Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (32 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to a agarment to the body
U
جامهای را اندازه تن کردن
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
to put a patch on a garment
U
وصله بر جامهای دوختن جامهای را وصله کردن
to wring
U
جامهای راچلاندن
to piece a garment
U
تیکه سر جامهای دادن
filibeg
U
جامهای که کوهستانیهای اسکاتلندمیپوشند
to piece a garment
U
جامهای را با تیکه بزرگترکردن
habiliments
U
جامهای که مخصوص منصب یاموقعی باشد
sealskin
U
جامهای که از پوست خوک ابی بدوزند
surtout
U
رو جامهای بلندمردانه که مانند است به فراک
swallow tail coat
U
جامهای که پشت ان مانند دم چلچله چاک خورده
processor
U
ساخت CPU با اندازه کلمه بزرگ با وصل کردن پلاکهای با اندازه کلمه کوچکتر به هم
angle
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
angles
U
اندازه تغییرات در جهت که معمولا اندازه گردش از یک محور میباشد
zahn cup
U
محفظهای با سوراخی به اندازه معین و دقیق برای اندازه گیری ویسکوزیته سیال
If the cap fit,wear it.
<proverb>
U
اگر کلاه به اندازه سرت هست به سر بگذار !(لقمه به اندازه دهن بردار).
typefaces
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
typeface
U
اندازه نوشتار که در واحد نقط ه اندازه گیری میشود
analogues
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analogue
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر ممتد و متغیر فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
analog
U
نمایش و اندازه گیری دادههای عددی توسط مقادیر متغیر ممتد فیزیکی مثل اندازه ولتاژ الکتریکی
orifice meter
U
روش اندازه گیری جریان سیال با گرفتن اندازه دقیق فشار قبل و بعد از یک صفحه عرضی با یک سوراخ
shoots
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
shoot
U
زدن با تیر پرتاب کردن اندازه گیری کردن ارتفاع خورشید
size
U
به اندازه کردن
sizes
U
به اندازه کردن
to take measures
U
اندازه گیری کردن
superpurgation
U
بی اندازه ازکار کردن
measure
U
اندازه گیری کردن
gauge=gage
U
اندازه کردن اشل
vary infinitely
U
بی اندازه تغییر کردن
gage
U
اندازه گیر اندازه گرفتن
gage
U
اندازه وسیله اندازه گیری
size
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
sizes
U
1-تعداد حروفی که کامپیوتر به صورت افقی و عمودی میتواند نمایش دهد. 2-اندازه صفحه نمایش بر پایه اندازه بین المللی کاغذ
to set a
U
اندازه گرفتن باطل کردن
margins
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
to fit
U
برازاندن
[اندازه کردن]
جامه
margin
U
مشخص کردن اندازه و حاشیه
burdens
U
بار کردن به اندازه فرفیت
stack up
U
جمع کردن اندازه گرفتن
burden
U
بار کردن به اندازه فرفیت
metres
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
meters
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
to set measures to anything
U
برای چیزی اندازه یا حد معین کردن
metre
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
live up to one's income
U
به اندازه درامد خود خرج کردن
to overexert
U
خود را بیش از اندازه خسته کردن
to fit a dress on somebody
U
جامه ای را برای کسی اندازه کردن
meter
U
بامتر اندازه گیری کردن سنجیدن
quantize
U
با تئوری و فرمول صفات وکیفیت چیزی را تعیین کردن نیرو را با فرمول اندازه گیری کردن
overwind
U
بیش از اندازه کوک کردن زیاد پیچیدن
minimise
U
کوچک کردن پنجره برنامه به اندازه یک نشانه
measure
U
1-یافتن اندازه یا کمیت چیزی . 2-از اندازه یا کمیت خاص بودن
size
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
sizes
U
سایز ساختن یارده بندی کردن برحسب اندازه
leave (let) well enough alone
<idiom>
U
دل خوش کردن به چیزی که به اندازه کافی خوب است
meters
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
meter
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metres
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
metre
U
اندازه گیری کردن بصورت مسجع ومقفی دراوردن
halving adjustment
U
تنظیم نیم حبابها به منظورتراز کردن دستگاههای اندازه گیر
batches
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
batch
U
اندازه گیری و وزن کردن شن ماسه سیمان و اب برای مخلوط بتن
gauged
U
اندازه اندازه گیر
gauges
U
اندازه اندازه گیر
gauge
U
اندازه اندازه گیر
bottoming reamer
U
وسیلهای برای میزان و بزرگ ردن سوراخ به اندازه دلخواه بدون کج کردن لبه ها
measuring converter
U
مبدل اندازه گیری ترانسفورماتور اندازه گیری
moment of momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
stream gaging
U
اندازه گیری ابراهه ها اندازه گیری رودخانه
angular momentum
U
اندازه حرکت زاویهای گشتاور اندازه حرکت
adobe type manager
U
استاندارد برای نوشتارهایی که اندازه شان قابل تغییر است که توسط System Apple و Windows Microsoft برای تقریبا تمام اندازه ها و قابل چاپ روی تمام چاپگرها ایجاد شده است
slices
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
slice
U
ساخت CPU با کلمات با اندازه بزرگ با ترکیب کردن بلاکهای با کلمات کوچکتر
declinating station
U
ایستگاه اندازه گیری انحراف مغناطیس دستگاهها ایستگاه اندازه گیری انحراف
torsionmeter
U
وسیله اندازه گیری دور پروانه ناو وسیله اندازه گیری نیروی چرخش پروانه ناو
reed
U
شانه
[وسیله ای که جهت کوبیدن و محکم کردن نخ پود در چله استفاده می شود و بیشتر در دارهای مکانیکی مورد استفاده قرار می گیرد. اندازه اینگونه شانه به پهنای عرض بافت است.]
