English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
physical psychological U جسمی- روانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
substantial U جسمی
somatic U جسمی
bodily pain U جسمی
corporal U جسمی
corporals U جسمی
carnal U جسمی
corporeal U جسمی
so matic U طبیعی جسمی
superphysical U ابر جسمی
materials U کلی جسمی
physically handicapped U معلول جسمی
material U کلی جسمی
corporeity U خاصیت جسمی یامادی
somatotypic U نوع جسم ساختمان جسمی
somatotype U نوع جسم ساختمان جسمی
whaleback U هر جسمی شبیه پشت بالن
transubstantiation U تبدیل جسمی بجسم دیگر
the colouring p of a substance U ماده رنگ دهنده جسمی
embolic U مربوط به انسداد رگ بوسیله جسمی
electrolysis U تجزیه جسمی بوسیله جریان برق
heredity U رسیدن خصوصیات جسمی وروحی بارث
hemihydrate U هیدرات جسمی که دارای نیم ملکول اب است
radio activity U خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون دهد
allotrope U جسمی که مستعدتبدیل بچند صورت یا ماده باشد
radioactivity U خاصیت جسمی که از خودپرتو مجهول بیرون میدهد
declination U فاصله زاویهای تا جسمی روی کره سماوی
gyrostat U التی که جنبش وضعی جسمی رانشان میدهد
dispersoid U پخش کامل ذرات جسمی درجسم دیگر
emulsioned U تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
penance U تحمل عذاب جسمی برای بخشوده شدن گناه
emulsions U تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
tags U جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
tag U جسمی براق در انتهای قلاب برای جلب ماهی
emulsioning U تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
catalysis U اثر مجاورت جسمی دریک فعل وانفعال شیمیایی
emulsion U تعلیق جسمی بصورت ذرات ریز وپایدار در محلولی
luminescence U پدیده نورافشانی جسمی پس ازقرار گرفتن درمعرض تابش اشعه
metamer U جسمی که در ترکیب و سنگینی با جسم دیگر برابرولی درخواص شیمیایی است
antimatter U جسمی که حاوی مادهء ضد خود نیز باشد مثل ضدالکترون بجای الکترون
variable incidence U جسمی که بصورت لولایی نصب شده بطوریکه زاویه برخورد ان تغییر میکند
acetolysis U تجزیهء جسمی در اثراضافه شدن جوهر سرکه حالت استیله و هیدرولیز پیداکردن در ان واحد
variable pitch U جسمی که بصورت لولایی به ملخ نصب شده که در ان زاویه برخورد گام نامیده میشود
jet propulsion U جهش و کشش جسمی بطرف جلو در اثر خروج مایع جهندهای در جهت عقب
polymers U جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
polymer U جسمی که از ترکیب ذرات متشابه الترکیب وازتکرار واحدهای ساختمانی یکنوخت ایجاد شده باشد بسپار
bow wave U موج ضربهای در سرعتهای مافوق صوت که جلوتر از لبه حمله جسمی که فاقد لبههای تیز میباشد بوجود می اید
mellifluence U روانی
mental U روانی
psychic U روانی
fluency U روانی
liquid limit U حد روانی
psychical U روانی
subversive U روانی
flowed U روانی
freedoms U روانی
facility U روانی
flows U روانی
freedom U روانی
psychological U روانی
volubility U روانی
flow U روانی
yield point U حد روانی
fluidity U روانی
subversives U روانی
versatility U روانی مهارت
psychiatric nurse U پرستار روانی
playing the man U بازی روانی
physical psychological U تنی- روانی
psychiatric hospital U بیمارستان روانی
psychasthenia U ضعف روانی
neurasthenia U خسته روانی
mental disturbance U اختلال روانی
psychiatric disorder U اختلال روانی
mental economy U اقتصاد روانی
mental examination U معاینه روانی
mental health U بهداشت روانی
mental health U سلامت روانی
mental hygiene U بهداشت روانی
mental status U وضع روانی
mental test U ازمون روانی
psychological test U ازمون روانی
stream of consciousness U تسلسل روانی
psychiatric social work U مددکاری روانی
psychic apparatus U دستگاه روانی
psychogenesis U پدیدایی روانی
psychognosis U شناخت روانی
psychograph U نمودار روانی
psycholepsis U افت روانی
psycholepsy U افت روانی
psychological environment U محیط روانی
