English Persian Dictionary - Beta version
 
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
| Help | About |
 
Home | Forum / پرسش و پاسخ | + Contribute | Users
Login | Sign up  
     

Enter keyword here!
  Tips | Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (9 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English Persian Menu
hinged support U تکیه گاه مفصلی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
axle stub U اکسل کوتاه بدون حرکتی که چرخها و پینهای مفصلی وسیله نقلیه برای راندن ماشین بر روی ان سوار شده و مناسب حرکت زاویهای محدودی است حول پینهای مفصلی
uniarticulate U یک بندی یک مفصلی تک مفصلی
accented با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting U : با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic U متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
trimerous U سه مفصلی
articulated U مفصلی
keage U مفصلی
articular U مفصلی
hinged U مفصلی
articulated jack U جک مفصلی
articulated shaft U محور مفصلی
pivot point U نقطه مفصلی
arthrosis U استحاله مفصلی
articular sensations U احساسهای مفصلی
spigot and socket joint اتصال مفصلی
knuckle joint U لولای مفصلی
synovia U رطوبت مفصلی
socket pipe لوله مفصلی
sleeve coupling U تزویج مفصلی
articulated rotor U روتور مفصلی
propeller shaft U محور مفصلی
articulation wales U چوب بست مفصلی
bursitis U اماس کیسههای مفصلی
It was a sumptuous lunch . U نهار مفصلی بود
articulated vehicle U وسیله نقلیه مفصلی
clevis U اتصال پنجه مفصلی
They gave him a sound thrashing . U اورا کتک مفصلی زدند
hinge joint U مفصلی که دریک سطح حرکت کند
accumbency U تکیه
atonic U بی تکیه
enclitic U بی تکیه
accents U تکیه
lolling U لم تکیه
lolled U لم تکیه
loll U لم تکیه
accenting U تکیه
accent U تکیه
lolls U لم تکیه
accented U تکیه
leaning U تکیه
reliance U تکیه
leanings U تکیه
recumbency U تکیه
emphasis U تکیه
unaccented U بی تکیه
lean U تکیه کردن
arm rest U تکیه گاه
accentual U تکیه دار
leans U تکیه زدن
leans U تکیه کردن
prop U تکیه گاه
propped U تکیه گاه
propping U تکیه گاه
lean U تکیه زدن
leaned U تکیه کردن
leaned U تکیه زدن
maulstick U تکیه دست
counterfort U دیوار تکیه
point of support U تکیه گاه
postpositive U الحاقی و بی تکیه
support bearing U تکیه گاه
support roller U تکیه گاه
to base one self U تکیه کردن
to lean on a reed U تکیه بر اب کردن
to throw oneself on U تکیه کردن بر
saddle bearer U تکیه گاه
catch-phrase U تکیه کلام
bridge seat U تکیه گاه
boilerplate U تکیه کلام
backrest U تکیه گاه
heel rest تکیه گاه
catch-phrases U تکیه کلام
slump over U تکیه زدن
mahlstick U تکیه دست
rest U تکیه دادن
bolstered U تکیه دادن
bolsters U تکیه دادن
support U تکیه گاه
stand U تکیه گاه
relying U تکیه کردن
insist U تکیه کردن بر
insisted U تکیه کردن بر
insists U تکیه کردن بر
recline U تکیه کردن
reclined U تکیه کردن
bolster U تکیه دادن
stayed U تکیه مهار
rest U تکیه گاه
rests U تکیه دادن
rests U تکیه گاه
bearing U تکیه گاه
relied U تکیه کردن
relies U تکیه کردن
rely U تکیه کردن
fulcrum U تکیه گاه
anchor U تکیه گاه
anchoring U تکیه گاه
anchors U تکیه گاه
stay U تکیه مهار
reclines U تکیه کردن
insisting U تکیه کردن بر
anchorages U تکیه گاه
anchorage U تکیه گاه
slogans U تکیه کلام شعار
support U تکیه گاه پایه
core print U تکیه گاه ماهیچه
movable support U تکیه گاه متحرک
perceptual anchorage U تکیه گاه ادراکی
propping U تیر شمع تکیه
leans U تکیه دادن بطرف
restraining support U تکیه گاه گیردار
lateral support U تکیه گاه کناری
