English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
offences against property U جرائم بر علیه اموال
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
offences against persons U جرائم بر علیه اشخاص
non fatal offences against the person U جرائم بر علیه ابدان
offences against public dencency U جرائم بر علیه عفت عمومی
offence against public order U جرائم بر علیه نظم عمومی
offences against public morals U جرائم بر علیه اخلاق عمومی
receiver U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
receivers U ماموری که ازطرف دادگاه اموال محکوم علیه را جهت اجرای حکم ضبط و اداره میکند
community property U اموال مشترک زن وشوهر اموال همگانی
in personam U علیه شخص خاصی علیه انسان
offences U جرائم
crimes U جرائم
political offences U جرائم سیاسی
sexual offences U جرائم جنسی
acquisitive crimes U جرائم اکتسابی
motoring offences U جرائم رانندگی
fatal offences U جرائم مهلک
plurality of crimes U تعدد جرائم
street offences U جرائم خیابانی
non fatal offences U جرائم غیر مهلک
road traffic offences U جرائم راهنمایی و رانندگی
national crime information center U شبکه کامپیوتری FBI که مربوط به جرائم رخ داده درسراسر ایالات متحده امریکا میباشد
things U اموال
chattels U اموال
cattles U اموال
post property U اموال پادگانی
installation property U اموال قسمت
post property U اموال پادگان
inventory U صورت اموال
personalty U اموال شخصی
personal property U اموال شخصی
class ii property U اموال طبقه 2
fungible U اموال مثلی
capital assets U اموال سرمایهای
chattel U اموال منقول
state property U اموال عمومی
things in possession U اموال عینی
separate estate U اموال شخصی زن
user U انتفاع از اموال
users U انتفاع از اموال
stolen goods U اموال مسروقه
tangible property U اموال ملموس
class i property U اموال طبقه 1
real property U اموال غیرمنقول
paraphernalia U اموال شخصی زن
financial property U اموال پولی
tangible property U اموال عینی
distraint U توقیف اموال
property book U دفتر اموال
distrain U ضبط اموال
assets U مال و اموال
property officer U افسر اموال
property voucher U سند اموال
things in action U اموال دینی
grand larceny U سرقت اموال پرقیمت
appropriation bill U صورت ضبط اموال
goods of perishable nature U اموال سریع الفساد
article of roup U اموال مورد حراج
contrabanded goods U اموال و اشیا قاچاق
fixed property U اموال غیر منقول
fisc U اموال ضبط شده
jus disponendi U حق واگذار کردن اموال
inventory U فهرست اموال سیاهه
goods and chattels U اموال و دارائیهای منقول
real estate broker U دلال اموال غیرمنقول
sequestration U حکم توقیف اموال
property officer U افسر ذیحساب اموال
priceable things U اموال یا اشیا قیمتی
property of unknown ownership U اموال مجهول المالک
replaceable thing U اموال یا اشیا مثلی
safeguards U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguarded U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
conclearer of stolen goods U مخفی کننده اموال مسروقه
safeguarding U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
safeguard U مامور حفافت پرسنل و یا اموال
salvage U اموال نجات یافته از خطر
salvaged U اموال نجات یافته از خطر
salvages U اموال نجات یافته از خطر
salvaging U اموال نجات یافته از خطر
foreign U توقیف اموال مدیون خارجی
foreign U توقیف اموال مدیون غایب
letters of marque U حکم ضبط اموال بیگانگان
accountable property officer's bond U دفتر افسر ذیحساب اموال
jus postliminii U حق وی نسبت به ان اموال محفوظ است
pros and cons U له و علیه
pro and con U له و علیه
versus U علیه
against U علیه
cons U بر علیه
conning U بر علیه
conned U بر علیه
con U بر علیه
v U علیه
real action U دعوی راجع به اموال غیر منقول
waveson U اموال اب اورده بعد از غرق کشتی
misappropriation of public property U تصرف غیر قانونی در اموال عمومی
occupancy U تملک اموال بلا صاحب متصرف
wear and tear U از بین رفتن اموال در نتیجه استعمال
proponents U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
proponent U مقام مسئول اموال یا اجرای کار
defendant U مدعی علیه
denominator U مقسوم علیه
victim of an offence U مجنی علیه
judgement debtor U محکوم علیه
respondent U مستانف علیه
third person of a transfer U محال علیه
respondents U مدعی علیه
ward U مولی علیه
lady ship U سرکار علیه
wards U مولی علیه
drawee U محال علیه
divtsor U مقسوم علیه
defendants U مدعی علیه
