Perdic.com
English Persian Dictionary - Beta version
پرسش ترجمه خود را ارسال نمایید
|
Help
|
About
|
Home
|
Forum / پرسش و پاسخ
|
+
Contribute
|
Users
Login | Sign up
Enter keyword here!
⌨
Tips
|
Translate!
✘ Close
✘ Close
Total search result: 203 (15 milliseconds)
ارسال یک معنی جدید
Menu
English
Persian
Menu
to lean against something
U
تکیه زدن به چیزی
معنی که میخواستی رو پیدا نکردی؟ برو تو این صفحه تا از دیگرون کمک بگیری.
Search result with all words
anchored
U
به چیزی بسته شده تکیه داده شده
to lean something against something
U
چیزی را به چیزی تکیه دادن
Other Matches
accenting
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accent
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accents
U
: با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
accented
با تکیه تلفظ کردن تکیه دادن
enclitic
U
متکی به کلمه قبلی کلمهای که تکیه ندارد و یااگر دارد تکیه اش رابکلمه پیش از خود میدهد ودر تلفظ بدان کلمه می چسبد
atonic
U
بی تکیه
accumbency
U
تکیه
reliance
U
تکیه
leaning
U
تکیه
recumbency
U
تکیه
emphasis
U
تکیه
lolled
U
لم تکیه
lolling
U
لم تکیه
lolls
U
لم تکیه
accents
U
تکیه
accenting
U
تکیه
accented
U
تکیه
loll
U
لم تکیه
accent
U
تکیه
enclitic
U
بی تکیه
unaccented
U
بی تکیه
leanings
U
تکیه
to concern something
U
مربوط بودن
[شدن]
به چیزی
[ربط داشتن به چیزی]
[بابت چیزی بودن]
boilerplate
U
تکیه کلام
recline
U
تکیه کردن
reclined
U
تکیه کردن
reclines
U
تکیه کردن
slump over
U
تکیه زدن
to throw oneself on
U
تکیه کردن بر
relied
U
تکیه کردن
heel rest
تکیه گاه
relies
U
تکیه کردن
relying
U
تکیه کردن
support roller
U
تکیه گاه
rely
U
تکیه کردن
support bearing
U
تکیه گاه
catch-phrases
U
تکیه کلام
accentual
U
تکیه دار
fulcrum
U
تکیه گاه
insists
U
تکیه کردن بر
insisting
U
تکیه کردن بر
backrest
U
تکیه گاه
arm rest
U
تکیه گاه
to lean on a reed
U
تکیه بر اب کردن
counterfort
U
دیوار تکیه
stand
U
تکیه گاه
to base one self
U
تکیه کردن
catch-phrase
U
تکیه کلام
insist
U
تکیه کردن بر
bridge seat
U
تکیه گاه
insisted
U
تکیه کردن بر
leaned
U
تکیه کردن
anchorage
U
تکیه گاه
leans
U
تکیه کردن
leaned
U
تکیه زدن
saddle bearer
U
تکیه گاه
leans
U
تکیه زدن
postpositive
U
الحاقی و بی تکیه
point of support
U
تکیه گاه
prop
U
تکیه گاه
bolster
U
تکیه دادن
anchorages
U
تکیه گاه
lean
U
تکیه زدن
lean
U
تکیه کردن
stayed
U
تکیه مهار
rests
U
تکیه گاه
rests
U
تکیه دادن
rest
U
تکیه گاه
stay
U
تکیه مهار
rest
U
تکیه دادن
propped
U
تکیه گاه
mahlstick
U
تکیه دست
anchors
U
تکیه گاه
support
U
تکیه گاه
anchoring
U
تکیه گاه
bolstered
U
تکیه دادن
bearing
U
تکیه گاه
anchor
U
تکیه گاه
propping
U
تکیه گاه
maulstick
U
تکیه دست
bolsters
U
تکیه دادن
armpits
U
تکیه گاه ارنج
slogan
U
تکیه کلام شعار
slogans
U
تکیه کلام شعار
to lean out of the window
U
به پنجره تکیه دادن
rest
U
تکیه گاه استراحت
rests
U
تکیه گاه استراحت
bearing width
U
عرض تکیه گاه
propped
U
تیر شمع تکیه
elastic support
U
تکیه گاه ارتجاعی
armpit
U
تکیه گاه ارنج
prop
U
تیر شمع تکیه
propping
U
تیر شمع تکیه
support
U
تکیه گاه پایه
accentuates
U
با تکیه تلفظ کردن
bearing stress
U
تنش تکیه گاهی
bow hand
U
دسته تکیه گاه
journal
U
تکیه گاه اصلی
core print
U
تکیه گاه ماهیچه
bearing pressure
U
فشار تکیه گاهی
journals
U
تکیه گاه اصلی
bearing plate
U
صفحه تکیه گاه
perceptual anchorage
U
تکیه گاه ادراکی
bench wall
U
دیوار تکیه گاه
direct support
U
تکیه گاه بی واسطه
free support
U
تکیه گاه ازاد
lean
U
تکیه دادن بطرف
solid support
U
تکیه گاه جامد
leaned
U
تکیه دادن بطرف
abutment
U
تکیه گاه نیمپایه
restraining support
U
تکیه گاه گیردار
movable support
U
تکیه گاه متحرک
leans
U
تکیه دادن بطرف
accentuating
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuated
U
با تکیه تلفظ کردن
accentuate
U
با تکیه تلفظ کردن
seat bars
U
میلههای تکیه گاه
lateral support
U
تکیه گاه کناری
settlement of abutments
U
نشست تکیه گاه
indirect support
U
تکیه گاه بی واسطه
simple support
U
تکیه گاه ساده
fixed support
U
تکیه گاه گیردار
support conditions
U
شرایط تکیه گاهی
hinged support
U
تکیه گاه مفصلی
to lean against the wall
