English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (12 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
The inflow and outflow of foreing exchange. U جریان ؟ رود وخروج ارزهای خارجی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
parasitic current U جریان نشتی جریان خارجی
outside power U جریان خارجی
load current U جریان بار خارجی
fet U وسیله الکترونیکی که به عنوان کنترل جریان متغییر بکار می رود : یک سیگنال خارجی مقاومت وسیله و جریان جاری را تغییر میدهد به وسیله تغییر پهنای کانال هدایت
key currencies U ارزهای اصلی
receipts and expenses U جمع وخروج
positive externalities U صرفه جوئیهای خارجی عوارض خارجی مثبت پی امدهای خارجی مثبت
scenario U دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
scenarios U دستورنوشته ورود وخروج بازیگران نمایش
plasmolysis U چروک و انقباض سفیده یاخته وخروج از جداریاخته
snorkels U لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
snorkel U لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
schnorkel U لوله دخول وخروج هوا درزیر دریایی
marking current U جریان نشان دهنده مسیرعبور جریان الکتریسیته جریان مشخص کننده مدار
exterior angle U زاویهء خارجی کثیرالاضلاع زوایای خارجی حاصله ازتقاطع یک خط بادوخط موازی
external symbol dictionary U فهرست علائم خارجی فرهنگ لغات نمادهای خارجی
impurity U جزء تشکیل دهنده خارجی ناخالصی ماده خارجی
leakage current U جریان خطا جریان خزنده جریان پراکندگی
outwork U استحکامات خارجی دژ سنگرهای خارجی
foreign exchange U پول خارجی ارز خارجی
wilson U پرش از لبه خارجی یک اسکیت و چرخش کامل در هوا وبازگشت روی لبه خارجی اسکیت دیگر
external diseconomies U عوامل زیان اور خارجی عوامل نامطلوب خارجی
flowed U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
all mains receiver U گیرنده جریان دائم و جریان متناوب رادیوی برق و باطری
flow U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
flows U سرعت حرکت و جریان اب عبور و جریان خودروها یاسایر وسایل
push pull U وابسته بدولوله الکترونی که جریان برق در انها دردوجهت متضاد جریان یابد
room circuit U جریان الکتریکی که دردستگاههای رمزکردن وکشف مورد استفاده میباشد جریان دستگاه رمز
currents U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
current U جریان الکتریکی با مقدار ثابت که در یک جهت جریان دارد
invert U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverting U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
inverts U جریان دائم را به جریان متناوب تبدیل کردن برگرداندن
amps U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
ampere U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
amp U واحد اصلی SI در جریان الکتریکی که به عنوان جریان جاری در یک مقاومت یک اهمی ولتاژ یک ولت دارد
heterodyne U ترکیب دو جریان متناوب برای تولید جریانی با فرکانسی برابر مجموع یا تفاضل فرکانس دو جریان مزبور
genemotor U مبدل جریان دائم به جریان دوار دیناموتور
constrictor U گرفتگی در یک لوله یا جریان سیال که دارای سوراخ کوچکی میباشد و جریان معینی را در ازای هر واحداختلاف فشاراز خود عبورمیدهد
exchanged stabilization fund U مقصودتاسیسی است در ان پول خارجی و داخلی یک کاسه میشود و به این وسیله مظنه ارز خارجی ثابت نگهداشته میشود تا تنزل پول داخلی باعث رکود تجارت و عدم اعتماد نشود
induction current U جریان القاء شده جریان تحریک
counter current U جریان مخالف دریایی جریان متضاد اب
constant current U جریان مستقیم جریان ثابت باطری
runoff coefficient U ضریب جریان که برابراست باارتفاع اب جریان یافته درزمین به ارتفاع بارندگی این ضریب کوچکتر از واحدمیباشد
reynold's number U این عددنشاندهنده رژیم جریان است یعنی اگر این عدد کمتراز 032باشد جریان متلاطم میباشد
current flow U سیلان جریان فلوی جریان
three phase current U جریان سه فاز جریان دوار
current compensation U کمپنزاسیون جریان تعدیل جریان
gresham's law U پول بد پول خوب را از جریان خارج میکند از دو نوع پول با ارزش قانونی یکسان انکه پشتوانه اش طلاست در جریان می ماند
unstart U انفجاری جریان صحیح هوا داخل ورودی مافوق صوت موتورمکنده هوا که بطور بارزی باپیدایش ناگهانی موجهای ضربهای و معکوس شدن انی جریان همراه است
idle current meter U دستگاه اندازه گیری جریان کور امپرمتر جریان کور
circuitry U شدت جریان برق اجزاء ترکیب کننده جریان برق
vortex ring state U حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
alternators U ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
