Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
simple periodic current
U
جریان دورهای ساده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
periodic current
U
جریان دورهای
quadrangular meet
U
مسابقه شنای دورهای بین 4تیم مسابقه دورهای بین 4تیم با محاسبه مجموع امتیازهای فردی
simple design
U
طرف کف ساده
[هرگاه قسمتی و تمام فرش را بصورت ساده و بدون هیچگونه طرحی می بافند. نمونه آن فرش قائنات یا آستان قدس است که فضای بین لچک و ترنج کف ساده و قرمز می باشد.]
marking current
U
جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
basic
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
basics
U
یک زبان برنامه نویسی ساده از نظراموزش و بکارگیری و دارای فهرست کوچکی از دستورات وقالبهای ساده
leakage current
U
جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
cyclic
U
دورهای
rhythmical
U
دورهای
recapitulative
U
دورهای
recapitulatory
U
دورهای
periodicals
U
دورهای
countercyclical
U
ضد دورهای
anti cyclical
U
ضد دورهای
sporadically
U
دورهای
periodic
U
دورهای
periodical
U
دورهای
sporadic
U
دورهای
timed backup
U
پشتیبانی دورهای
cyclic disorder
U
اختلال دورهای
periodic fluctuation
U
نوسان دورهای
edge welding
U
جوشکاری دورهای
periodically
U
بصورت دورهای
periodical
U
نشریه دورهای
series turn
U
دورهای زنجیری
periodicity
U
دورهای بودن
periodic report
U
گزارش دورهای
all play all
U
مسابقه دورهای
cyclical fluctuations
U
نوسانات دورهای
periodic table
U
جدول دورهای
cyclic stress
U
تنش دورهای
mirror carpet
U
طرح آینه
[در این طرح زمینه اصلی فرش بصورت کاملا ساده و بدون هیچ نقش و نگاری بافته شده و تنها از یک یا دو حاشیه ساده استفاده می شود.]
mean value of periodic quantity
U
میانگین کمیت دورهای
leagues
U
مسابقههای دورهای باشگاهها
cyclical stock check
U
کنترل موجودی دورهای
round-robin
U
تورنمنت دورهای شطرنج
peripheral
U
دورهای وابسته به محیط
league
U
مسابقههای دورهای باشگاهها
edge fillet weld
U
جوش نواری دورهای
Americans
U
تورنمنت دورهای شطرنج
by-election
U
انتخابات میان دورهای
by-elections
U
انتخابات میان دورهای
crc
U
بررسی افزونگی دورهای
American
U
تورنمنت دورهای شطرنج
secular
U
دورهای غیر مذهبی دنیائی
demagnetizing turns of armature
U
دورهای مغناطیس زدای ارمیچر
structure
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structures
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
structuring
U
با استفاده از کابل UTP که وارد co hub میشود و طوری طراحی شده است که ترمیم آن ساده است و نیز افزودن ایستگاههای جدید یا کابلهای بیشتر هم ساده است
r.m.s. value of a periodic quantity
U
جذر متوسط مربعهای کمیتهای دورهای
lacustrine animals
U
دورهای که روی دریاچه هاخانه می ساختند
flow
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver
U
گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flows
U
سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull
U
وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit
U
جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current
U
جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting
U
جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
ampere
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp
U
واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne
U
ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor
U
مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
periodicals
U
مجلاتی که بصورت دورهای ماهانه سه ماهه سالانه و ... منتشر میشوند
constrictor
U
گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
constant current
U
جریان مستقیم جریان ثابت باطری
counter current
U
جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
induction current
U
جریان القاء شده جریان تحریک
runoff coefficient
U
ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number
U
این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
three phase current
U
جریان سه فاز جریان دوار
parasitic current
U
جریان نشتی جریان خارجی
current compensation
U
کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
current flow
U
سیلان جریان فلوی جریان
gresham's law
U
پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart
U
انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter
U
دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry
U
شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
cambridge equation
U
نشان میدهند . یعنی پول واقعی برابراست با طول متوسط دورهای که هر واحدپول بین دو معامله نگهداری میشود ضرب در درامد واقعی K =
fet
U
وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
autotransformer
U
ترانسفورماتوری با یک سیم پیچ که بوسیله یک لغزنده کربنی تعدادی از دورهای سیم پیچ را بعنوان ثانویه جدامیکند
alternator
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer
U
ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternators
U
ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine
U
ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
electromagnetism
U
پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
isotach
U
خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering
U
مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
plains
U
ساده
freestanding
U
ساده
fructose
U
ساده
explicit
U
ساده
naive
U
ساده
unaadorned
U
ساده
taffetized
U
ساده
unmeaning
U
ساده
fanciless
U
ساده
plainer
U
ساده
unceremonious
U
ساده
fraudless
U
ساده
unceremoniously
U
ساده
plain
U
ساده
free spoken
U
ساده گو
plainest
U
ساده
daff
U
ساده دل
incomplex
U
ساده
bald
U
ساده
balder
U
ساده
baldest
U
ساده
baldly
U
ساده
homespun
U
ساده
unassuming
U
ساده
frugal
U
ساده
simplistic
U
ساده
downright
U
ساده
inexpensive
U
ساده
positive
U
ساده
clodhopper
U
ساده
clodhoppers
U
ساده
plain hearted
U
ساده دل
simple hearted
U
ساده دل
sheepishly
U
ساده دل
sheepish
U
ساده دل
unsophisticated
U
ساده
incomposite
U
ساده
simple minded
U
ساده دل
charmless
U
ساده
clean
U
ساده
cleaned
U
ساده
cleanest
U
ساده
cleans
U
ساده
untutored
U
ساده
simplex
U
ساده
simpleminded
U
ساده دل
semplice
U
ساده
naif
U
ساده
idiots
U
ساده
idiot
U
ساده
artless
U
ساده
expansive
<adj.>
U
ساده دل
simplest
U
ساده دل
unaffected
U
ساده
simple-hearted
<adj.>
U
ساده دل
slickest
U
ساده
innocent
<adj.>
U
ساده دل
seemly
<adj.>
U
ساده دل
simpler
U
ساده دل
good-humored
U
ساده دل
simple
U
ساده دل
simpler
U
ساده
slick
U
ساده
simple
U
ساده
conversable
<adj.>
U
ساده دل
simplest
U
ساده
plain clothes
U
ساده پوش
plain-clothes
U
ساده پوش
plain design
U
طرح کف ساده
fall guy
U
ساده لوح
primitive
U
شکل ساده
reducible
U
ساده شدنی
naive
U
ساده لوح
sketched
U
نقشه ساده
sketches
U
طرح ساده
sketches
U
نقشه ساده
simpleton
U
ساده لوح
simpletons
U
ساده لوح
navvies
U
کارگر ساده
oafs
U
ساده لوح
oaf
U
ساده لوح
soft headed
U
ساده لوح
sketched
U
طرح ساده
sketch
U
نقشه ساده
simplifies
U
ساده کردن
simplifies
U
ساده سازی
simplify
U
ساده کردن
simplify
U
ساده سازی
simplifying
U
ساده کردن
simplifying
U
ساده سازی
candid
U
صاف و ساده
sketch
U
طرح ساده
simple-minded
U
ساده لوح
duping
U
ساده لوح
simple compression
U
فشار ساده
simple magnet
U
مغناطیس ساده
simple mean
U
میانگین ساده
simple minded
U
ساده لوح
simpleminded
U
ساده لوح
simple truss
U
خرپای ساده
simplex transmission
U
مخابره ساده
simple structure
U
ساخت ساده
simplifcation
U
ساده سازی
simple stress
U
تنش ساده
simplifier
U
ساده کننده
simplex channel
U
مجرای ساده
ingenuous
U
صاف و ساده
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com