U
به دیوار تکیه دادن
accumbent
U
تکیه دار خوابیده
arch abutment
U
تکیه گاه قوس
anchorage distance
U
فاصله تکیه گاهی
anchoring effect
U
اثر تکیه گاهی
accumbent
U
تکیه کننده سرغذا
lateral support
U
تکیه گاه جانبی
accentually
U
مطابق تکیه صدا
support pression
U
فشار تکیه گاه
to watch something
U
مراقب
[چیزی]
بودن
[توجه کردن به چیزی]
[چیزی را ملاحظه کردن]
back
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
bearing support
U
تکیه گاه متحمل بار
stiffened at the supports
U
تقویت شده در تکیه گاهها
bolstered
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
spans
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
support movement
U
تغییر مکان تکیه گاه
support
U
تکیه گاه تصدیق کردن
bolsters
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
support resistance
U
واکنش یا مقاومت تکیه گاه
backs
U
پشتی کنندگان تکیه گاه
movable support
U
تکیه گاه قابل انتقال
staddle
U
چوب دستی تکیه گاه
accentuating
U
تکیه دادن تاکید کردن
reaction of support
U
عکس العمل تکیه گاه
accentuates
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuated
U
تکیه دادن تاکید کردن
accentuate
U
تکیه دادن تاکید کردن
bolster
U
تکیه گاه حافظ دهانه پل
catchword
U
تکیه سخن مفتاح کلام
accubation
U
تکیه دادن یادرازکشیدن سرخوراک
stretchers
U
تکیه گاه پای پاروزن
stretcher
U
تکیه گاه پای پاروزن
spanning
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
to emphasize
U
تکیه کردن
[زبان شناسی]
bosses
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
boss
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
accent mark
U
یکی از علائم تکیه در موسیقی
accentually
U
بدانسان که تکیه صدارانشان دهد
bearing pile
U
تکیه گاه پایه کوب
spanned
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
bearing pressure on foundation
U
فشار تکیه گاهی شالوده
span
U
فاصله دو تکیه گاه تیر
bossing
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
bossed
U
تکیه گاه یاتاقان شفت ها
benchrest
U
سکو برای تکیه دادن تیرانداز
slugged
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
accentuation
U
بکار بردن ایین تکیه صدا
slugs
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
Do not lean out!
U
به پنجره تکیه ندهید!
[در اتوبوس یا مترو]
support
U
تکیه بدن ژیمناست روی دستها
armpit
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
slug
U
گلوله تکیه گاه فنر تنبل
postposition
U
لفظ الحاقی که تکیه نداشته باشد
arrow rest
U
تکیه گاه تیر روی کمان
slab for bearing
U
سنگ بتنی کف تاوه تکیه گاه
armpits
U
چاله تکیه گاه ارنج در تیراندازی
beam on elastic supports
U
تیر روی تکیه گاههای ارتجاعی
barytone
U
کلمهای که اخران بی تکیه است میانه
i rely solely on god...
U
تنها به خدا تکیه ... دارم وبس
be raise to the bench
U
بر مسند قضاوت تکیه زدن دادرس شدن
simply supported deep beam
U
تیره تیغه روی دو تکیه گاه ساده
fulcrum
U
تکیه گاه ساختن پایه دار کردن
do
[verb]
U
روی
[فعلی که همراه می آید]
تکیه میکند
cheekpiece
U
تکیه گاه گونه تیرانداز روی تفنگ
expansion bearing
U
تکیه گاهی که موجب حرکت طولی یا دورانی میشود
flying buttresses
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
string board
U
تیر یا تختهای که پلههای سنگین بدان تکیه دارند
pretone
U
هجا یا صدایی که پیش ازهجا تکیه دارواقع شود
flying buttress
U
طاق مایلی که بدیوارساختمانی تکیه کرده وانرانگه میدار د
masculinerhme
U
قافیه کلماتی که نه به eبلکه بهجای تکیه دار منتهی میشود
lay back spin
U
چرخش روی یک پا با تکیه بعقب و بالابردن دستها و پای دیگر
to stop somebody or something
U
کسی را یا چیزی را نگاه داشتن
[متوقف کردن]
[مانع کسی یا چیزی شدن]
[جلوگیری کردن از کسی یا از چیزی]
enclosing
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
enclose
U
احاطه شدن با چیزی . قرار دادن چیزی درون چیز دیگر
relevance
U
1-روش ارتباط چیزی با دیگری .2-اهمیت چیزی دریک موقعیت یا فرآیند
to appreciate something
U
قدر چیزی را دانستن
[سپاسگذار بودن]
[قدردانی کردن برای چیزی]
Recent search history
Forum search
more
|
برای این معنی از دیگران سوال بپرسید. (Ask Question)
✘ Close
Contact
|
Terms
|
Privacy
© 2009 Perdic.com