English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (19 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
erection crane U جراثقال برای کارهای ساختمانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
public works U کارهای ساختمانی همگانی
up to one's ears in work <idiom> U کارهای زیاد برای انجام داشتن
peonage U استفاده از غلام برای کارهای بندگی
to pick on U برای کارهای دشواربرگزیدن بستوه اوردن
task U ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
tasks U ذخیره موقت کارهای منتظر برای پردازش
e. of pleas U دادگاهی که اصولا برای رسیدگی به کارهای مالی بود
yard man U کسیکه برای اداره کارهای طویله اجیر میشود
dissave U ذخیره خود را برای کارهای جاری خرج کردن
offices U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
office U استفاده از ماشین و کامپیوتر برای انجام کارهای معمولی اداره
congregationalism U استقلال هرکلیسا برای اداره کارهای قضایی وانتظامی خود
backgrounds U سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
background U سیستمی در کامپیوتر که کارهای با حق تقدم پایین در فاصل زمانهای معین که کارهای بزرگ انجام نمیشوند قابل انجامند
verification U بررسی صحت کارکردن یک سیستم و مناسب بودن آن برای کارهای موردنظر
stream U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
streamed U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
jobs U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
personal assistant فردی که کارهای دفتری و مدیریتی برای فرد دیگری انجام میدهد
payola U وام غیر مستقیم ومخفی که برای کارهای تجارتی داده میشود
streams U تعداد کارهای مرتب شده و آماده برای پردازش در سیستم دستهای
job U تعداد کارهای مرتب شده برای پردازش در سیستم چندکاره یا دستهای
vacation sittings U جلسات دادگاه که در فاصله دو اجلاس برای کارهای مهم و ضروری تشکیل میشود
foregrounding U اجرای کارهای با حق تقدم بالا برای برنامه ها در سیستم عامل چند منظوره
ladle crane U جراثقال پاتیل ریخته گری جراثقال چمچه ریخته گری
language U زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
languages U زبان برنامه نویسی ساخته شده از توابع برای کارهای مختلف که توسط مجموعه دستوراتی فراخوانی میشود
basics U سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
basic U سیستمی که برنامه یا کارهای مشخصی را برای یک کامپیوتر مرکزی انجام میدهد و با استفاده از سیگنالهای وقفه قابل کنترل است
flexibility U توانایی سخت افزار یا نرم افزار برای تط ابق با موقعیتها یا کارهای مختلف
cross member U عضو ساختمانی برای اتصال دو ستون طولی هواپیما یاقطعات طولی دیگر
robots U وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
robot U وسیلهای که برای انجام یک سری امور تولیدی که مشابه کارهای انجام شده توسط افراد است برنامه ریزی میشود
elegant U یک برنامه با کمترین مقدارحافظه اصلی طراحی یک برنامه کارا که با کم کردن تعداد دستورالعملهای بکاربرده شده برای انجام کارهای گوناگون از حداقل ممکن حافظه اصلی استفاده کند
swing bucket U جراثقال گردان
hand cable winch U جراثقال دستی
slewing crane U جراثقال گردان
jenny U جراثقال لوکوموتیو
hand power winch U جراثقال دستی
jenny U جراثقال دوار
rotary crane U جراثقال گردان
hoist winch U جراثقال بالابر
mechanics U علم جراثقال
ingot crane U جراثقال شمش
furnace hoist U جراثقال کوره
paperless U شرکت الکترونیکی یا شرکتی که از کامپیوتر و سایر قط عات الکترونیکی برای کارهای شرکت استفاده میکند و از کاغذ استفاده نمیکند
mechanics U علم جراثقال مکانیک
forklift U جراثقال چنگک دار
material handling crane U جراثقال انتقال بار
whin U چرخ یا جراثقال معدن
pit furnace crane U جراثقال کوره عمیق
winching U دستگیره چرخ جراثقال
winched U دستگیره چرخ جراثقال
ingot charging crane U جراثقال بارگیری شمش
winches U دستگیره چرخ جراثقال
winch U دستگیره چرخ جراثقال
ingot drawing crane U جراثقال کشش شمش
bottom boom U بازوی متحرک جراثقال
swing bucket U جراثقال نوسان دار
gantries U زیر بشکهای حائل جراثقال
gantry U زیر بشکهای حائل جراثقال
tower crane U جراثقال گردان اطاق دار
jahemmy U جراثقال چرخدار مخصوص اخراجات ناوچههای اب خاکی
straddle truck U نوعی خودرو چهارچرخ حمل بار و جراثقال
preliminary works U کارهای مقدماتی
auxiliary work U کارهای اضافی
meshwork U کارهای مشبک
wirework U کارهای سیمی
diabolism U کارهای شیطانی
hatchet man <idiom> U کارهای سیاسی
earth work U کارهای خاکی
miscellaneous works U کارهای مختلف
the galleys U کارهای سخت
previous work U کارهای قبلی
lunces U کارهای غریب
cementation U کارهای سیمانی
Travaux preparatoires U کارهای مقدماتی
emergency works U کارهای اضطراری
incidental works U کارهای اتفاقی
interior affairs U کارهای درونی
daily round U کارهای روزانه
temporary works U کارهای موقت
welfare work U کارهای عام المنفعه