moving iron instrument
U
دستگاه اندازه گیری اهن گردان دستگاه اندازه گیری اهن نرم گردان
in what way
<adv.>
U
تا چه اندازه ای
to what extent
<adv.>
U
تا چه اندازه ای
immoderately
U
بی اندازه
how far
<adv.>
U
تا چه اندازه ای
quantum
U
اندازه
sizes
U
اندازه
extent
U
اندازه
tracts
U
اندازه
measurement
U
اندازه
magnitude
U
اندازه
tract
U
اندازه
inordinate
U
بی اندازه
dimension
U
اندازه
infintesimal
U
بی اندازه
what
U
چه اندازه
measurer
U
اندازه
metres
U
اندازه
dealt
U
اندازه
hecatompet
U
[اندازه صد پا]
immense
U
بی اندازه
immensely
U
بی اندازه
metre
U
اندازه
bulk
U
اندازه
soupcon
U
اندازه کم
screamingly
U
بی اندازه
degree
U
اندازه
beyond measure
U
بی اندازه
degrees
U
اندازه
in part
<idiom>
U
تا یک اندازه
so far forth
U
تا ان اندازه
rather
U
تا یک اندازه
dimensions
U
اندازه
isodiametric
U
هم اندازه
attack size
U
اندازه تک
gauge
U
اندازه
measurements
U
اندازه
deals
U
اندازه
meters
U
اندازه
isometric
U
هم اندازه
immeasurable
U
بی اندازه
inordinately
U
بی اندازه
equal
U
: هم اندازه
equaled
U
: هم اندازه
meter
U
اندازه
symmetric
U
هم اندازه
floor length
U
اندازه کف
measure
U
اندازه
deal
U
اندازه
gauge=gage
U
اندازه
isometrics
U
هم اندازه
what is your size?
U
اندازه
gauged
U
اندازه
equaling
U
: هم اندازه
to size up
U
اندازه
fitted
U
اندازه
size
U
اندازه
indefinite
U
بی اندازه
To some extent. Within limits.
U
تا اندازه ای
equalled
U
: هم اندازه
equalling
U
: هم اندازه
gauges
U
اندازه
equals
U
: هم اندازه
spanned
U
پوشش اندازه
parameters
U
شرح اندازه
span
U
اندازه گرفتن
parameter
U
شرح اندازه
basic size
U
اندازه اولیه
fix
U
که اندازه کلمه
dimension
U
اندازه گیری
spanning
U
پوشش اندازه
too much
U
بیش اندازه
rates
U
اندازه نسبت
spans
U
اندازه گرفتن
spans
U
پوشش اندازه
dose
U
اندازه معین
dimension
U
اندازه گرفتن
quantities
U
قدر اندازه
spanning
U
اندازه گرفتن
quantity
U
قدر اندازه
dimensions
U
اندازه گرفتن
infinitesimal
U
بی اندازه خرد
span
U
پوشش اندازه
linear momentum
U
اندازه حرکت
limiting size
U
اندازه محدود
fits
U
اندازه بودن
fit
U
اندازه بودن
protective measure
U
اندازه حفافتی
life-size
U
اندازه واقعی
life size
U
اندازه واقعی
screen size
U
اندازه صفحه
full-size
U
اندازه طبیعی
full size
U
اندازه طبیعی
scale of project
U
اندازه طرح
scale factor
U
ضریب اندازه
block size
U
اندازه کنده
fittest
U
اندازه بودن
standard measure
U
اندازه استاندارد
undersize
U
اندازه کوتاه
trim size
U
اندازه طبیعی
rate
U
اندازه نسبت
dimensions
U
اندازه گیری
type size
U
اندازه حروف
type size
U
اندازه فونت
long measure
U
اندازه درازا
load limit
U
اندازه بار
partially
U
تایک اندازه
liner momentum
U
اندازه حرکت
salinity
U
اندازه شوری
preventive measure
U
اندازه حفافتی
pro tan to
U
تا این اندازه
mete
U
:اندازه گرفتن
block size
U
اندازه کندهای
size
U
اندازه بعدساختمان
format
U
اندازه شکل
formats
U
اندازه شکل
measure
U
اندازه داشتن
out of proportion
U
خارج از اندازه
limit
U
اندازه وسعت
indicator
U
شاخص اندازه
measure
U
اندازه گیری
meter
U
اندازه گیر
speeds
U
اندازه سرعت
over size
U
بزرگتر از اندازه
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com