعزیت نامه
hear from <idiom> U دریافت نامه
light list U چراغ نامه
carrier pigeon U کبوتر نامه بر
paeans U پیروزی نامه
carrier pigeons U کبوتر نامه بر
paean U پیروزی نامه
letter book U رونوشت نامه
letter de chancellerie U نامه رسمی
registered letter U نامه سفارشی
letter writer U نامه نویس
letter of indemnity U ضمانت نامه
letter writer U نامه نگاری
letter of recommendation U توصیه نامه
letter of recommendation U سفارش نامه
letter of invitation U دعوت نامه
letter of introduction U معرفی نامه
letter of indemnity U غرامت نامه
recognizance U تعهد نامه
protection U تامین نامه
letter writing U نامه نگاری
guaranty U ضمانت نامه
epitaph U وفات نامه
letter missive U امر نامه
questionary U پرسش نامه
letters patent U نامه سرگشاده
letter no U نامه شماره 5
letters patent U نامه سرگشوده
letter of a U اگاهی نامه
warrant of attorney U وکالت نامه
letters of procurator U وکالت نامه
letter of a U اطلاع نامه
letters of administration U قیم نامه
epitaphs U وفات نامه
recognizance U التزام نامه
mandating U وکالت نامه
letter of reference U توصیه نامه
letter of reference U معرفی نامه
manual U ایین نامه
pursuivant U نامه رسان
recommendations U نامه پیشنهاد
waybill U راه نامه
credential U استوار نامه
recommendation U نامه پیشنهاد
statement of a claim U افهار نامه
manifesting U افهار نامه
stemma U نسب نامه
act U تصویب نامه
acted U تصویب نامه
collins U نامه پر سود
waybill U بار نامه
lease contract U اجاره نامه
concessionary agreement U امتیاز نامه
licensing U گواهی نامه
mail U نامه رسان
licensing U اجازه نامه
concession deed U امتیاز نامه
summons U ابلاغ نامه
summonsed U ابلاغ نامه
summonses U ابلاغ نامه
acknowledgment U شهادت نامه
leetter writing U نامه نگاری
manifested U افهار نامه
license U گواهی نامه
summonsing U ابلاغ نامه
license U اجازه نامه
mails U نامه رسان
lexicon [dictionary] U لغت نامه
swamped with letters U غرق نامه
code of practice U ایین نامه
surety bond U تضمین نامه
form letters U فرم نامه
form letter U فرم نامه
warranty U ضمانت نامه
warranties U ضمانت نامه
testament U وصیت نامه
affidavits U سوگند نامه
testaments U وصیت نامه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | Terms |• Privacy  © 2009 Perdic.com