psychological factors U عوامل روانی
psychological field U میدان روانی
psychological operations U عملیات روانی
psychological scale U مقیاس روانی
psychological space U فضای روانی
psychopathy U معالجه روانی
psychomotor U روانی- حرکتی
psychopathy U اختلالات روانی
psychopaysical U روانی- فیزیکی
psychic blindness U نابینایی روانی
psychic deafness U ناشنوایی روانی
psychic energy U نیروی روانی
psychic secretion U تراوش روانی
sociopsychological U اجتماعی- روانی
psyho U بیمار روانی
psychic trauma U اسیب روانی
psychosurgery U جراحی روانی
psychodiagnosis U تشخیص روانی
psychosocial U روانی- اجتماعی
psychosexual U روانی- جنسی
psychopharmacology U داروشناسی روانی
supersensible U روحی روانی
mental disorder U بیماری روانی
fluidity U روانی بیان
psychotic U بیمار روانی
psychosis U بیماری روانی
nervous breakdowns U بحران روانی
stressing U فشار روانی
stresses U فشار روانی
analeptic U نیروبخش روانی
cathexis U انرژی روانی
cathexis U تمرکز روانی
cathexis U نیروگذاری روانی
stress U فشار روانی
neurosis U اختلال روانی
neuroses U اختلال روانی
nervous breakdowns U فروباشی روانی
nervous breakdown U بحران روانی
psychiatry U پزشکی روانی
psychoanalysis U تحلیل روانی
complexes U عقده روانی
psychotherapy U درمان روانی
complex U عقده روانی
sanity U سلامت روانی
mentally U از نظر روانی
psychological warfare U جنگ روانی
mood U وضع روانی
moods U وضع روانی
nervous breakdown U فروباشی روانی
ease of style U روانی انشا
intrapsychic U درون روانی
flow U روانی سلاست
psychopath U بیمار روانی
liquid limit U مرز روانی
liquid limit test U ازمون حد روانی
mental conflict U تعارض روانی
flowed U روانی سلاست
flows U روانی سلاست
mental derangement U اشفتگی روانی
gift of the gab U روانی زبان
mental disease U بیماری روانی
mental disorder U اختلال روانی
psychopaths U بیمار روانی
mental illness U بیماری روانی
endopsychic U درون روانی
exopsychic U برون روانی
isomerous U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
isomer U جسمی که ترکیب ان با ترکیب جسم دیگریکی است
reagent U موضوع ازمایش روانی
psychosomatic disease U بیماری روانی- تنی
facility U وسیله تسهیل روانی
nervous breakdown U درماندگی روانی [پزشکی]
psychotherapeutic U وابسته بدرمان روانی
psychopathology U اسیب شناسی روانی
nervous breakdown U ناتوانی روانی [پزشکی]
reflux column U ستون باز روانی
viscosity U ناروانی کند روانی
psychopath U مبتلا بامراض روانی
phrenology U جمجمه شناسی روانی
stressable <adj.> U فشار روانی پذیر
to speak with f. U به روانی سخن گفتن
stress U تنش جسمانی- روانی
psychomotor tests U ازمونهای روانی- حرکتی
stress tolerance U تحمل فشار روانی
stresses U تنش جسمانی- روانی
stressing U تنش جسمانی- روانی
nervous breakdown U واماندگی روانی [پزشکی]
reflux condenser U چگالنده باز روانی
psychopaths U مبتلا بامراض روانی
psychological warfare U عملیات جنگ روانی
organic mental disorder U اختلال روانی عضوی
pgr U بازتاب گالوانیکی- روانی
psychomotor retardation U کندی روانی- حرکتی
psychognosis U مطالعه عمیق روانی
psychogalvanic response U پاسخ گالوانیکی- روانی
psychodynamics U پویش شناسی روانی
psychodrama U نقش گزاری روانی
psychodiagnostics U ابزارهای تشخیص روانی
mental element of crime U عنصر روانی جرم
california psychological inventory U پرسشنامه روانی کالیفرنیا
psychogalvanic reflex U بازتاب گالوانیکی- روانی
psychic determinism U علیت گرایی روانی
depth psychology U تجزیه و تحلیل روانی
psychognosy U مطالعه عمیق روانی
psychasthenia U خستگی روانی بی تصیمی
psychopathologist U اسیب شناس روانی
psychonomics U محیط شناسی روانی
mental measurement U اندازه گیری روانی
intrapsychic conflict U تعارض درون روانی
neuropsychiatric U درمان روانی عصبی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com