Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
news stand
U
جایگاه فروش روزنامه
news-stand
U
جایگاه فروش روزنامه
news-stands
U
جایگاه فروش روزنامه
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
on licence
U
پروانه فروش ابجو یا نوشابههای دیگر که در همان جایگاه فروش گسازده شود
news vendor
U
روزنامه فروش
paper boys
U
روزنامه فروش
news agent
U
روزنامه فروش
paper boy
U
روزنامه فروش
newspaperman
U
روزنامه فروش
newsmen
U
روزنامه فروش
newsman
U
روزنامه فروش
newsboy
U
پسر روزنامه فروش
sales d.
U
دفتر فروش روزنامه
porter house
U
جایگاه فروش و صرف ابجووکباب و مانند انها
staffers
U
مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
staffer
U
مخبر روزنامه سردبیر روزنامه
woollen draper
U
پشمینه فروش ماهوت فروش شال فروش
pearlies
U
جامه میوه فروش یا سبزی فروش دوره گرد که دکمههای مروارید دارد
wine seller
U
میفروش باده فروش شراب فروش خمار
sale maximization
U
به حداکثر رسانیدن فروش ماکزیمم فروش
hard sell
U
سخت کوشی در فروش فروش مجدانه
sales force
U
نیروی فروش کارکنان قسمت فروش
optional claiming race
U
مسابقهای که صاحب اسب ازادی در فروش یا خودداری از فروش اسب دارد
foreign military sales
U
فروش نظامی خارجی فروش مواد و تجهیزات فروش مواد و تجهیزات نظامی به خارجیان
stations
U
جایگاه
cabin
U
جایگاه
place
U
جایگاه
places
U
جایگاه
placing
U
جایگاه
housed
U
جایگاه جا
limb top
U
جایگاه
station
U
جایگاه
stationed
U
جایگاه
toll house
U
جایگاه
position
U
جایگاه
house
U
جایگاه جا
houses
U
جایگاه جا
positioned
U
جایگاه
furriers
U
خز فروش پوست فروش
furrier
U
خز فروش پوست فروش
hibernaculum
U
جایگاه زمستانی
sanctuaries
U
جایگاه مقدس
booth
U
جایگاه رژه
booths
U
جایگاه رژه
expanse of rubble
U
جایگاه خرابیها
sanctuary
U
جایگاه مقدس
parking place
U
جایگاه توقف
flash house
U
جایگاه دزدان
site plan
U
نقشه جایگاه
banstand
U
جایگاه ارکست
seat
U
جایگاه نشاندن
pumping ststion
U
جایگاه تلمبه
engine house
U
جایگاه لوکوموتیو
picturedrome
U
جایگاه سینما
picture theatre
U
جایگاه سینما
telephone station
U
جایگاه تلفن
picture palace
U
جایگاه سینما
band-stand
U
جایگاه ارکستر
operating rooms
U
جایگاه عمل
stands
U
جایگاه تماشاگران
stalling
U
لژ جایگاه ویژه
operating room
U
جایگاه عمل
seated
U
جایگاه نشاندن
scene of destruction
U
جایگاه خرابیها
ordinal position
U
جایگاه ترتیبی
lattice site
U
جایگاه شبکه
gallery
U
جایگاه تماشاگران
galleries
U
جایگاه تماشاگران
seats
U
جایگاه نشاندن
expanse of ruins
U
جایگاه خرابیها
grandstand
U
جایگاه سرپوشیده
grandstands
U
جایگاه سرپوشیده
stall
U
لژ جایگاه ویژه
home range
U
جایگاه حیوانات
stone work
U
جایگاه سنگ تراشی
lay-by
U
جایگاه ایست ایستگاه
podiums
U
بالکن جایگاه مخصوص
lay-bys
U
جایگاه ایست ایستگاه
menagerie
U
جایگاه دام ودد
lay by
U
جایگاه ایست ایستگاه
podium
U
بالکن جایگاه مخصوص
stand
U
جایگاه گواه در دادگاه
paper advance setting
جایگاه پیشرفته ورق
sanctum
U
قدس جایگاه مقدس
dock
U
جایگاه متهم در دادگاه
docked
U
جایگاه متهم در دادگاه
stand one's ground
<idiom>
U
حمایت از جایگاه شخص
docks
U
جایگاه متهم در دادگاه
swinery
U
پرورشگاه یا جایگاه خوکان
press box
U
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
platform
U
کف راه جایگاه خطابه
platforms
U
کف راه جایگاه خطابه
press boxes
U
لژ مطبوعاتی جایگاه گزارشگران
menageries
U
جایگاه دام ودد
choir-wall
U
[دیواره ی جداکننده جایگاه]
bars
U
جایگاه متهمین در دادگاه
oarlock
U
جایگاه فلزی پارو
gate chamber wall
U
جایگاه حرکت دریچه
dram shop
U
جایگاه نوشابه فروشی
far turn
U
پیچ سمت جایگاه
fire post
U
جایگاه اتش نشانی
sail loft
U
جایگاه بادبان سازی
malt house
U
جایگاه مالت سازی
bar
U
جایگاه متهمین در دادگاه
sales promotion
U
افزایش فروش از راه تبلیغات افزایش فروش
paper
U
روزنامه
papering
U
روزنامه
journal
U
روزنامه
papers
U
روزنامه
journals
U
روزنامه
