Total search result: 201 (31 milliseconds) |
ارسال یک معنی جدید |
|
|
|
|
Menu
 |
English |
Persian |
Menu
 |
 |
to prospect for gold U |
جستجوی زردر محلی کردن برای جستجوی زر در جایی پی کردن |
 |
|
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
|
Other Matches |
|
 |
herborize U |
جستجوی گیاه کردن |
 |
 |
canvassing U |
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن |
 |
 |
canvasses U |
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن |
 |
 |
canvassed U |
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن |
 |
 |
canvass U |
جمع اوری ارا کردن جستجوی سفارش و مشتری کردن |
 |
 |
to rummage out U |
با جستجوی زیاد پیدا کردن |
 |
 |
to seek a position U |
جستجوی کاریامقامی کردن پی کاری گشتن |
 |
 |
binary look up U |
روش جستجوی سریع برای استفاده از لیست مرتب داده |
 |
 |
list U |
لیستی از کلمات که استفاده نمیشوند یا برای جستجوی در فایل به کار نمیروند |
 |
 |
utility U |
برنامه مفید که همراه با توابعی از قبیل جستجوی فایل , کپی کردن , دایرکتوری فایل , مرتب کردن و رفع اشکال و توابع ریاضی مختلف میباشد |
 |
 |
job to job transition U |
فرایند جستجوی یک برنامه وفایلهای مربوط به ان واماده کردن کامپیوتر جهت اجرای یک کار خاص |
 |
 |
right of search U |
حقی که کشتیهای دول متحارب برای جستجوی ناوگان ممالک بیطرف به منظور مطمئن شدن از بیطرفیشان دارند |
 |
 |
stopping U |
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند |
 |
 |
stop U |
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند |
 |
 |
stops U |
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند |
 |
 |
stopped U |
لیست کلمات که قابل استفاده نیستند یا برای فایل یا جستجوی کتابخانه مفید نیستند |
 |
 |
surf U |
جستجوی وب سایت با نگاه کردن به صفحات وب به صورت نا مرتب ولی حرکت ساده بین صفحات با استفاده از اتصالات |
 |
 |
after U |
در جستجوی |
 |
 |
in search of U |
در جستجوی |
 |
 |
dichotomizing search U |
جستجوی دو حالته |
 |
 |
binary search U |
جستجوی دوتایی |
 |
 |
chaining search U |
جستجوی زنجیرهای |
 |
 |
global search U |
جستجوی سراسری |
 |
 |
sequential search U |
جستجوی ترتیبی |
 |
 |
table look up U |
جستجوی جدول |
 |
 |
binary chop U |
جستجوی دودویی |
 |
 |
perquisition U |
جستجوی کامل |
 |
 |
the search of U |
جستجوی چیزی |
 |
 |
dichotomizing search U |
جستجوی دورستهای |
 |
 |
area search U |
جستجوی ناحیهای |
 |
 |
area search U |
جستجوی ناحیه |
 |
 |
linear search U |
جستجوی خطی |
 |
 |
pervestigation U |
جستجوی کامل |
 |
 |
binary search U |
جستجوی دودوئی |
 |
 |
fibonacci search U |
جستجوی فیبوناچی |
 |
 |
area search U |
جستجوی دامنهای |
 |
 |
dichotomizing search U |
جستجوی دوقسمتی |
 |
 |
head seek time U |
زمان جستجوی هد |
 |
 |
backward search U |
جستجوی پسرو |
 |
 |
full text searching U |
جستجوی تمام متن |
 |
 |
rummage up U |
با جستجوی زیاد در اوردن |
 |
 |
optimum tree search U |
جستجوی بهینه درخت |
 |
 |
rummage out U |
با جستجوی زیاد در اوردن |
 |
 |
multifile search U |
جستجوی چند پروندهای |
 |
 |
parallel search storage U |
انباره جستجوی موازی |
 |
 |
hitting U |
جستجوی موفق در پایگاه داده |
 |
 |
hits U |
جستجوی موفق در پایگاه داده |
 |
 |
hit U |
جستجوی موفق در پایگاه داده |
 |
 |
gas fittings U |
اسبابی که برای گرم کردن یاروشن کردن جایی باگازبکا |
 |
 |
hunting U |
فرآیند جستجوی رکورد داده در یک فایل |
 |
 |
free WAIS U |
گونه غیرتجاری سرور جستجوی WAIS |
 |
 |
search U |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
 |
 |
searches U |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
 |
 |
searchingly U |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
 |
 |
searched U |
جستجوی فایل عناصر به صورت لیست زنجیری |
 |
 |
cover search U |
جستجوی بهترین منطقه پوشش عکاسی هوایی |
 |
 |
search U |
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص |
 |
 |
searches U |
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص |
 |
 |
retrospective search U |
جستجوی متن ها دریک موضوع مشخص ازیک داده |
 |
 |
searchingly U |
