Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
demolition kit
U
جعبه وسایل تخریب
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
containers
U
جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
container
U
جعبه حاوی وسایل جعبه اماد جعبه محفظه فرف
kit
U
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
kits
U
جعبه ابزار یا وسایل جعبه وسایل
demolition kit
U
جعبه تخریب
modification kit
U
جعبه تعمیر یا اصلاح وسیله جعبه وسایل مربوط به اصلاح مدل
adaptation kit
U
جعبه وسایل تطبیق دهنده
workbag
U
کیف مخصوص وسایل کار جعبه خیاطی
antimateriel ammunition
U
مهمات مخصوص تخریب هدفهای مادی مهمات ضداماد و وسایل
packing
U
روکش یاغلاف جعبه بندی و جا دادن وسایل در یک فرف
anchor line extension kits
U
جعبه وسایل افزودن به طول کابل چتر نجات
bulk petroleum conversion kit
U
جعبه وسایل تبدیل خودروی عمومی به خودرو حمل موادسوختی
destruction site
U
منطقه تخریب مهمات محل تخریب
underwater demolition
U
تخریب ضدزیردریایی تخریب موانع زیرابی
counter force
U
نیروی مقابله با وسایل استراتژیکی دشمن استفاده ازنیروی هوایی و موشکهای استراتژیکی برای تخریب نیروی دشمن
demolition target
U
منطقه تخریب منطقه در نظر گرفته شده برای تخریب
demolition guard
U
نگهبان منطقه تخریب مسئول حفافت منطقه تخریب
atomic demolition munition
U
خرج تخریب مهمات اتمی مهمات مخصوص تخریب جنگ افزار اتمی
magazines
U
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
magazine
U
مخزن مهمات ناو جعبه خزانه تفنگ جعبه خوراک دهنده
limber chest
U
جعبه حمل مهمات توپخانه جعبه پیش قطار
prevention of stripping
U
ممانعت از کار وسایل اکتشافی دشمن یا اکتشاف وسایل مخابراتی و رادارخودی
cpu
U
سیگنالهای واسط بین CPU و وسایل جانبی یا وسایل ورودی / خروجی
beach gear
U
وسایل پیاده کردن بار وسایل تخلیه کشتی تجهیزات اسکله
tackle
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackled
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackles
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
tackling
U
درگیری طنابها و وسایل قایق وسایل موردنیاز یک ورزش دور کردن توپ از توپدار
mounting
U
وسایل سوار شده روی یک دستگاه سر هم کردن وسایل
recovering
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recover
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
recovers
U
جمع اوری وسایل ازکارافتاده یا بیماران اخراجات وسایل
box pass
U
جعبه کالیبر جعبه پاس
excess property
U
وسایل اضافه بر سازمان وسایل اضافی
channeled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channeling
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channels
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channel
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
channelled
U
واسط بین کامپیوتر مرکز و وسایل جانبی به همراه یک کانال که سیگنالهای وضعیت را از سایر وسایل جانبی دستور میکند
pipeline assets
U
وسایل و لولههای سوخت رسانی سیستم لوله کشی وسایل نصب لوله
map
U
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
maps
U
نموداری که اختصاص محدوده آدرس به وسایل مختلف حافظه را نشان میدهد. مثل RAM و ROM و وسایل انط باق حافظه ورودی /خروجی
bios
U
توابع سیستم که واسط بین زمان برنامه نویسی سطح بالا و وسایل جانبی سیستم است تا ورودی خروجی وسایل استاندارد را بررسی کند
service test
U
ازمایش از وضعیت تجهیزات و وسایل پشتیبانی ازمایش امادگی رزمی وسایل
dispersal lays
U
محوطههای تفرقه وسایل وخودروها محوطههای پناهگاه وسایل و خودروها
computation of replacement factors
U
محاسبه عمر قانونی وسایل محاسبه زمان تعویض وسایل
red concept
U
جدا کردن وسایل مخابراتی ارسال پیامهای طبقه بندی شده و رمز از وسایل ارسال پیامهای کشف
degradation
U
تخریب
destroyed
U
تخریب شد
vandalism
U
تخریب
fail soft
U
تخریب
rupturing
U
تخریب
ruptures
U
تخریب
ruination
U
تخریب
rupture
U
تخریب
destruction
U
تخریب
demolitions
U
تخریب
demolition
U
تخریب
pioneer tools
U
وسایل حفاری و تهیه استحکامات وسایل مهندسی حفاری
cryptoancillary equipment
U
وسایل و تجهیزات رمز وسایل تامین ارسال رمز
landing aids
U
وسایل کمک ناوبری فرودهواپیما وسایل کمکی فرودهواپیما
oil gear
U
جعبه دنده برقی و هیدرولیکی دستگاه جعبه دنده روغنی برقی
demolition belt
U
نوار تخریب
hard core
U
مصالح تخریب
criminal damage
U
تخریب جزائی
rupture
U
تخریب کردن
ruptures
U
تخریب کردن
cratering charge
U
خرج تخریب
destruction site
U
منطقه تخریب
demolition target
U
