English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 116 (2 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
button hole U جا دکمه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
click U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
click U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicked U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicked U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
clicks U دو عمل سریع نگه داشتن و آزاد کردن دکمه mouse برای شروع یک برنامه یا انتخاب
clicks U تلنگر زدن فرایند فشار دکمه دستگاه OUSE
drag U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
dragged U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
drags U حرکت دادن mouse هنگام پایین نگهداشتن دکمه برای حرکت دادن یک تصویر یا نشانه روی صفحه
contrast U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasted U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasting U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
contrasts U دکمه کنترلی روی صفحه نمایش که اختلاف بین e-ton سیاه و سفید یا رنگها را تغییر میدهد
cuff U دکمه سردست
cuffed U دکمه سردست
cuffing U دکمه سردست
cuffs U دکمه سردست
right U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righted U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
righting U دکمه سمت راست از Mouse با دو یا سه کلید
knob U دکمه
knobs U دکمه
eye U دکمه یا گره سیب زمینی
eyeing U دکمه یا گره سیب زمینی
eyes U دکمه یا گره سیب زمینی
eying U دکمه یا گره سیب زمینی
clicking U فشار دادن دکمه بالای دستگاه ماوس paste and cut
buttons U دکمه
buttonhole U سوراخ دکمه
buttonholed U سوراخ دکمه
buttonholes U سوراخ دکمه
buttonholing U سوراخ دکمه
stud U دکمه سردست دسته
tuber U دکمه
tubers U دکمه
button U دکمه
button U هرچیزی شبیه دکمه
buttoned U دکمه
buttoned U هرچیزی شبیه دکمه
buttoning U دکمه
buttoning U هرچیزی شبیه دکمه
double U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
doubled up U ضربه زدن دوبار و سریع به دکمه mouse برای آغاز عمل
push button U دکمه فشاری
single breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
single-breasted U دارای دکمه در یک طرف کت کت دو یا سه دکمه
unbutton U گشودن دکمه
unbuttoned U گشودن دکمه
unbuttoning U گشودن دکمه
unbuttons U گشودن دکمه
alarm push U دکمه اژیر
bottle flower U گل دکمه
botton U دکمه
boutonniere U گلی که درسوراخ دکمه کت زده میشود
boutonniere U بریدگی یاشکاف جای دکمه
buttonhook U دکمه انداز
buttonhook U سگک دکمه
buttonhook U قلاب دکمه
cornet a pistons U یکجورسازشیپوری که چندین دکمه دارد
dial up U استفاده از یک شماره گیر یا دکمه فشاری تلفن برای ایجاد مکالمه تلفنی ایستگاه به ایستگاه
door stop U دکمه کله قندی
double breasted U کتی که در دو طرف دکمه دارد
double breasted U کت چهار دکمه
double click U احضار یک فرمان توسط دکمه دستگاه OUSE
etui U جعبهء کوچک زینتی سوزن نخ و دکمه
farcy bud U دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
farcy button U دکمه یابرامدگی درناخوشی سراجه
flue stop U دکمه ارگ
gemma U دکمه
gemmiparous U دکمه اور
gemmule U دکمه گیاهک
knobbed U دکمه دار
knop U دکمه
mouse button U دکمه ماوس
O.K. U دکمه OK که برای شروع یا تایید یک عمل به کار می رود
olivet U دکمه هسته خرمایی
olivette U دکمه هسته خرمایی
programmable function keyboard U صفحه کلید دکمه یی برای سیستمهای گرافیکی
Programs menu U زیر منوییکه از دکمه Start در ویندوز قابل دستیابی است
pull down menu U فهرستی که میتواند توسط تیک کردن اشاره گر ماوس بر روی عنوان ان و یا توسط فشردن دکمه صفحه کلیدنمایش داده
pushbutton U آنچه با فشار دادن یک دکمه کار کند
push botton U دکمه زنگ اخبار
radio button U شانه دایرهای کنر یک انتخاب که در هنگام انتخاب یک مزکز سیاه دارد.دگمههای رادیویی یک روش انتخاب از بین چند موضوع است و در هر زمان فقط یک دکمه رادیویی انتخاب میشود.
radio button U دکمه رادیو
reefing jacket U یکجور نیمتنه چسبان که از دوطرف دکمه میخورد
shell jacket U بالاتنه کوتاه دکمه دار نظامی
shift click U ضرب دکمه ماوس همراه بافشردن کلید Shift صفحه کلید
sleeve link U دکمه زنجیری
snap fastener U دکمه قابلمه
snap fastener U دکمه فشاری
stop knob U دکمه
tam o' shanter U کلاه منگوله دار یا دکمه دار
taskbar U میلهای که درپایین صفحه ویندوز اجرا میشود و دکمه + Start و پیش از سایر برنامه ها پنجرههای جاری را نشان میدهد
to press the button U دکمه را فشار دادن در راه انداختن چیزی یا کاری پیش قدم شدن
tubercle U دکمه
tuberculous U دارای برامدگی یا دکمه مسلول
tuberculum U دکمه
beater ejector دکمه تعویض سر همزن
canopy release knob دکمه برقراری سایبان
Other Matches
reset button U دکمه
shutter release button U دکمه
shooting adjustment keys U دکمه
Buttonhole U کتی که در دو طرف دکمه دارد
coarse adjustment knob دکمه تنظیم زیرین
condenser adjustment knob دکمه تنظیم تراکم
film advance mode دکمه رد کردن فیلم
viewfinder adjustment keys دکمه یابنده هدف
fine adjustment knob دکمه تنظیم دقیق
seat back adjustment knob دکمه تنظیم پشتی صندلی
exposure adjustment knob دکمه نمایش تعداد فیلم
pelican crossing دکمه ای که با زدن آن عبور و مرور قطع میشود
to make a typo [American E] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to hit the wrong key [on the PC/phone/calculator] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
to make a typing error [mistake] U اشتباه روی دکمه ای فشار دادن [کلید یا تلفن]
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com