mundane affairs U کارهای این جهان
foppery U جلفی کارهای جلف
navvy U کارگر کارهای خاکی
navvies U کارگر کارهای خاکی
chore U کارهای عادی و روزمره
chores U کارهای عادی و روزمره
Arrears of work . Back log of work . U کارهای عقب افتاده
customs agent U واسطه کارهای گمرکی
logjam U کارهای عقب افتاده
inhouse work U کارهای داخلی تاسیسات
diabolize U کارهای شیطانی کردن
light housekeeping U کارهای خانه داری
light housekeeping U کارهای سبک خانکی
organic U ساختمانی
constructional U ساختمانی
structurally U ساختمانی
structural U ساختمانی
building line U بر ساختمانی
land girl n U دختری که کارهای صحرایی میکرد
automaton U ماشینی که کارهای انسان را میکند
automatons U ماشینی که کارهای انسان را میکند
earthworks U خاک کاری کارهای خاکی
A series of city improvement works. U یکرشته کارهای عمرانی شهری
pile-ups U انباشتگی کارهای عقب افتاده
downswing U تنزل کارهای تجارتی وغیره
pile-up U انباشتگی کارهای عقب افتاده
I cant figure that girl out . U از کارهای او چیزی نمی فهمم
donkeywork U کارهای عادی وروزمره خرکاری
chickens come home to roost <idiom> U چوب کارهای گذشته را خوردن
outgeneral U در کارهای جنگی پیش افتادن از
to pry into a person affairs U در کارهای کسی فضولی کردن
scheduling U برنامه ریزی کارهای اجرائی
member U جزء ساختمانی
structural crack U ترک ساختمانی
structural steel U فولاد ساختمانی
building site U کارگاه ساختمانی
contractors yard U واحد ساختمانی
building sites U کارگاه ساختمانی
site building U زمین ساختمانی
sites U زمین ساختمانی
structural concrete U بتن ساختمانی
sites U کارگاه ساختمانی
building limes U اهک ساختمانی
structural draftsman U نقشه کش ساختمانی
grillage U شبکه ساختمانی
structural joints U درزهای ساختمانی
structural member U عضو ساختمانی
structural drawing U نقشه ساختمانی
to found a building U ساختمانی بینادکردن
structural factor U ضریب ساختمانی
constructive U مفید ساختمانی
basic unit assembly group U گروه ساختمانی
sited U زمین ساختمانی
building work U کار ساختمانی
Construction works . U عملیات ساختمانی
monumentality U عظمت ساختمانی
artificial stone U سنگ ساختمانی
structrual steelwork U فولاد ساختمانی
construction joint U درز ساختمانی
basic construction unit U واحد ساختمانی
construction joints U درزهای ساختمانی
ashler U سنگ ساختمانی
ashlar U سنگ ساختمانی
structrual stability U استحکام ساختمانی
structrual stability U ثبات ساختمانی
timber U چوب ساختمانی
contractors plant U ماشینهای ساختمانی
component U جزء ساختمانی
components U جزء ساختمانی
sited U کارگاه ساختمانی
site U زمین ساختمانی
building unit U واحد ساختمانی
site U کارگاه ساختمانی
site office U دفتر ساختمانی
members U جزء ساختمانی
structual engineering U مهندس ساختمانی
building material U مصالح ساختمانی
structural timber U الوار ساختمانی
building operations U عملیات ساختمانی
basket weave pattern U طرح شطرنجی که در کارهای بنایی بکارمیرود
he has no enterprise U دل ندارد که به کارهای مهم دست بزند
He is most suitable for brain work . U خیلی بدرد کارهای فکری می خورد
fieldwork U کارهای صحرایی :زمین پیمایی ومانندان
ship's serviceman U مسئول کارهای دفتری وخدماتی ناو
to finish off U کارهای دست باخر را انجام دادن
apery U میمون صفتی کارهای بوزینه وار
building machinery U ماشین الات ساختمانی
corbelling U پیش امدگی ساختمانی
structural transformation U تغییر شکل ساختمانی
fabrique U [ساختمانی در محوطه باغ]
material testing laboratory U ازمایشگاه مصالح ساختمانی
structural analysis U محاسبات طرح ساختمانی
ashlar U سنگ ساختمانی تراشیده
steel fabric U بافت فولاد ساختمانی
construction cost index U شاخص هزینه ساختمانی
constitutive U تشکیل دهنده ساختمانی
to tear down a building U خراب کردن ساختمانی
to pull down a building U خراب کردن ساختمانی
to demolish a building U خراب کردن ساختمانی
to tear down a building U متلاشی کردن ساختمانی
to pull down a building U متلاشی کردن ساختمانی
to demolish a building U متلاشی کردن ساختمانی
corbeling U پیش امدگی ساختمانی
structural steel sheet U ورق فولاد ساختمانی
light weight unit U واحد ساختمانی سبک
sidewalk superintendent U نافر عملیات ساختمانی
module U مدلهای نمونه ساختمانی
masonery U مصالح ساختمانی سنگتراشی
masonry lining U پوشش با مصالح ساختمانی
intelligent building U [ساختمانی با سرویس هوشمند]
modules U مدلهای نمونه ساختمانی
pattern construction drawing U الگوی نقشههای ساختمانی
refractory U ماده ساختمانی نسوز
home wiring U سیم کشی ساختمانی
structural design U طرح و محاسبات ساختمانی
sheer plan U نقشه ساختمانی ناو
building craftsman U کارگر ماهر ساختمانی
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com