English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (7 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
internal current U جریان داخلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
marking current U جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
incretion U ترشح درونی یا داخلی تراوش داخلی
leakage current U جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
internal defense U پدافند داخلی پایداری داخلی
internal structure U ساختمان داخلی سازه داخلی
squawks U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawked U مخابره داخلی ارتباط داخلی
squawk U مخابره داخلی ارتباط داخلی
flows U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flowed U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flow U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver U گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
push pull U وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit U جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
inverting U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
currents U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
inverts U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
invert U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
current U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
amp U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amps U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne U ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor U مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
constrictor U گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
induction current U جریان القاء شده جریان تحریک
counter current U جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current U جریان مستقیم جریان ثابت باطری
storage U 1-حافظه داخلی کوچک با دستیابی سریع سیستم که حاوی برنامه جاری است . 2-حافظه کوچک داخلی سیستم
runoff coefficient U ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number U این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current flow U سیلان جریان فلوی جریان
parasitic current U جریان نشتی جریان خارجی
three phase current U جریان سه فاز جریان دوار
current compensation U کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law U پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart U انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter U دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry U شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state U حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
alternator U ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
d.c. transformer U ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
alternators U ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
electromagnetism U پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
innate U داخلی
internal medicine U طب داخلی
interiors U داخلی
inner U داخلی
interior U داخلی
intramural U داخلی
territorial U داخلی
ben U داخلی
municipal U داخلی
indoor U داخلی
esoteric U داخلی
anie U داخلی
in U داخلی
in- U داخلی
inside U داخلی
domestic U داخلی
internal U داخلی
internal door U در داخلی
endogenous U داخلی
insides U داخلی
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
heavy current engineering U مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
autonomy U استقلال داخلی
inside hinge U لولای داخلی
interconnection U اتصالی داخلی
inside draft U شیب داخلی
interior guard U نگهبان داخلی
inside diameter U قطر داخلی
interference drag U پسای داخلی
interior span U دهانه داخلی
intercommunication U ارتباط داخلی
municipal law U حقوق داخلی
internal power U مصرف داخلی
interior wall U دیوار داخلی
inside wing U بال داخلی
interior architecture U معماری داخلی
interior affairs U امور داخلی
interior ballistics U بالیستیک داخلی
territorial sea U دریای داخلی
internal modem U مدم داخلی
inside thread U مارپیچ داخلی
internal modulation U مدولاسیون داخلی
internal pole U قطب داخلی
inside micrometer U میکرومتر داخلی
municipal court U دادگاه داخلی
intermediate structure U ساختمان داخلی
internal efficiency U راندمان داخلی
civil disturbances U اغتشاشات داخلی
internal erosion U فرسایش داخلی
internal force U نیروی داخلی
internal crack U ترک داخلی
rules of procedure U نظامنامه داخلی
internal friction U اصطکاک داخلی
internal consumption U مصرف داخلی
internal furnace U کوره داخلی
internal consistency U سازگاری داخلی
internal energy U انرژی داخلی
internal electrolysis U الکترولیز داخلی
internal ear U گوش داخلی
by low U نظامنامه داخلی
internal diseconomies U زیانهای داخلی
internal discharge U تخلیه داخلی
insides U تو اعضای داخلی
insides U قسمت داخلی
inside U قسمت داخلی
internal development U توسعه داخلی
internal development U رشد داخلی
internal defense U دفاع داخلی
internal electrode U الکترود داخلی
internal damping U میرایی داخلی
internal connection U اتصال داخلی
internal conductor U سیم داخلی
internal loss U تلف داخلی
internal circuit U مدار داخلی
inside U تو اعضای داخلی
internal bus U مسیر داخلی
internal bus U گذرگاه داخلی
ashi noko U قسمت داخلی کف پا
internal brake U ترمز داخلی
internal boffles U تیغههای داخلی
internal memory U حافظه داخلی
internal attack U تک داخلی یا تک از داخل
internal armature U ارمیچر داخلی
internal insulation U ایزولاسیون داخلی
insider U کارمند داخلی
insiders U کارمند داخلی
internal conductance U اندوکتیویته ی داخلی
internal conductance U اندوکتانس داخلی
internal heating U گرمایش داخلی
internal impedance U مقاومت داخلی
internal commerce U تجارت داخلی
internal combustion U احتراق داخلی
internal impedance U امپدانس داخلی
bushes U پوسته داخلی
bush U پوسته داخلی
internal clock U ساعت داخلی
internal circuit U حلقه داخلی
internal angle U زاویه ی داخلی
home currency U پول داخلی
interion architecture U معماری داخلی
Inland Revenue U درامد داخلی
interlan angle U زاویه داخلی
internal structure U سازه داخلی
domestic tariff U تعرفه داخلی
internal revenue U درامد داخلی
civil war U جنگ داخلی
civil wars U جنگ داخلی
intercom U مخابرات داخلی
interphone U مخابرات داخلی
intrados U قوس داخلی
home consumption U مصرف داخلی
internal stress U تنش داخلی
internal structure U ساختار داخلی
internal supercharger U سوپرشارژر داخلی
bulkhead U جدار داخلی
domestic emergencies U بحرانهای داخلی
bulkheads U جدار داخلی
inward light U نور داخلی
domestic disturbances U اغتشاشات داخلی
domestic disturbances U اختلافات داخلی
intercoms U ارتباط داخلی
internal transactions U معاملات داخلی
innards U قسمتهای داخلی
ductless gland U غددمترشح داخلی
internal trade U بازرگانی داخلی
indoor U درونی داخلی
internality U داخلی بودن
endosmosis U حلول داخلی
endoparasite U انگل داخلی
internal window sill U کف پنجره داخلی
endogenous variable U متغیر داخلی
internal voltage U ولتاژ داخلی
intercoms U مخابرات داخلی
intercom U ارتباط داخلی
domestic dualism U دوگانگی داخلی
domestic economy U اقتصاد داخلی
domestic emergencies U موادضروری داخلی
domestic industry U صنعت داخلی
domestic market U بازار داخلی
domestic products U محصولات داخلی
domestic trade U بازرگانی داخلی
internal trade U تجارت داخلی
internal storage U انباره داخلی
inside caliper U کولیس داخلی
internal ruling U نظامنامه داخلی
inferior planets U سیارههای داخلی
internal security U تامین داخلی
inferior conjunction U مقارنه داخلی
internal security U امنیت داخلی
indoor antenna U انتن داخلی
inward U داخلی باطنی
local subscriber U مشترک داخلی
inboard aileron U شهپر داخلی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com