Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 165 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
high angle
U
تیر قائم
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
rake
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
rakes
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
raking
U
زاویه بین قائم محل و محورچرخ دم هواپیما
surrogate
U
قائم مقام
surrogate
U
قائم مقام شدن
surrogates
U
قائم مقام
surrogates
U
قائم مقام شدن
envelop
U
احاطه قائم
enveloped
U
احاطه قائم
enveloping
U
احاطه قائم
envelops
U
احاطه قائم
hypotenuse
U
وتر مثلث قائم الزاویه
hypotenuses
U
وتر مثلث قائم الزاویه
wedge
U
اسکنه کولاس قائم
wedged
U
اسکنه کولاس قائم
wedges
U
اسکنه کولاس قائم
wedging
U
اسکنه کولاس قائم
right
U
قائم نگاهداشتن
right
U
قائم
righted
U
قائم نگاهداشتن
righted
U
قائم
righting
U
قائم نگاهداشتن
righting
U
قائم
substitute
U
قائم مقام جایگزین کردن
substitute
U
قائم مقام
substituted
U
قائم مقام جایگزین کردن
substituted
U
قائم مقام
substituting
U
قائم مقام جایگزین کردن
substituting
U
قائم مقام
vertical
U
قائم
cumuli
U
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
cumulus
U
ابرهای سفید متراکمی که باقائده تقریبا افقی وارتفاع قائم زیاد با راس گنبدی شکل که در مسیر جریانهای بالارونده قوی شکل میگیرند
joggle
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggled
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggles
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
joggling
U
برجستگی قائم کوچکی درامتداد لبه ورقه ها یاباریکههای فلزی بمنظورروی هم امدن لبه اجزاء مجاور
zenith
U
نقطه قائم بر نافر
zenith
U
اوج محور قائم بر افق نقاط
distortion
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
distortions
U
نسبت اشل قائم به اشل افقی در مدلها
surreptitiously
U
قائم مقام
locum
U
قائم مقام
locums
U
قائم مقام
vicar
U
قائم مقام
vicars
U
قائم مقام
deputies
U
نایب قائم مقام
deputies
U
قائم مقام جانشین
deputies
U
قائم مقام
deputy
U
نایب قائم مقام
deputy
U
قائم مقام جانشین
deputy
U
قائم مقام
plumb line
U
خط قائم
plumb lines
U
خط قائم
sheathing
U
تخته بندی قائم
normal
U
قائم
web
U
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
webs
U
جزء قائم اصلی تیر یا تیرک که در طول بال یا بدنه امتدادمیابد
mush
U
افزایش ناگهانی زاویه حمله بدون شتاب قائم انی متعاقب که از اندازه حرکت در امتدادمسیر اصلی ناشی میشود
erect
U
قائم
erected
U
قائم
erecting
U
قائم
erects
U
قائم
leg
U
ساق مثلث قائم الزاویه
legs
U
ساق مثلث قائم الزاویه
substantive
U
قائم بذات
successor
U
قائم مقام
right-angled
U
قائم الزاویه
rectangular
U
قائم الزاویه
prop
U
تقویت قائم
propped
U
تقویت قائم
propping
U
تقویت قائم
theodolite
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
theodolites
U
دوربین اپتیکی برای اندازه گیری زوایای قائم یا افقی
stake
U
قائم کردن
staked
U
قائم کردن
stakes
U
قائم کردن
plumb
U
سطح قائم صفحه شاغول
yaw
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
yawed
U
انحراف کشتی از مسیر خود خط انحراف کشتی چرخش افقی هواپیما دور محور قائم ان
vice chancellor
U
قائم مقام
vice-chancellor
U
قائم مقام
vice-chancellors
U
قائم مقام
upright
U
قائم
abeam
U
قائم بر مسیرحرکت
ablique coordinates
U
دستگاه مختصات قائم
apeak
U
عمودی قائم
block plot
U
صفحه کنترل عکسهای هوایی قائم صفحه کنترل موزاییکهای برجسته بینی
buttock lines
U
نیمرخ تلاقی صفحات قائم باسطح اجسام صلب
commercial procuration
U
قائم مقام تجارتی
commercial representative
U
قائم مقام تجارتی
compounding a felony