alternator U ماشین جریان متناوب ژنراتور جریان متناوب
d.c. transformer U ترانسفورماتور جریان دائم مبدل جریان دائم
d.c. machine U ماشین جریان مستقیم ماشین جریان دائم
electromagnetism U پدیده ایجاد قوه اهن ربایی بوسیله جریان الکتریسته وهمچنین تاثیر قوه اهن ربایی بر جریان برق
back berm U سکوی پایه خارجی خاکریز سکوی شیببر پایه خارجی خاکریز
extraneous U خارجی
outsider U خارجی
outsides U خارجی
outsiders U خارجی
outside U خارجی
international line U خط خارجی
peripheral U خارجی
external U خارجی
extras U خارجی
aliens U خارجی
alien U خارجی
outboard U خارجی
externals U خارجی
extra U خارجی
oversea U خارجی
extra- U خارجی
exosphere U خارجی
outward U خارجی
exotic U خارجی
gringo U خارجی
gringos U خارجی
abextra U خارجی
exoteric U خارجی
exogenous U خارجی
extern U خارجی
exterior U خارجی
exteriors U خارجی
outer U خارجی
foreign U خارجی
heavy current engineering U مهندسی جریان قوی مهندسی قدرت تکنولوژی جریان قوی
isotach U خطوط میزان منحنی سرعت جریان اب خطوط جریان هم سرعت
foreign loan U وام خارجی
foreign bill U برات خارجی
concrete object U عین خارجی
foreign reserves U ذخائر خارجی
foreign trade U بازرگانی خارجی
foreign currencies U پولهای خارجی
foreign currency U ارز خارجی
foreign law U حقوق خارجی
foreign particle U جسم خارجی
foreign deposit U سپرده خارجی
foreign policy U سیاست خارجی
foreign trade U تجارت خارجی
impurity U اتم خارجی
inflow of foreign funds U ورودسرمایههای خارجی
foreign exchange U تعویض خارجی
immission U انتشار خارجی
imbody U صورت خارجی
foreign exchange U پول خارجی
foreign exchange U ارز خارجی
foreign exchange U مبادله خارجی
foreign national U ملیت خارجی
foreign national U تبعه خارجی
foreign aid U کمک خارجی
acrotic U بیرونی خارجی
actine U قسمت خارجی
adventitious U خارجی الحاقی
alien enemy U دشمن خارجی
arris U زاویه خارجی
load curve U خم بار خارجی
strange U خارجی غریبه
external pressure U فشار خارجی
external label U برچسب خارجی
external store U انباره خارجی
external interrupt U وقفه خارجی
external symbol U علامت خارجی
external force U نیروی خارجی
external docuhentation U مستندات خارجی
external thread U دنده خارجی
external transaction U معاملات خارجی
external delay U تاخیر خارجی
external variable U متغیر خارجی
external cost U هزینه خارجی
external storage U حافظه خارجی
external reference U مرجع خارجی
external reference U ارجاع خارجی
external reperence U ارجاع خارجی
external security U امنیت خارجی
incarnations U صورت خارجی
incarnation U صورت خارجی
external menory U حافظه خارجی
external memory U حافظه خارجی
external load U بار خارجی
external sort U جورکردن خارجی
external storage U انباره خارجی
externalities U پی امدهای خارجی
externalities U اثرات خارجی
external operation U عملیات خارجی
landfall U بویه خارجی
slough U پوسته خارجی
ectoparasite U انگل خارجی
guest U انگل خارجی
guests U انگل خارجی
extrinsic U بیرونی خارجی
extrinsic factor U عامل خارجی
landfalls U بویه خارجی
fanades U نمای خارجی
facades U نمای خارجی
facade U نمای خارجی
loads U بار خارجی
load U بار خارجی
external command U فرمان خارجی
exteroceptive U محرک خارجی
external combustion U احتراق خارجی
external circuit U مدار خارجی
external benefits U فواید خارجی
external armature U ارمیچر خارجی
external control U کنترل خارجی
exterior varnish U لاک خارجی
exterior varnish U جلای خارجی
exterior ballistics U بالیستیک خارجی
exosphere U قسمت خارجی جو
strangest U خارجی غریبه
overseas trade U معاملات خارجی
outness U کیفیت خارجی
outer wall U دیوار خارجی
outer planets U سیارات خارجی
apophyge U منحنی خارجی
outer fix U رمپ خارجی
outer connection U اتصال خارجی
outboard profile U نیمرخ خارجی
apophysis U منحنی خارجی
apothesis U منحنی خارجی
outside caliper U کولیس خارجی
negative externalities U زیانهای خارجی
angle of emergence U زاویه خارجی
outside cause U علت خارجی
facade نمای خارجی
overseas agent U نماینده خارجی
outwork U سنگر خارجی
outward opening U دهانه خارجی
renvoi U تبعیدشخص خارجی
face U نمای خارجی
outside view U منظره خارجی
spillover benefits U منافع خارجی
outside view U نمای خارجی
spillover costs U هزینههای خارجی
spillover effects U اثرات خارجی
outside diameter U قطر خارجی
superior conjunction U مقارنه خارجی
superior planets U سیارههای خارجی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com