papered
U
روزنامه
newspapers
U
روزنامه
the daily paper
U
روزنامه
newspaper
U
روزنامه
altar of credence
U
[جایگاه نان و شراب مقدس]
witness box
U
جایگاه شهود گواه جای
witness box
U
جایگاه ویژه گواهان در دادگاه
orchestras
U
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
choir-loft
U
[بالکنی بالای جایگاه همسرایان]
haras
U
جایگاه تخم کشی اسب
orchestra
U
دسته نوازندگان جایگاه ارکست
perch
U
جایگاه بلند جای امن
locations
U
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
perching
U
جایگاه بلند جای امن
location
U
جایگاه وضعیت مکانی جا دادن
perches
U
جایگاه بلند جای امن
perched
U
جایگاه بلند جای امن
newsstand
U
روزنامه فروشی
official jurnal
U
روزنامه رسمی
official gazette
U
روزنامه رسمی
newspaper columns
U
ستونهای روزنامه
journalism
U
روزنامه نگاری
gazetteer
U
روزنامه نویس
daybook
U
دفتر روزنامه
day book
U
دفتر روزنامه
publicist
U
روزنامه نگار
daily news paper
U
روزنامه یومیه
publicists
U
روزنامه نگار
paper boy
U
روزنامه رسان
paper boys
U
روزنامه رسان
local paper
U
روزنامه محلی
logbook
U
روزنامه دریاپیمایی
sportswriter
U
خبرنگارورزشی روزنامه
dailies
U
روزنامه یومیه
daily
U
روزنامه یومیه
columns
U
ستون روزنامه
column
U
ستون روزنامه
journal
U
دفتر روزنامه
journals
U
دفتر روزنامه
newspaperman
U
روزنامه نگار
newspapermen
U
روزنامه نگار
newsprint
U
طبع روزنامه
journalist
U
روزنامه نگار
journalists
U
روزنامه نگار
editor
U
سردبیر روزنامه
cutting
U
برش روزنامه
book of account
U
دفتر روزنامه
antechoir
U
جایگاه مخصوص روحانیون وسرایندگان در کلیسا
lubritorium
U
جایگاه مخصوص روغن کاری ماشین
tap room
U
جایگاه نوشابه فروشی ونوشابه خوری
choir-aisle
U
[راهرو موازی از شبستان به جایگاه همسرایان]
fore
U
[جایگاه مخصوص روحانیون و سرایندگان در کلیسا]
gazette
U
مجله رسمی روزنامه
semi monthly
U
روزنامه یامجله دوهفتگی
journals
U
دفتر روزنامه یکان
purchase journal
U
دفتر روزنامه خرید
unit journal
U
دفتر روزنامه یکان
trade journal
U
روزنامه یا مجله بازرگانی
newspapers
U
روزنامه نگاری کردن
editoress
U
مدیره روزنامه یامجله
newspaperman
U
صاحب وگرداننده روزنامه
newspaper
U
روزنامه نگاری کردن
head line
U
عنوان سرصفحه روزنامه
journalistic
U
وابسته به روزنامه و روزنامهنگاری
name plates
U
نام و آرم روزنامه
newsprint
U
ماشین چاپ روزنامه
news room
U
اطاق روزنامه خوانی
newspapermen
U
صاحب وگرداننده روزنامه
commonly read paper
U
روزنامه کثیر الانتشار
newsstand
U
دکه روزنامه فروشی
intelligence journal
U
دفتر روزنامه اطلاعات
headliner
U
نویسنده سرمقاله روزنامه
a newspaper's political affiliation
U
وابستگی سیاسی روزنامه ها
journal
U
دفتر روزنامه یکان
clubhouses
U
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
clubhouse
U
ساختمان در زمین گلف جایگاه سرپوشیده تماشاگران
Pay attention to the house rules
[hazard statements]
.
U
توجه بکنید به قواعد جایگاه
[اظهارات خطر]
.
newsstand
U
دکه یا کیوسک روزنامه فروشی
tabloid
U
روزنامه نیم قطع و مصور
back issue
U
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
tabloids
U
روزنامه نیم قطع و مصور
editorial board
U
هئیت مدیره یا کارکنان روزنامه
feuilleton
U
پاورقی قسمت پایین روزنامه
back copy
U
نسخه قدیمی مجله یا روزنامه
he writes for the papers
U
برای روزنامه هامقاله مینویسد
city article
U
گزارش مختصرمالی یاتجاری در روزنامه
grandstands
U
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
grandstand
U
جایگاه سر پوشیده تماشاچیان در میدان اسب دوانی یاورزشگاهها
offprint
U
مقاله نقل شده از روزنامه یامجله
oligopoly
U
انحصار چند جانبه فروش انحصار چند قطبی فروش
band shell
U
جایگاه دستهء موزیک که عقب ان بشکل صدف مقعر بزرگی است
an open letter
U
نامهای که بوسیله روزنامه به کسی عنوان شود
shirt-tails
U
اطلاعاتی که در آخر مقالهی روزنامه افزوده میشو
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com