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص |
 |
 |
searched U |
جستجوی متن ها روی یک موضوع خاص با یک داده مشخص |
 |
 |
chaining U |
جستجوی یک عنصر فایل که در لیست زنجیره مرتب شده است |
 |
 |
full U |
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب |
 |
 |
search and replace U |
جستجوی کلمه پرداز و تابع جایگزینی مربوط به فایل کامل یا متن |
 |
 |
fullest U |
انجام جستجوی چیزی در یک متن در فایل یا پایگاه داده ها و نه در یک فضایی از ملاب |
 |
 |
views U |
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است |
 |
 |
viewed U |
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است |
 |
 |
view U |
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است |
 |
 |
viewing U |
جستجوی چیزی , به ویژه آنچه روی صفحه نمایش داده شده است |
 |
 |
false U |
فایلهای ناخواسته بازیاب شده از پایگاه داده از طریق استفاده از کدهای جستجوی غلط |
 |
 |
wild card character U |
نشانهای که در هنگام جستجوی فایل یا داده استفاده میشود و تمام فایل ها را نشان میدهد |
 |
 |
right of U |
حق جستجوی کشتی بی طرف از طرف دولت متحارب |
 |
 |
somewheres U |
یک جایی دریک محلی |
 |
 |
somewhere U |
یک جایی دریک محلی |
 |
 |
to let somebody treat you like a doormat <idiom> U |
با کسی خیلی بد رفتار کردن [اصطلاح] [ مثال تحقیر کردن بی محلی کردن قلدری کردن] |
 |
 |
Cambridge ring U |
استاندارد شبکه محلی برای وصل کردن چندین وسیله و کامپیوتر در یک اتصال حلقهای می سازد |
 |
 |
bitblt U |
در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر |
 |
 |
blit U |
در گرافیک کامپیوتری جابجا کردن یک بلاک از بیتها از یک محلی در حافظه به محلی دیگر |
 |
 |
bins U |
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند |
 |
 |
bin U |
محلی برای کاغذهایی که باید آماده برای چاپ شوند |
 |
 |
scratching U |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
 |
 |
scratched U |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
 |
 |
scratches U |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
 |
 |
scratch U |
حذف یاجابجایی محلی از حافظه برای ایجاد فضا برای داده دیگر |
 |
 |
indexing U |
استفاده از کامپیوتر برای کامپایل کردن اندیس برای کتاب با انتخاب کردن کلمات و موضوعات مربوطه در متن |
 |
 |
to induct into a seat U |
در جایی برقرار کردن |
 |
 |
stand clear U |
جایی را ترک کردن |
 |
 |
silver inwrought with gold U |
سیمینهای که زردر ان کارکرده باشند |
 |
 |
lomomote U |
از جایی بجایی حرکت کردن |
 |
 |
to stay away from something U |
اجتناب کردن از چیزی یا جایی |
 |
 |
to decamp U |
با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن |
 |
 |
to skive off early [British English] U |
با عجله و پنهانی [جایی را] ترک کردن |
 |
 |
locked up U |
در محلی محصور کردن |
 |
 |
lock up U |
در محلی محصور کردن |
 |
 |
traject U |
از محلی عبور کردن |
 |
 |
to retire from [to] a place U |
از [به] جایی کناره گیری کردن [یا منزوی شدن] |
 |
 |
localize U |
محلی کردن موضعی ساختن |
 |
 |
localises U |
محلی کردن موضعی ساختن |
 |
 |
localizing U |
محلی کردن موضعی ساختن |
 |
 |
localising U |
محلی کردن موضعی ساختن |
 |
 |
localizes U |
محلی کردن موضعی ساختن |
 |
 |
bone-house U |
[جایی برای نگهداری استخوان مردگان] |
 |
 |
To slight ( ignore) someone. To give someone the cold shoulder. To take no notice of someone . U |
به کسی محل نگذاشتن ( بی محلی کردن ) |
 |
 |
localization U |
تمرکز درنقطه بخصوصی محلی کردن |
 |
 |
to ride on the bus U |
سوار اتوبوس شدن [برای رفتن به جایی] |
 |
 |
to cut somebody dead <idiom> U |
به کسی عمدا بی محلی کردن [اصطلاح روزمره] |
 |
 |
to treat somebody as if they weren't there <idiom> U |
به کسی عمدا بی محلی کردن [اصطلاح روزمره] |
 |
 |
The library is the obvious place for the after-dinner hours. U |
کتابخانه جایی بدیهی برای ساعت پس از شام است. |
 |
 |
to scramble for something U |
هجوم کردن با عجله برای چیزی [با دیگران کشمکش کردن برای گرفتن چیزی] |
 |
 |
Nomatic rugs U |
قالی های عشایری و قشقایی [این فرش ها بعلت جا به جایی زیاد عشایر عموما کوچک بافته می شوند و اکثرا بصورت پشم بوده و در آن از ذهنی بافی و یا نقوش محلی استفاده می شود. فرش ها دارای استحکام ضعیف هستند.] |
