Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 201 (10 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
free support
U
تکیه گاه ازاد
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Other Matches
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
glide path
U
مسیر حرکت ازاد یا پرواز ازاد هواپیما یاموشک
free gyroscope
U
نیروی ژیروسکوپی ازاد نیروی جاذبه مغناطیسی ازاد
high sea
U
دریای ازاد دریای ازاد خارج از مرزکشور
free enterprise
U
اقتصاد ازاد اقتصاد بازار ازاد
accented
U
تکیه
leaning
U
تکیه
recumbency
U
تکیه
loll
U
لم تکیه
lolled
U
لم تکیه
accents
U
تکیه
lolling
U
لم تکیه
lolls
U
لم تکیه
leanings
U
تکیه
reliance
U
تکیه
unaccented
U
بی تکیه
atonic
U
بی تکیه
accent
U
تکیه
accumbency
U
تکیه
emphasis
U
تکیه
enclitic
U
بی تکیه
accenting
U
تکیه
stand
U
تکیه گاه
point of support
U
تکیه گاه
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
insist
U
تکیه کردن بر
rely
U
تکیه کردن
lean
U
تکیه کردن
saddle bearer
U
تکیه گاه
leaned
U
تکیه کردن
leaned
U
تکیه زدن
lean
U
تکیه زدن
leans
U
تکیه کردن
leans
U
تکیه زدن
accentual
U
تکیه دار
anchors
U
تکیه گاه
anchoring
U
تکیه گاه
anchor
U
تکیه گاه
counterfort
U
دیوار تکیه
arm rest
U
تکیه گاه
backrest
U
تکیه گاه
bridge seat
U
تکیه گاه
stay
U
تکیه مهار
stayed
U
تکیه مهار
maulstick
U
تکیه دست
mahlstick
U
تکیه دست
support
U
تکیه گاه
bolsters
U
تکیه دادن
bolstered
U
تکیه دادن
bolster
U
تکیه دادن
fulcrum
U
تکیه گاه
boilerplate
U
تکیه کلام
rest
U
تکیه دادن
slump over
U
تکیه زدن
relying
U
تکیه کردن
anchorages
U
تکیه گاه
bearing
U
تکیه گاه
anchorage
U
تکیه گاه
rest
U
تکیه گاه
insisted
U
تکیه کردن بر
rests
U
تکیه دادن
rests
U
تکیه گاه
insisting
U
تکیه کردن بر
insists
U
تکیه کردن بر
recline
U
تکیه کردن
reclined
U
تکیه کردن
reclines
U
تکیه کردن
heel rest
تکیه گاه
support roller
U
تکیه گاه
support bearing
U
تکیه گاه
propped
U
تکیه گاه
to base one self
U
تکیه کردن
to lean on a reed
U
تکیه بر اب کردن
relied
U
تکیه کردن
to throw oneself on
U
تکیه کردن بر
relies
U
تکیه کردن
catch-phrase
U
تکیه کلام
catch-phrases
U
تکیه کلام
propping
U
تکیه گاه
prop
U
تکیه گاه
bearing stress
U
تنش تکیه گاهی
accumbent
U
تکیه دار خوابیده
anchoring effect
U
اثر تکیه گاهی
propping
U
تیر شمع تکیه
anchorage distance
U
فاصله تکیه گاهی
arch abutment
U
تکیه گاه قوس
bearing pressure
U
فشار تکیه گاهی
journal
U
تکیه گاه اصلی
lean
U
تکیه دادن بطرف
bearing plate
U
صفحه تکیه گاه
journals
U
تکیه گاه اصلی
propped
U
تیر شمع تکیه
accumbent
U
تکیه کننده سرغذا
accentuated
U
با تکیه تلفظ کردن
leans
U
تکیه دادن بطرف
prop
U
تیر شمع تکیه
armpit
U
تکیه گاه ارنج
abutment
U
تکیه گاه نیمپایه
slogans
U
تکیه کلام شعار
armpits
U
تکیه گاه ارنج
accentually
U
مطابق تکیه صدا
leaned
U
تکیه دادن بطرف
accentuates
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuating
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuate
U
با تکیه تلفظ کردن
slogan
U
تکیه کلام شعار
support
U
تکیه گاه پایه
settlement of abutments
U
نشست تکیه گاه
indirect support
U
تکیه گاه بی واسطه
hinged support
U
تکیه گاه مفصلی
support conditions
U
شرایط تکیه گاهی
to lean against something
U
تکیه زدن به چیزی
to lean out of the window
U
به پنجره تکیه دادن
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
lateral support
U
تکیه گاه کناری
simple support
U
تکیه گاه ساده
solid support
U
تکیه گاه جامد
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
restraining support
U
تکیه گاه گیردار
perceptual anchorage
U
تکیه گاه ادراکی
movable support
U
تکیه گاه متحرک
support pression
U
فشار تکیه گاه
fixed support
U
تکیه گاه گیردار
core print
U
تکیه گاه ماهیچه
rests
U
تکیه گاه استراحت
bow hand
U
دسته تکیه گاه
to lean against the wall
U
به دیوار تکیه دادن
rest
U
تکیه گاه استراحت
bench wall
U
دیوار تکیه گاه
bearing width
U
عرض تکیه گاه
elastic support
U
تکیه گاه ارتجاعی
direct support
U
تکیه گاه بی واسطه
catchword
U
تکیه سخن مفتاح کلام
bolsters
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
bolster
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
support
U
تکیه گاه تصدیق کردن
accentuating
U
تکیه دادن تاکید کردن
bolstered
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
support resistance
U
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
support movement
U
تغییر مکان تکیه گاه
bearing pile
U
تکیه گاه پایه کوب
movable support
U
تکیه گاه قابل انتقال
stiffened at the supports
U
تقویت شده در تکیه گاهها
staddle
U
چوب دستی تکیه گاه
reaction of support
U
عکس العمل تکیه گاه
bearing pressure on foundation
U
فشار تکیه گاهی شالوده
backs
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
accent mark
U
یکی از علائم تکیه در موسیقی
back
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
accentuated
U
تکیه دادن تاکید کردن
span
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
accentually
U
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
accentuates
U
تکیه دادن تاکید کردن
accubation
U
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
spanned
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
spans
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
bearing support
U
تکیه گاه متحمل بار
accentuate
U
تکیه دادن تاکید کردن
stretchers
U
تکیه گاه پای پاروزن
boss
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bosses
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossing
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
to emphasize
U
تکیه کردن
[زبان شناسی]
stretcher
U
تکیه گاه پای پاروزن
spanning
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
slab for bearing
U
سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
slug
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
armpits
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
benchrest
U
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
slugged
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
barytone
U
کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
arrow rest
U
تکیه گاه تیر روی کمان
beam on elastic supports
U
تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
accentuation
U
بکار بردن ایین تکیه صدا
armpit
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
postposition
U
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
slugs
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
cheekpiece
U
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
fulcrum
U
تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
be raise to the bench
U
بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
do
[verb]
U
روی
[فعلی که همراه می آید]
تکیه میکند
simply supported deep beam
U
تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
flying buttresses
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
pretone
U
هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
flying buttress
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
masculinerhme
U
قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
lay back spin
U
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
false work
U
تکیه گاههای موقت که برای قابل بندی بتن یا داربستهابکار میرود
cantilever
U
تیرکی که تنها در یک انتهابصورت صلب به تکیه گاهی متصل شده است
unihibited
U
ازاد
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com