U
سازش کردن در دعوی ناشی از جنایت با پرداخت مبلغی به عنوان غرامت به مجنی علیه یا قائم مقام او
consular agent
U
قائم مقام کنسول
deputy minister
U
قائم مقام وزیر
deputy primeminister
U
قائم مقام نخست وزیر
double column vertical boring mill
U
ماشین تراش قائم دو ستونی ماشین تراش کاروسل دوستونی
envelopment
U
احاطه قائم
fan marker
U
نوعی برج مراقبت مخابراتی که تشعشعات امواج ان به صورت دایره قائم است
gust alleviation
U
سیستم دینامیکی برای کاهش اثر تندبادهای قائم روی هواپیما
h engine
U
موتور پیستونی با دو ردیف سیلندر روبروی قائم دوتایی و با دو میل لنگ که به خروجی مرکزی متصل شده اند
increate
U
قائم بالذات
Other Matches
perpendecular
U
قائم
orthogonal
U
قائم
upstanding
U
قائم
vertical tail
U
دم قائم
local vertical
U
قائم محلی
semierect
U
نیمه قائم
subsitute
U
قائم مقام
subrogation
U
قائم مقامی
true vertical
U
قائم واقعی
vertical axis
U
محور قائم
vertical bulking
U
کمانش قائم
vertical circle
U
دایره قائم
vertical creep
U
وارفتگی قائم
vertical cut
U
برش قائم
vertical envelopement
U
احاطه قائم
vertical force
U
نیروی قائم
vertical photograph
U
عکس قائم
self perpetuation
U
قائم بذات
self consistent
U
قائم بالذات
locumtenens
U
قائم مقام
normal acceleration
U
شتاب قائم
normal axis
U
محور قائم
normal plane
U
صفحه قائم
normal vector
U
بردار قائم
ordinate
U
بعد قائم
perpendecular
U
خط عمودی یا قائم
quadratic
U
منشور قائم
vertical drop
U
ابشار قائم
vertical speed
U
سرعت قائم
prime vertical circle
U
دایره قائم اصلی
short scope buoy
U
بویه شناور قائم
plane of departure
U
سطح قائم تیر
recoil pit
U
چاله تیر قائم
procousul
U
قائم مقام کنسول
upload
U
همنه قائم نیرو
vicegerent
U
جانشین قائم مقام
right cone
U
مخروط قائم
[ریاضی]
vertical probable error
U
اشتباه احتمالی قائم
vertical photograph
U
عکس هوایی قائم
vertical envelopement
U
حرکت دورانی قائم
right angled triangle
U
مثلث قائم الزاویه
vertical deformation
U
تغییر شکل قائم
vertical center line illusion
U
خطای خط قائم مرکزی
mercator chart
U
نقشه قائم الزاویه
subrogate
U
قائم مقام تعیین کردن
vertical probable error
U
خطای اصابت قائم گلوله
vicarial
U
وابسته به خلیفه قائم مقامی
plane of departure
U
سطح قائم مسیر گلوله
plane of site
U
سطح قائم مار بر سکوی تیر
universal transverse mercator
U
سیستم مختصات نقشهای قائم الزاویه
x plate
U
صفحات قائم موازی در لوله اشعه کاتدی
upload
U
نیروئی که به صورت قائم بطرف بالا عمل میکند
z correction
U
تصحیح انحراف محور قائم دوربین در عکس هوایی
ventral
U
تیغه قائم یا مایل بصورت ثابت یا لولایی در زیر یا عقب هواپیما
ride control
U
سیستم کنترل ایرودینامیکی اتوماتیک که شتاب قائم ناشی از تندبادها را کاهش میدهد
real representative
U
قائم مقامی حقیقی یا واقعی سمت وراث یا مدیر ترکه نسبت به اموال غیر منقول متوفی
nibbler
U
ابزاری برای بریدن ورقههای فلزی توسط برشهای متعدد و پیاپی موضعی قائم بکمک مته
y plates
U
صفحات افقی موازی که اختلاف پتانسیل انها سبب انحراف قائم پرتو الکترونی در لوله اشعه کاتدی میگردد
whip stall
U
شیرجه قائم سوت کشیدن شیرجه کردن هواپیما
internunico
U
فرستاده پاپ قائم مقام نماینده پاپ
loft bombing
U
بمباران از ارتفاع زیاد بمباران قائم
vortex ring state
U
حالت کاری رتور اصلی رتورکرافت که در ان جهت جریان رتور در خلاف جریان نسبی قائم خارج دیسک رتور وتراست رتور میباشد
transverse mercator
U
سیستم تصویر مرکاتور سیستم قائم الزاویه مرکاتور
vertical sand drainage
U
زهکشهای قائم ماسهای چاه زهکش ماسهای زهکشهای ایستاده ماسهای
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com