Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 63 (8 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
upper beam
U
تیر فوقانی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
wax
U
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxed
U
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
waxes
U
واکس زدن سطح فوقانی تخته موج
superstructure
U
روساخت بنای فوقانی
superstructure
U
ساختمان فوقانی
superstructures
U
روساخت بنای فوقانی
superstructures
U
ساختمان فوقانی
header
U
قسمت فوقانی اجر کله
headers
U
قسمت فوقانی اجر کله
capital
U
فوقانی راسی
top
U
فوقانی
overpass
U
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
overpasses
U
گذرگاه فوقانی گذرگاه زبرین
stratosphere
U
طبقه فوقانی جواز 11 کیلومتر ببالا
upper
U
فوقانی
uppers
U
فوقانی
uppish
U
باد در خیشوم انداز فوقانی
upstairs
U
دراشکوب بالا ساختمان فوقانی
turf
U
طبقه فوقانی خاک مرغزار
acropodium
U
سطح فوقانی پای پرندگان
aurora
U
پدیده تابناکی در لایههای فوقانی اتمسفر
biconvex
U
بالی که هر دو سطح فوقانی و تحتانی ان به صورت محدب باشد
bow string truss
U
خرپاهائیکه قسمتهای فوقانی و تحتانی ان نسبت به افق خمیده باشد
chapman region
U
منطقه فرضی در لایههای فوقانی اتمسفر که توزیع دانسیته الکترونها در ان باتغییرات ارتفاع قابل پیش بینی است
chemosphere
U
ناحیهای در قسمتهای فوقانی اتمسفر
chine
U
عضو طولی در کنار بدنه شناورهای دریایی یاهواپیماهای دریایی که محل برخورد سطوح فوقانی وتحتانی میباشند
crankcase upper half
U
قسمت فوقانی محفظه لنگ محفظه لنگ فوقانی
cumulo nimbus
U
ابرهای بسیار بزرگ متراکم که قسمتهای فوقانی انها به استراتوسفر میرسد
fan light
U
پنجره کوچک فوقانی
fastigium
U
راس قسمت فوقانی بطن چهارم
freeboard
U
بدنه فوقانی ناو
furnace dome
U
قسمت فوقانی کوره
furnace top
U
قسمت فوقانی کوره
head board
U
تختهای که در انتهای فوقانی چیزی گ ذارند
head gate
U
دریچه فوقانی کانال
hurricane deck
U
عرشه سبک فوقانی کشتی
jibstay
U
قسمت فوقانی تیر که بادبان یک گوشه روی ان قرار می گیرد
mesocline
U
لایه فوقانی مزوسفر
ozonosphere
U
لایهای از بخشهای فوقانی اتمسفر در ارتفا تقریبی 02 تا03 کیلومتر
pile head
U
قسمت فوقانی شمع
poop deck
U
عرشه کوچک فوقانی کشتی
roundhouse
U
عرشه فوقانی کشتی
skysail
U
بادبان فوقانی کشتی
superjacent
U
فوقانی
superstratum
U
طبقه فوقانی
taffrail
U
قسمت فوقانی ومسطح عقب کشتی
the upper storey
U
طبقه فوقانی مخ
top die
U
حدیده فوقانی
top edge
U
لبه فوقانی
top hamper
U
اتصالات فوقانی ناو
top layer
U
لایه فوقانی
top view
U
نمای فوقانی
topsides
U
قسمت فوقانی بدنه قایق بالای اب
topstone
U
سنگ فوقانی
upper limit
U
حد فوقانی
upper room
U
بالاخانه اطاق فوقانی
upper surface blowing
U
دمیدن جریان جهت پیشراننده اصلی روی سطح فوقانی بال
upside
U
قسمت بالایی فوقانی
upper bowl
U
جام فوقانی
top of the loom
U
قسمت بالایی یا فوقانی دار
[قالی]
altar-slad
U
[سنگ رویه فوقانی محراب]
altar-stone
U
[سنگ رویه فوقانی محراب]
Partial phrase not found.
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com