Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 179 (11 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
scarifier
U
تیغ زننده
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
striker
U
زننده
strikers
U
زننده
sewer
U
اگو بخیه زننده
sewers
U
اگو بخیه زننده
poignantly
U
بطور تیزیا زننده
howler
U
جیغ زننده
howlers
U
جیغ زننده
harsh
U
ناگوار زننده
harsher
U
ناگوار زننده
harshest
U
ناگوار زننده
sharp
U
زننده زیرک
sharpest
U
زننده زیرک
sharps
U
زننده زیرک
striking
U
زننده
strikingly
U
زننده
caller
U
صدا زننده
callers
U
صدا زننده
clapper
U
کف زننده
clappers
U
کف زننده
prankster
U
کسیکه شوخی زننده کند
pranksters
U
کسیکه شوخی زننده کند
fulsome
U
زننده اغراق امیز
stench
U
بوی زننده تعفن
stenches
U
بوی زننده تعفن
deceptive
U
گول زننده فریب امیز
biting
U
زننده
glare
U
روشنایی زننده
glared
U
روشنایی زننده
glares
U
روشنایی زننده
acrid
U
زننده
garish
U
زننده
prickling
U
زننده
poignant
U
زننده
scintillating
U
جرقه زننده
stinking
U
زننده
pinching
U
زننده
revolting
U
بهم زننده
squalid
U
زننده
pungent
U
زننده
smacking
U
سیلی زننده خوش طعم
stirring
U
بهم زننده هیجان اور
nippy
U
زننده
knocker
U
زننده
knockers
U
زننده
crying
U
جار زننده
repellent
U
زننده
repellents
U
زننده
repulsive
U
زننده تنفراور
fetid
U
دارای بوی زننده
boiling
U
جوش زننده خشمناک
gaunt
U
زننده بی ثمر
gaunt
U
زننده ساختن
prank
U
شوخی زننده تزئین کردن
pranks
U
شوخی زننده تزئین کردن
pickier
U
ضربه زننده
pickiest
U
ضربه زننده
picky
U
ضربه زننده
acrimonious
U
زننده
staring
U
زننده
starring
U
زننده
mordant
U
زننده
nastier
U
زننده
nasties
U
زننده
nastiest
U
زننده
nasty
U
زننده
mawkish
U
بطور زننده احساساتی
bubblier
U
جوش زننده
bubbliest
U
جوش زننده
bubbly
U
جوش زننده
tart
U
زننده
tarts
U
زننده
vile
U
زننده
viler
U
زننده
vilest
U
زننده
bitten
U
زننده
repugnant
U
تنفرانگیز زننده
wetter
U
نم زننده
rakish
U
فاجر جلف و زننده
reddish
U
مایل بسرخی زننده
lurid
U
کم رنگ وپریده زننده
luridly
U
کم رنگ وپریده زننده
loathsome
U
زننده
accuser
U
تهمت زننده
accusers
U
تهمت زننده
fizzy
U
جوش زننده
forbidding
U
زننده
hideous
U
زننده
accusant
U
تهمت زننده
acrimoniousness
U
سخن زننده
appellant
U
تهمت زننده
applauder
U
کف زننده
beater
U
کتک زننده
beater
U
زننده
broiler
U
بهم زننده جوجه یا پرنده کبابی
calumniator
U
افترا زننده
calumnious
U
تهمت زننده
catterer
U
چهچه زننده
compound riposte
U
ضد حمله با یک یا دو حرکت گول زننده
concussive
U
ضربت زننده صدمه زننده
cornerman
U
زننده کرنر
Other Matches
water repellent
U
پس زننده اب
unlovely
U
زننده
nauseam
U
زننده
shuffler
U
زننده
scabrous
U
زننده
loathful
U
زننده
odoriferous
U
زننده
percutient
U
زننده
pit a pat
U
زننده
repeller
U
زننده
repercussive
U
پس زننده
garishly
U
بطور زننده
libellant
U
تهمت زننده
malodor
U
بوی زننده
napper
U
چرت زننده
pacer
U
گام زننده
flagellator
U
شلاق زننده
pertubative
U
برهم زننده
germinant
U
جوانه زننده
libelant
U
تهمت زننده
lasher n
U
سد شلاق زننده
galssy
U
بی نور زننده
flogger
U
زننده شلاق
kicker
U
زننده ضربه با پا
flogger
U
تازیانه زننده
flagellator
U
تازیانه زننده
inveigler
U
گول زننده
knotter
U
گره زننده
tacker
U
کوک زننده
gasper
U
نفس زننده
pricker
U
سیخ زننده
spicily
U
بطور زننده
staring red
U
قرمز زننده
strider
U
گام زننده
tacker
U
میخ زننده
trudger
U
قدم زننده
ad nauseam
U
بسیار زننده
slumberer
U
چرت زننده
shouter
U
فریاد زننده
puddler
U
بهم زننده
shackler
U
بخو زننده
scintillant
U
جرقه زننده
scintillator
U
جرقه زننده
seasoner
U
چاشنی زننده
seasoner
U
ادویه زننده
sourish
U
به ترشی زننده
coruscant
U
برق زننده
disturber
U
برهم زننده
dozer
U
چرت زننده
estimator
U
تخمین زننده
pungently
U
بطور زننده یا تند
greeny
U
بسبزی زننده سبزفام
rankly
U
بطور زننده یابدبو
swatter
U
ضربت سخت زننده
indign
U
زننده بدون استحقاق
invection
U
سخن سخت زننده
inoffensively
U
بی انکه زننده باشد
repulsively
U
بطور زننده یا دافع
trusser
U
چوب بست زننده
hydromancer
U
تفال زننده بوسیله اب
incisive speech
U
سخن تند یا زننده
harsh color
U
رنگ تند و ناملایم و زننده
smacker
U
سیلی زننده خوش طعم
inside of the foot kick
U
بغل پای ضربه زننده
loathly
U
زننده بطور نفرت انگیز
lunger
U
ضربت زننده جهش کننده
sharp tongued
U
بکار برنده سخنان زننده
nippingly
U
بطور زننده یا طعنه امیز
wheeler
U
دور زننده چرخ دار
fanner
U
قرقی یا باز کوچک باد زننده
out flanking
U
دور زننده احاطه کننده جناح
tickler
U
بهم زننده تحریک کننده قمقمه کوچک
volleyer
U
زننده توپ در هوا قبل ازبرخورد با زمین
typeball
U
یک عنصر ضربه زننده ماشین تحریر که شامل تمام کاراکترهای قابل استفاده میباشد
lusciously
U
بطور خوش مزه یا لذیذ بطور زننده
horridly
U
بطور سهمناک یا نفرت انگیز بطور زننده
incisively
U
بطور نافذ بطور زننده
pit a pat
U
بال بال زننده تپیدن
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com