 |
 |
police action U |
عملیات انتظامی محلی برای حفظ امنیت |
 |
 |
punch down block U |
وسیلهای که در شبکه محلی برای اتصال کابل UTP |
 |
 |
symbolically U |
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود |
 |
 |
symbolic U |
نامی که برای برچسب متغیر یا محلی به کار رود |
 |
 |
shares U |
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی |
 |
 |
share U |
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی |
 |
 |
post office U |
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی |
 |
 |
post offices U |
محل ذخیره اصلی پیام ها برای کاربران شبکه محلی |
 |
 |
shared U |
روش ایجاد امنیت شبکه برای حفافت منابع محلی |
 |
 |
scratchpad U |
فضای کاری یا محلی با حافظه سریع برای ذخیره موقت داده جاری |
 |
 |
commandeering U |
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن |
 |
 |
stripping U |
نواربندی کردن نقشه برای عکس برداری علامت گذاری کردن |
 |
 |
flavouring U |
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود |
 |
 |
flavourings U |
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود |
 |
 |
commandeers U |
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن |
 |
 |
flavoring U |
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود |
 |
 |
flavorings U |
چیزی که برای خوش مزه کردن ومعطر کردن بکارمی رود |
 |
 |
commandeered U |
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن |
 |
 |
commandeer U |
وارد بخدمت اجباری کردن برای ارتش برداشتن مصادره کردن |
 |
 |
pre engage U |
ازپیش برای خود تهیه کردن تعهد قبلی کردن |
 |
 |
overhauling U |
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن |
 |
 |
overhauls U |
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن |
 |
 |
to pine for home U |
دلتنگی برای میهن کردن ارزوی وطن کردن |
 |
 |
overhaul U |
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن |
 |
 |
line up <idiom> U |
سازمان دهی کردن ،آماده برای عمل کردن |
 |
 |
overhauled U |
برای تعمیر پیاده کردن ومجددا" سوار کردن |
 |
 |
jig U |
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما |
 |
 |
jigs U |
ابزار یا چارچوب سخت وصلبی برای سوار کردن وسرهم کردن یک قطعه از بدنه هواپیما |
 |
 |
degausser U |
وسیلهای برای پاک کردن فیلدها مغناطیسی زیادی از دیسک یا نوار یا نوک ضبط کردن |
 |
 |
arm U |
1-فراهم کردن وسیله یا ماشین یا تابع برای عمل یا ورودی ها 2-مشخص کردن خط وط وقفه فعال |
 |
 |
put-up U |
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن |
 |
 |
put up U |
برای انتخابات نامزد کردن سازش کردن |
 |
 |
autos U |
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط |
 |
 |
liberal education U |
اموزش و پرورشی که برای روشن کردن فکر باشد نه برای مقاصد پیشهای |
 |
 |
bread and point U |
سیب زمینی و نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است |
 |
 |
personal U |
متصل یا وصل در سیستم برای مشخص کردن یا تامین اجازه برای کاربر |
 |
 |
potatoes and point U |
سیب زمینی یا نانش برای خوردن و بقیه اش برای نگاه کردن است |
 |
 |
intubation U |
فرو کردن لوله در حنجرهای برای برای نگاه داشتن .....دیفتری و مانندان |
 |
 |
auto U |
توانایی یک مدار برای احساس کردن و انتخاب خودکار نرخ صحیحی برای یک خط |
 |
 |
serviced U |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
 |
 |
service U |
برنامه مفید برای فعایتخای روزمره مثل جستجو فایل , کپی کردن , مرتب کردن , رفع خطا و.. |
 |
 |
diagnostics U |
اطلاع و پیام سیستم پس از تشخیص خطا برای کمک به کاربر برای تصحیح کردن آن |
 |
 |
turnaround time U |
زمان لازم برای فعال کردن برنامه برای تولید که کاربر خواسته است |
 |
 |
to vote plump U |
رای خود را بیک تن دادن جایی که بتوان برای بیش ازیک تن رای داد |
 |
 |
weight belt U |
کمربند با وزنه هایی برای سنگین کردن بدن غواص برای رفتن به عمق موردنظر |
 |
 |
compressive strength U |
قابلیت یک جسم برای مقاومت در برابر نیروی فشاری یانیرویی که گرایش به فشردن موتاه کردن و متراکم کردن ان دارد |
 |
 |
conferencing U |