lateral support U تکیه گاه جانبی
slogan U تکیه کلام شعار
fixed support U تکیه گاه گیردار
free support U تکیه گاه ازاد
armpits U تکیه گاه ارنج
elastic support U تکیه گاه ارتجاعی
indirect support U تکیه گاه بی واسطه
armpit U تکیه گاه ارنج
direct support U تکیه گاه بی واسطه
seat bars U میلههای تکیه گاه
settlement of abutments U نشست تکیه گاه
simple support U تکیه گاه ساده
propped U تیر شمع تکیه
rest U تکیه گاه استراحت
to lean against something U تکیه زدن به چیزی
to lean out of the window U به پنجره تکیه دادن
to lean against the wall U به دیوار تکیه دادن
rests U تکیه گاه استراحت
journal U تکیه گاه اصلی
leaned U تکیه دادن بطرف
solid support U تکیه گاه جامد
support conditions U شرایط تکیه گاهی
support pression U فشار تکیه گاه
lean U تکیه دادن بطرف
accentuated U با تکیه تلفظ کردن
journals U تکیه گاه اصلی
prop U تیر شمع تکیه
bench wall U دیوار تکیه گاه
abutment U تکیه گاه نیمپایه
bearing plate U صفحه تکیه گاه
bearing pressure U فشار تکیه گاهی
accumbent U تکیه دار خوابیده
bearing stress U تنش تکیه گاهی
bearing width U عرض تکیه گاه
arch abutment U تکیه گاه قوس
anchoring effect U اثر تکیه گاهی
accentually U مطابق تکیه صدا
accentuating U با تکیه تلفظ کردن
accentuates U با تکیه تلفظ کردن
accumbent U تکیه کننده سرغذا
accentuate U با تکیه تلفظ کردن
bow hand U دسته تکیه گاه
anchorage distance U فاصله تکیه گاهی
span U فاصله دو تکیه گاه تیر
spanning U فاصله دو تکیه گاه تیر
support resistance U واکنش یا مقاومت تکیه گاه
accentuating U تکیه دادن تاکید کردن
support movement U تغییر مکان تکیه گاه
to emphasize U تکیه کردن [زبان شناسی]
accentuates U تکیه دادن تاکید کردن
bolster U تکیه گاه حافظ دهانه پل
spanned U فاصله دو تکیه گاه تیر
stiffened at the supports U تقویت شده در تکیه گاهها
backs U پشتی کنندگان تکیه گاه
accentually U بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
accubation U تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
bolsters U تکیه گاه حافظ دهانه پل
bossing U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
spans U فاصله دو تکیه گاه تیر
back U پشتی کنندگان تکیه گاه
stretcher U تکیه گاه پای پاروزن
accentuated U تکیه دادن تاکید کردن
boss U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bearing pile U تکیه گاه پایه کوب
bossed U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accentuate U تکیه دادن تاکید کردن
staddle U چوب دستی تکیه گاه
bearing pressure on foundation U فشار تکیه گاهی شالوده
movable support U تکیه گاه قابل انتقال
accent mark U یکی از علائم تکیه در موسیقی
bearing support U تکیه گاه متحمل بار
support U تکیه گاه تصدیق کردن
catchword U تکیه سخن مفتاح کلام
bosses U تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bolstered U تکیه گاه حافظ دهانه پل
stretchers U تکیه گاه پای پاروزن
reaction of support U عکس العمل تکیه گاه
armpits U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
benchrest U سکو برای تکیه دادن تیرانداز
postposition U لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
arrow rest U تکیه گاه تیر روی کمان
armpit U چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slab for bearing U سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
i rely solely on god... U تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
barytone U کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
Recent search history Forum search
more | برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
  Contact• | TermsPrivacy  © 2009 Perdic.com