هدف تخریب
fail soft
U
تخریب تدریجی
destruct system
U
سیستم تخریب
destruction fire
U
تیر تخریب
destruction radius
U
حداکثرشعاع تخریب
rupturing
U
تخریب کردن
destructivity
U
قدرت تخریب
destructor
U
تخریب کننده
subversion
U
انهدام تخریب
destruct
U
تخریب کردن
rubble hard core
U
مصالح تخریب
demolitions
U
تخریب کردن
demolish
U
تخریب کردن
fail-safe
U
تخریب امن
fail safe
U
تخریب امن
demolition
U
تخریب کردن
oxidative degradation
U
تخریب اکسایشی
rheodestruction
U
تخریب جریان
demolishing
U
تخریب کردن
demolishes
U
تخریب کردن
demolished
U
تخریب کردن
bomb disposal
U
تخریب بمب
underwater demolition
U
تخریب زیرابی
dismantling shot
U
تیر تخریب کننده
vasto
U
حکم یا دستور تخریب
destruction area
U
منطقه تخریب مهمات
destruction radius
U
شعاع تخریب مین
concussion detonation
U
خرج تخریب ضربتی
demolition firing party
U
گروه مسئول تخریب
demolition belt
U
کمربند تخریب منطقهای
demoralization
U
تخریب روحیه کردن
concussion detonation
U
خرج اماده به تخریب
basics
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
basic
U
توابع سیستم که واسط بین دستورات زبان سطح بال و وسایل جانبی سیستم هستند که ورودی و خروجی وسایل را کنترل می کنند و اغلب شامل کنترل صفخه کلید و صفحه نمایش و دیسک درایوها است
destroyed
U
ازبین رفت تخریب شده
xylotomous
U
دارای قابلیت تخریب چوب
petard
U
خرج تخریب دیواره و پایه پل
command destruct signal
U
علامت تخریب موشک با فرمان دور
inert ammunition
U
مهمات خنثی یا بدون خرج تخریب
cratering charge
U
خرج مخصوص تهیه چاله تخریب
bomb cemetery
U
محل تخریب بمبهای عمل نکرده
countermine
U
سیستم تخریب مین به طور خودکار
property disposition
U
ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
basic issue items
U
وسایل همراه اقلام عمده اقلام شارژ انبار وسایل عمده
command destruct signal
U
علامت به کار افتادن سیستم تخریب کننده موشک
mudcapping
U
نوعی روش تخریب صخرههای بزرگ به وسیله موادمنفجره
intruder operation
U
تک هوایی و عملیات تخریب هواپیماهای دشمن در روی پایگاه
charged demolition
U
مواد منفجره خرج گذاری شده و اماده تخریب
creptation
U
تخریب خلل و فرج بتن همراه با صدای درهم شکستن
demoralises
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralising
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralize
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralised
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralized
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizes
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
demoralizing
U
از میان بردن حس شهامت و روحیه تخریب روحیه کردن
boxes
U
جعبه
chest set
U
جعبه
case
U
جعبه
box pass
U
جعبه رخ ده
cist
U
جعبه
air box
U
جعبه دم
cage
U
جعبه
hutch
U
جعبه
kit
U
جعبه
drawers
U
جعبه
kits
U
جعبه
drawer
U
جعبه
chests
U
جعبه
incasement
U
جعبه
chest
U
جعبه
box
U
جعبه
cages
U
جعبه
hutches
U
جعبه
cases
U
جعبه
hot bus bar
U
جعبه
tray
U
جعبه دو خانه
gear
U
جعبه دنده
trays
U
جعبه دو خانه
gearbox
U
جعبه دنده
geared
U
جعبه دنده
gears
U
جعبه دنده
black boxes
U
جعبه سیاه
showcase
U
جعبه اینه
showcased
U
جعبه اینه
showcases
U
جعبه اینه
showcasing
U
جعبه اینه
holdalls
U
جعبه هزارپیشه
soapboxes
U
جعبه صابون
soapbox
U
جعبه صابون
crankcase
U
جعبه کارتر
transmission
U
جعبه دنده
box
U
جعبه مقوایی
transmissions
U
جعبه دنده
black box
U
جعبه سیاه
cartons
U
جعبه مقوایی
carton
U
جعبه مقوایی
boxes
U
جعبه مقوایی
holdall
U
جعبه هزارپیشه
gearboxes
U
جعبه دنده
incase
U
در جعبه گذاردن
pouch kit
U
جعبه دارو
power pack
U
جعبه تغذیه
problem box
U
جعبه مساله
puzzle box
U
جعبه معما
repair kit
U
جعبه تعمیر
sandtable
U
جعبه شنی
shuttle box
U
جعبه دو سره
panel box
U
جعبه تابلو
output box
U
جعبه فیوز
outlet box
U
جعبه خروجی
incase etc
U
در جعبه گذاشتن
inductance box
U
جعبه اندوکتانس
jack box
U
جعبه اتصال
jardiniere
U
جعبه گلدان
jewel box
U
جعبه جواهر
mail box
U
جعبه پستی
mirror frame
U
جعبه اینه
outlet box
U
جعبه دیواری
skinner box
U
جعبه اسکینر
smoke pot
U
جعبه دودانگیز
steering gear
U
جعبه فرمان
socket box
U
جعبه پریز
sandboxes
U
جعبه یا گودال شن
zoom box
U
جعبه درشتنمایی
switching kit
U
جعبه اتصال
terminal box
U
جعبه کلم
terminal box
U
جعبه ترمینال
transmission case
U
جعبه دنده
watchcase
U
جعبه ساعت
workbox
U
جعبه ابزار
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com