Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 88 (5 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
water front
U
جبهه رطوبتی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
shock front
U
جبهه یا خط جبهه موج انفجار گلوله اتمی
huygen's principle
U
قانون عمومی مربوط به همه حرکتهای موجی : هر نقطه دلخواه در جبهه فاز یا جبهه موج میتواند خود منبع ثانویهای برای انتشار موجهای کروی باشد
weatherbeater
<adj.>
U
عایق رطوبتی، آب بند
moisture equivalent
U
ضریب تعادل رطوبتی
quarry sap
U
مقدار رطوبتی که یک قطعه سنگ تا استخراج شدن ازمعدن دارد
frontages
U
ملوان جبهه جبهه
frontage
U
ملوان جبهه جبهه
rear echelon
U
قسمت عقب جبهه عقب جبهه
dry rot
U
پوسیدگی
[خشک و فاسد شدن الیاف پنبه که در اثر رشد قارچ بر روی لیف بوجود می آید. فرش هایی که در جای رطوبتی یا گرم و شرجی قرار دارند بیشتر در معرض این آسیب دیدگی هستند.]
deploys
U
جبهه
facades
U
جبهه
sinciput
U
جبهه
front view
U
جبهه
deploy
U
جبهه
facade
U
جبهه
fanades
U
جبهه
deploying
U
جبهه
vaward
U
جبهه
flanking
U
جبهه
flanked
U
جبهه
fronting
U
جبهه
face
U
جبهه
front
U
جبهه
faces
U
جبهه
flank
U
جبهه
battle line
U
خط جبهه ناوها
liners
U
سرباز خط جبهه
liner
U
سرباز خط جبهه
tympanum
U
جبهه کلیسا
out of line
U
خارج از خط جبهه
tympan
U
جبهه کلیسا
superficies
U
نما جبهه
front lines
U
خط مقدم جبهه
fronting
U
جبهه هوا
popular front
U
جبهه ملی
line replacement
U
تعویض خط جبهه
tympanon
U
جبهه کلیسا
warmfront
U
جبهه گرم
split
U
از جبهه دورافتادن
lines
U
جبهه جنگ
line
U
جبهه جنگ
penetration
U
نفوذ در جبهه
wave front
U
جبهه موج
frontages
U
عرض جبهه
frontage
U
عرض جبهه
front
U
جبهه هوا
popular front
U
جبهه خلق ملی
wave front
U
جبهه امواج رادیویی
pockets
U
پیش رفتگی خط جبهه
front lines
U
خطوط جلو جبهه
frontogenesis
U
ایجاد جبهه واحد
front
U
منادی جبهه جنگ
linesman
U
سربازخط جبهه خط بان
in other sectors
U
در قسمتهای دیگر جبهه
lateral control
U
کنترل در عرض جبهه
warm front
U
جبهه هوای گرم
cold fronts
U
جبهه هوای سرد
warm fronts
U
جبهه هوای گرم
cold front
U
جبهه هوای سرد
fronting
U
منادی جبهه جنگ
pocket
U
پیش رفتگی خط جبهه
linesmen
U
سربازخط جبهه خط بان
strongside
U
مربوط به جبهه قوی زمین
limited objective
U
هدف نزدیک به جبهه دشمن
split end
U
گیرنده توپ در انتهای خط جبهه
prevent defence
U
جبهه دفاعی با استفاده از نفراضافی
orthograph
U
تصویر جبهه ساختمان با خط ها و گوشههای راست
lateral
U
افقی راهرو زیرزمینی موازی جبهه
split t
U
نوعی طرح تهاجمی شبیه به جبهه تی
extended defense
U
پدافند در جبهه عریض به طور منطقهای
frontolysis
U
زدودن یا معدوم ساختن جبهه هوایی
stationary front
U
جبهه حد فاصل بین دو توده هوای راکد
rimrock
U
صخره پیش امده فلات بشکل جبهه عمودی
d , top concept
U
تدابیر مخصوص رساندن اماداز کارخانه یا سکو تا خط جبهه
guerillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrilla
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
guerrillas
U
جنگجوی غیر منظم تیزیل عناصر خرابکار پشت جبهه دشمن
strong side
U
سمتی از زمین که در لحظه معین توپ انجاست سمت جبهه تهاجمی
military testament
U
وصیتنامه فرد نظامی در جبهه جنگ که مشمول قواعد وصیتنامههای عادی نمیباشد و بدون رعایت تشریفات قانونی معتبراست
front de liberation national
U
جبهه ازادی بخش ملی سازمان جنگجویان الجزایرکه در فاصله 4591 تا2691 برای پایان دادن به سلطه فرانسویان در الجزایر
sanctuary
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
sanctuaries
U
منطقه بی خطر عقب جبهه منطقه مبنا و پایگاه لجستیکی امن
mach stem
U
جبهه موج حاصل از تلاقی موج برخوردی و منعکس
line replacement
U
یکان تعویض کننده یکان جبهه
penetration
U
نفوذ در جبهه دشمن داخل شدن درصفوف دشمن نفوذ در شبکه اطلاعات یااداری
d , top concept
U
تدابیر لازم برای رساندن سطح اماد سکو به سطح لازم در جبهه
pressure front
U
جبهه موج ضربتی ترکش گلوله اتمی میدان موج ضربتی
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com