out of court U محکوم علیه
respondent U مدعی علیه
denominators U مقسوم علیه
respondents U مستانف علیه
object of protest U معترض علیه
appellee U مستانف علیه
pro and con U دلائل له و علیه
anti U مخالف علیه
party against whom a protest is made U معترض علیه
divisor U مقسوم علیه
peace be upon him U علیه السلام
person placed under guardianship U مولی علیه
presentee U معروض علیه
pupils U مولی علیه
assignee U محال علیه
pupil U مولی علیه
losing party U محکوم علیه
recognizor U محکوم علیه
beneficiary U موقوف علیه
beneficiary of an endowment U موقوف علیه
beneficiaries U موقوف علیه
hotchpot U سرجمع کردن دارایی رویهم ریختن اموال
property disposition U ازبین بردان اقلام فرسوده تخریب اموال
praemunire U حکم توقیف وضبط اموال یاغیان ومتمردین
conscription of wealth U مصادره اموال در زمان جنگ به وسیله دولت
angary U حق کشور متحارب برای استفاده از اموال کشوربیطرف
self defeating U علیه منظور خود
common d. U مقسوم علیه مشترک
biological defense U پدافند بر علیه تک میکربی
lese majeste U خیانت علیه حکومت
public mischief U جرم علیه جامعه
self-defeating U علیه منظور خود
action in personam U دعوی بر علیه شخص
lese majesty U خیانت علیه حکومت
divisor U مقسوم علیه [ریاضی]
cross action U علیه وی اقامه کند
receiver U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
garnishment U اخطاری که به شخصی که اموال دیگری در ید او توقیف شده است
ransoms U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
ransom U وجهی که جهت جلوگیری از ضبط اموال پرداخت میشود
receivers U خریدار اموال مسروقه قیم یا سرپرست شخص مجنون
to safeguard [against] U حفظ کردن [علیه] [در برابر]
to safeguard [against] U نگهداری کردن [علیه] [در برابر]
common factor U مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
proceed against someone علیه کسی دادخواهی کردن
to safeguard [against] U امن نگهداشتن [علیه] [در برابر]
to proceed against a person U اقدام بر علیه کسی زدن
counter fire U اتش ضد اتشباربر علیه دشمن
To take field against somebody . U بر علیه کسی وارد شدن
action in rem U دعوی بر علیه عین مال
respondent U پژوهش خواه مستانف علیه
to safeguard [against] U تامین کردن [علیه] [در برابر]
respondents U پژوهش خواه مستانف علیه
demur U در CL حالتی است که مدعی علیه
common divisor U مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
demurred U در CL حالتی است که مدعی علیه
demurring U در CL حالتی است که مدعی علیه
demurs U در CL حالتی است که مدعی علیه
eminent domain U قدرت حکومت برای استفاده از اموال خصوصی جهت عموم
elegit U حکم توقیف اموال مدیون تا زمان واریز بدهی خود
summary judgment U حکمی که علیه ضامن صادر میشود
indicted U علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
lodge a complaint against someone U علیه کسی اقامه دعوی کردن
chemical defense U پدافند بر علیه مواد شیمیایی سمی
indict U علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
declaims U با حرارت علیه کسی صحبت کردن
bring an action against someone U علیه کسی اقامه دعوی کردن
indicts U علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
indicting U علیه کسی ادعانامه تنظیم کردن
declaim U با حرارت علیه کسی صحبت کردن
declaimed U با حرارت علیه کسی صحبت کردن
libellee U مدعی علیه شخص مورد افترا
libelee U مدعی علیه شخص مورد افترا
declaiming U با حرارت علیه کسی صحبت کردن
lay an information against someone U بر علیه کسی اعلام جرم کردن
bring a suit against a person U اقامه دعوی علیه کسی کردن
pounding U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounded U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pound U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
pounds U محل محصور برای نگهداری گله یا سایر اموال توقیف شده
take a stand on something <idiom> U فهمیدن اینکه کسی بر علیه چیزی است
greatest common factor [GCF] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
impregnated U پارچه تلقیح شده بر علیه اثر موادشیمیایی
highest common factor [HCF] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
lese majeste U خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
lese majesty U خیانت یاتوط ئه علیه مقام سلطنت یاحکومت
greatest common divisor [gcd] U بزرگ ترین مقسوم علیه مشترک [ریاضی]
whispering campaign U انتشار مرتب شایعات علیه رجال و کاندیداها
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com