اتصال چندین کامپیوتر وترمینال به هم برای اجازه دادن به گروهی از کاربران برای ارتباط برقرار کردن |
 |
 |
skimming U |
محصولی را با قیمت بالاعرضه کردن برای اطمینان ازمقاومت ان و متعاقبا" تخفیف تدریجی دادن برای توسعه فروش |
 |
 |
departmental LAN U |
شبکه محلی کوچک برای اتصال گروه افرادی که در سازمان یا اداره یکسان کار می کنند و اجازه میدهد به کاربران تا از فایلها |
 |
 |
token bus network U |
EEEL استاندارد برای شبکههای محلی به صورت کابل توپولوژی باس . ایستگاههای کاری داده را با عبور Token منتقل می کنند |
 |
 |
analog U |
یک حالت بررسی در مودم برای بررسی پورت سریال کامپیوتر محلی یا ترمینال |
 |
 |
field buying U |
خرید کردن در صحرا خرید محلی |
 |
 |
localism U |
ایین محلی علاقه محلی |
 |
 |
local procurement U |
تدارک محلی فراورده محلی |
 |
 |
ikon U |
نشانه گرافیکی یا تصویری روی صفحه نمایش که در سیستم محاورهای به کار می رود برای تامین یک روش ساده برای مشخص کردن یک تابع |
 |
 |
bookings U |
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن |
 |
 |
booking U |
نام نویسی و تهیه پرونده برای افراد ثبت نام کردن بلیط رزرو کردن |
 |
 |
timed U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
times U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
time U |
1-سیگنالی که به صورت پایه برای مقاصد زمان بندی استفاده شود.2-سیگنال پیاپی در اسیلوسکوپ برای جابجا کردن اشعه روی صفحه نمایش |
 |
 |
to send round the hat U |
برای کسی اعانه جمع کردن کشکول گدایی برای کسی دست گرفتن |
 |
 |
carriers U |
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است |
 |
 |
carrier U |
سیگنال ارسالی توسط مودم برای آگاهی دادن به کامپیوتر محلی از اینکه یک سیگنال ازمودم راه دور تشخیص داده است |
 |
 |
conventional memory U |
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند |
 |
 |
conventional RAM U |
این فضای حافظه مستقیماگ توسط DOS-MS قابل کنترل است و محلی است که بیشتر برنامههای بار شده برای اجرا آنجا هستند |
 |
 |
cash in <idiom> U |
تبدیل به پول کردن ،خرد کردن چیزی برای پول |
 |
 |
B register U |
1-ثبات آدرس که به آدرس مرجع اضافه شده که محل مورد نظر را مشخص میکند 2-ثباتی که برای گسترده تر کردن اکومولاتور برای ضرب و تقسیم به کار می رود |
 |
 |
leaders U |
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود |
 |
 |
leader U |
بخشی از نوار مغناطیسی که حاوی سیگنالی نیست و در ابتدای نوار برای شناسایی و کمک به ماشین برای بلند کردن نوار به کار می رود |
 |
 |
delete U |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
 |
 |
deleted U |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
 |
 |
deleting U |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
 |
 |
deletes U |
کد مخصوص برای داده یا متن مخصوص برای حذف کردن |
 |
 |
local posts U |
پستهای استراق سمع محلی پستهای دیده ور محلی |
 |
 |
vetoed U |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
 |
 |
vetoing U |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
 |
 |
vetoes U |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
 |
 |
veto U |
حق و اختیاریک ارگان دولتی برای منع یابی اثر کردن تصمیم یک ارگان دیگر حقی است که اعضادائمی شورای امنیت سازمان ملل متحد برای نفی تصمیمات ان دارند |
 |
 |
houses U |
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها |
 |
 |
house U |
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها |
 |
 |
housed U |
1-روش هجی کردن و ساختار کلمه که توسط شرکت نشر در همه کتابهایش به کار می رود. 2-طرح محصولات شرکت برای معرفی کردن محصولات رقیب به آنها |
 |
 |
universal U |
آنچه از همه جا اعمال میشود یا در هر جایی استفاده میشود یا برای چندین کار استفاده میشود |
 |
 |
for doing it U |
برای کردن ان |
 |
 |
winterize U |
اماده برای زمستان شدن خود را برای مقابله باسرمای زمستان اماده کردن |
 |
 |
to mumble [away] to oneself U |
برای خودشان من من کردن |
 |
 |
prone to do something |
آماده کردن برای |
 |
 |
to fit with U |
اماده کردن برای |
 |
 |
to prospect [for] U |
جستجو کردن [برای] |
 |
 |
so as to quiet him U |
برای ارام کردن او |
 |
 |
in order to prevent U |
برای جلوگیری کردن |
 |